تصور زیبایی از امیر حرکت جیش العدل صلاح الدین فاروقی حفظه الله


خداوند متعال حافظ و ناصرشان باشد
به امید پیروزی حق بر باطل

چگونگي به خلافت رسيدن امیرالمومنین عمر فاروق رضی الله عنه


چگونگي به خلافت رسيدن امیرالمومنین عمر فاروق رضی الله عنه

 بسم الله الرحمن الرحیم

 ابوبكر صديق رضی الله عنه در ماه جمادي الآخر سال سيزدهم هجري به شدت مريض شد.( البداية و النهاية (7/18)؛ تاريخ طبري (4/238)) ابوبكر صديق رضی الله عنه كه مرگش را نزديك مي‌دانست، به مردمي كه پيرامونش جمع شده بودند، فرمود: «شما، حال بيمار مرا مي‌بينيد و گمان خودم، اين است كه در اثر اين بيماري خواهم مُرد و خداي متعال، (با مرگ من) شما را از بيعت و پيماني كه با من بسته‌ايد، بيرون خواهد آورد و كارتان را به شما باز خواهد گرداند. پس هر كه را مي‌خواهيد، امير خود قرار دهيد و اگر اين كار را در زندگانيم انجام دهيد، بهتر است تا پس از من، با هم اختلاف پيدا نكنيد.»( التاريخ الاسلامي (9/258)) ابوبكر صديق رضی الله عنه براي تعيين خليفه‌ي پس از خود، اقدامات زير را انجام داد:

 1ـ ابوبكر صديق رضی الله عنه با بزرگان مهاجرين و انصار، درباره‌ي جانشين پس از خود مشورت و رايزني كرد. هر يك از صحابه خودش را از پذيرش مسؤوليت خلافت، دور مي‌گرفت و يكي از برادران مسلمانش را كه شايسته‌ي اين منصب مي‌دانست، براي عهده‌دار شدن خلافت، پيشنهاد مي‌كرد. نظرات صحابه به قدري گسترده و پراكنده بود كه به اين نتيجه رسيدند كه انتخاب جانشين ابوبكر رضی الله عنه را به خود ايشان واگذار كنند. بنابراين به نزد ابوبكر صديق رضی الله عنه رفتند و گفتند: «ما، به اين نتيجه رسيديم كه هر كس را كه شما پيشنهاد كنيد، همان شخ صلی الله علیه وسلم خليفه باشد.» ابوبكر رضی الله عنه فرمود: «پس به من مهلت بدهيد تا جوانب كار را بررسي كنم و نظري بدهم كه به رضاي خدا و مصلحت دين و بندگان خدا باشد.» ابوبكر صديق رضی الله عنه عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه را احضار كرد و به او فرمود: «نظرت را درباره‌ي عمر بن خطاب رضی الله عنه به من بگو.» عبدالرحمن رضی الله عنه گفت: «از من، چيزي مي‌پرسي كه خودت از آن آگاه‌تري.» ابوبكر فرمود: «باشد؛ نظرت را بگو.» عبدالرحمن رضی الله عنه فرمود: «به خدا سوگند كه عمر، بيش از تصور شما آدم خوبي است.» ابوبكر رضی الله عنه عثمان بن عفان رضی الله عنه را نيز به حضور خواست و به او فرمود: «مرا از ويژگي‌هاي عمر بن خطاب باخبر كن.» عثمان رضی الله عنه فرمود: «تو، از ما نسبت به ويژگي‌هاي عمر، آگاه‌تري.» ابوبكر رضی الله عنه فرمود: «با اين حال باز هم نظرت را درباره‌ي عمر بگو.» عثمان رضی الله عنه فرمود: «خدا مي‌داند كه به گمان من، باطن عمر از ظاهرش خيلي بهتر است و كسي چون او، درميان ما نيست.» ابوبكر صديق رضی الله عنه فرمود: «خداوند، تو را مورد رحمت خود قرار دهد؛ به خدا سوگند كه اگر عمر خلافت را نپذيرد، دست از تو برنخواهم داشت.» ابوبكر صديق رضی الله عنه اسيد بن حضير رضی الله عنه را نيز به حضور خواست و نظرش را درباره‌ي عمر رضی الله عنه پرسيد. اسيد رضی الله عنه فرمود: «خداوند، عمر را پس از تو، بهترين قرار داده؛ او، به رضاي خدا خشنود مي‌شود و آن‌چه، مايه‌ي ناخرسندي و خشم خدا است، او را به خشم مي‌آورد. باطنش، از ظاهرش بهتر است و كسي به قوت او نيست كه كار خلافت را عهده‌دار شود.» ابوبكر صديق رضی الله عنه با سعيد بن زيد رضی الله عنه و برخي ديگر از بزرگان مهاجرين و انصار نيز مشورت كرد كه همه‌ي آن‌ها غير از طلحه رضی الله عنه ، نظر يك‌ساني درباره‌ي عمر رضی الله عنه داشتند. طلحه رضی الله عنه از اين مي‌ترسيد كه شدت و سرسختي عمر فاروق رضی الله عنه ، مشكل‌ساز شود. وي به ابوبكر صديق رضی الله عنه فرمود: «تو كه عمر را اين چنين شديد و سخت‌گير مي‌بيني و مي خواهي او را جانشين خود كني، در پاسخ اين كارت به خدا چه خواهي گفت؟» ابوبكر رضی الله عنه فرمود: « مرا بنشانيد» و چون او را نشاندند، به طلحه رضی الله عنه چنين فرمود: «آيا مرا از خدا مي‌ترساني؟ ناكام باد آن‌ كس كه در اداره‌ي امورتان، ظلم و ستم كند. در پاسخ خدا خواهم گفت: خدايا! من، بهترين بنده‌ات را خليفه ساختم.»( الكامل ابن‌اثير (2/79)؛ التاريخ الاسلامي (الخلفاء الراشدون)، محمود شاكر، ص101) ابوبكر صديق رضی الله عنه در پاسخ كسي كه عمر رضی الله عنه را در كمال خوبي، خشن معرفي كرد، فرمود: «دليلش، اين است كه او (عمر) مرا بسيار ملايم مي‌بيند و چون عهده‌دار كار خلافت شود، بسياري از سخت‌گيري‌هايش را ترك مي‌كند.»

 2ـ ابوبكر رضی الله عنه پس از رايزني با صحابه در مورد جانشيني عمر رضی الله عنه ، حكمي در اين‌باره نوشت تا در مدينه و درميان سپاهيان اسلام خوانده شود. متن حكم، به شرح زير بود: بسم الله الرحمن الرحيم اين، حكم ابوبكر صديق رضی الله عنه در واپسين لحظات زندگانيش و در زماني است كه در حال ترك دنيا و رفتن به آخرت مي‌باشد؛ شرايطي كه كافر، مسلمان مي‌شود و دروغ‌گو، رو به صداقت و راستي مي‌نهد. من، عمر را جانشين پس از خود بر شما ساختم؛ پس از او حرف‌شنوي و اطاعت كنيد. من، در جهت رضاي خدا و رسولش و در راه منافع دين، از هيچ تلاشي فروگذار نكرده‌ و قصدي جز خير و نيكي براي شما نداشته‌ام. بنابراين با شناختي كه من، از عمر دارم، گمان من، اين است كه عمر، عدل و داد پيشه سازد و اگر غير از اين كند، هر كسي پيامد كارش را مي‌بيند. من، خواهان خير و نيكي بودم و از غيب خبر ندارم.« وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » (شعراء:227) يعني: «و كساني كه ستم‌ مي‌كنند، خواهند دانست كه بازگشتشان، به كجا است و چگونه سرنوشتي دارند؟» تاريخ الاسلام از ذهبي آخرين نظر و راهنمايي ابوبكر صديق رضی الله عنه اين بود كه عمر رضی الله عنه عهده‌دار امور خلافت شود. چراكه دنيا، به مسلمانان رو نهاده بود و ابوبكر مي‌دانست كه اگر مردم، به دنيا دل ببندند، غرق خواسته‌ها و مظاهر فريبنده‌ي دنيا مي‌شوند و بدين‌سان دنيا، بر آنان چيره گشته و آن‌ها را اسير خود مي‌كند. چراكه رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند: (فواللّهِ لا الفقرَ أخشي عليكم و لكن أخشي عليكم أن تبسط عليكم الدنيا كما بُسِطت علي مَن كان قبلكم فتنافسوها كما تنافسوها و تهلككم كما أهلكتهم) يعني: «به خدا كه من، بر شما از فقر و تنگ‌دستي بيمناك نيستم؛ بلكه از اين مي‌ترسم كه دنيا، همان‌طور كه بر پيشينيان شما گشوده شد، بر شما نيز گشوده گردد و همانند آنان، در دنياطلبي زياده‌روي كنيد و بدين ترتيب دنيا، آن‌گونه كه پيشينيان شما را نابود كرد، شما را نيز به هلاكت و نابودي بيفكند.»( بخاري، كتاب الجزية و الموادعة، شماره‌ي3158) ابوبكر رضی الله عنه با درك آگاهانه‌ي اين مسأله، كسي را عهده‌دار امور مردم كرد كه مانند دارويي مفيد، اين مرض را درمان كند و به‌سان كوهي استوار در برابر دنياطلبي بايستد تا پيامدهاي شوم دنياطلبي، از مردم دور شود. عمر رضی الله عنه شخصيتي بود كه رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم درباره‌اش فرموده‌اند: (…والّذي نفسي بيدِهِ ما لقيكَ الشيطانُ سالكًا فجًّا قط إلاّ سلك فجًّا غير فجِّك) يعني: «…قسم به ذاتی كه جانم در دست اوست، شيطان، تو را (اي عمر) در حال گذر از راهي نمي‌بيند مگر آن‌كه راهي غير از راه تو را در پيش مي‌گيرد.»( بخاري، كتاب فضائل اصحاب النبي، شماره‌ي3683؛ شايد منظور از اين فرموده‌ي رسول‌خدا اين باشد كه شيطان، همواره از فريب عمر ناتوان است و راهي كه عمر برود، شيطان به آن راه ندارد و از اين‌رو كار عمر، پيوسته درست مي‌باشد. والله اعلم) به خاطر همين پختگي عمر فاروق رضی الله عنه بود كه با شهادتش، خلأ بزرگي در امت ايجاد شد و حوادث ناگوار و فتنه‌هاي زيادي شكل گرفت. اين، از فراست و خبرگي ابوبكر صديق رضی الله عنه بود كه شخصيتي چون عمر فاروق رضی الله عنه را جانشين خود و عهده‌دار اداره‌ي امور مسلمانان كرد. عبدالله بن مسعود رضی الله عنه مي‌گويد: سه نفر از همه زيرك‌تر و هشيارتر بوده‌اند: 1ـ دختر شعيب كه به پدرش گفت: «اين شخ صلی الله علیه وسلم (موسي) را استخدام كن كه بهترين شخصي را كه بايد به‌كار بگيري، شخصي است كه نيرومند و درست‌كار باشد.» 2ـ كسي كه يوسف را در مصر خريداري كرد و به همسرش گفت: «او را گرامي بدار كه شايد براي ما مفيد باشد يا حتي او را به فرزندي بگيريم.»

 3ـ ابوبكر رضی الله عنه كه عمر رضی الله عنه را جانشين خود كرد.( مجمع الزوائد (10/268)؛ هيثمي گفته است: طبراني، اين روايت را به دو سند، نقل كرده كه مردان يكي از اين دو سند، صحيح هستند. حاكم نيز ضمن نقل اين روايت (3/90)، صحيحش دانسته و ذهبي نيز با او موافقت نموده است.) عمر فاروق رضی الله عنه مانع بزرگي ميان امواج فتنه‌ها و امت اسلامي بود.( ابوبكر رجل الدولة، ص100)

 4ـ عمر فاروق رضی الله عنه به حضور ابوبكر صديق رضی الله عنه رفت و چون ابوبكر رضی الله عنه ، عمر رضی الله عنه را از اين قصد باخبر كرد كه مي‌خواهد او را به عنوان جانشين پس از خود معرفي كند، عمر رضی الله عنه نپذيرفت. ابوبكر صديق رضی الله عنه او را با شمشير تهديد كرد و عمر رضی الله عنه كه راهي جز پذيرش مسؤوليت خلافت نمي‌ديد، ناگزير پذيرفت.( مآثر الاناقة (1/49))

 5ـ ابوبكر رضی الله عنه براي آن‌كه هيچ‌گونه ابهامي در مورد جانشيني عمر رضی الله عنه باقي نماند، شخصاً به مردم فرمود: «آيا به اين شخ صلی الله علیه وسلم كه خليفه‌ي شما كردم، راضي هستيد؟ به خدا سوگند كه من، در اين مورد بسيار انديشيدم و هيچ يك از نزديكان و خويشان خود را خليفه نكردم و عمر بن خطاب رضی الله عنه را خليفه‌ي شما نمودم؛ پس از او اطاعت كنيد و سخنش را گوش دهيد.» مردم گفتند: شنيديم و اطاعت مي‌كنيم.( تاريخ طبري (4/248))

 6 ـ ابوبكر صديق رضی الله عنه با خدايش راز و نياز كرد و اذعان كرد كه: «خدايا! من، عمر را بدون دستور پيامبرت خليفه كردم و جز خير و صلاح مردم را نمي‌خواستم. من، از اين ترسيدم كه آنان دچار فتنه شوند؛ به همين خاطر بهترينشان را به عنوان كاردارشان معرفي نمودم؛ او بيش از همه مشتاق آن چيزي است كه مايه‌ي رشد و تعالي مردم است و اينك به خواست تو چنين حالي دارم كه گويا خواهم مُرد؛ پس كسي را به جاي من بر بندگانت بگمار (كه نيك و شايسته باشد.)»( طبقات ابن‌سعد (3/199)؛ تاريخ المدينة از ابن‌ابي‌شبة (2/665-669))

 7 ـ ابوبكر صديق رضی الله عنه كه به قصد جلوگيري از بروز فتنه و پيامدهاي منفي آن، خواهان خليفه شدن عمر فاروق رضی الله عنه بود، به عثمان بن عفان رضی الله عنه دستور داد كه حكم خلافت عمر رضی الله عنه را براي مردم بخواند و براي عمر رضی الله عنه بيعت بگيرد. عثمان رضی الله عنه همين كار را كرد و خطاب به مردم فرمود: «آيا با كسي كه در اين حكم، مشخ صلی الله علیه وسلم شده، بيعت مي‌كنيد؟» مردم گفتند: بله. و بدين ترتيب همه، خلافت عمر رضی الله عنه را پذيرفتند و به آن راضي شدند.( طبقات ابن‌سعد (3/200))

 8ـ پس از ابلاغ حكم خلافت عمر رضی الله عنه و قرائت آن درميان مردم، پيش از وفات ابوبكر صديق رضی الله عنه ، با عمر رضی الله عنه بيعت شد و بي‌آن‌كه بيعت ديگري صورت بگيرد، عمر رضی الله عنه بلافاصله پس از وفات ابوبكر صديق رضی الله عنه زمام امور خلافت را به‌دست گرفت. بازنگاهي در چگونگي به خلافت رسيدن عمر فاروق رضی الله عنه نشان مي‌دهد كه عمر رضی الله عنه به اتفاق خبرگان و صاحب‌نظران به خلافت رسيده است؛ چراكه خبرگان و بزرگان صحابه، مسأله‌ي انتخاب خليفه را به شخ صلی الله علیه وسلم ابوبكر صديق رضی الله عنه واگذار كردند. ابوبكر صديق رضی الله عنه نيز پس از مشورت و رايزني با مسلمانان، عمر رضی الله عنه را به عنوان جانشين خود معرفي كرد كه اين امر، مورد پذيرش عموم مسلمانان قرار گرفت. به هر حال خبرگان و صاحب‌نظران هر جامعه‌اي، نمايندگان مردم به شمار مي‌روند و بدين ترتيب انتخاب عمر رضی الله عنه به عنوان خليفه بر اساس صحيح‌ترين شيوه‌هاي انتخاباتي و مشورتي، انجام شده است. هرچند كه كارهاي انجام شده در انتخاب عمر رضی الله عنه به عنوان خليفه، با اقداماتي كه در به خلافت رسيدن ابوبكر صديق رضی الله عنه صورت گرفت، متفاوت مي‌باشد، اما قدم‌هايي كه ابوبكر صديق رضی الله عنه براي انتخاب و معرفي جانشين خود برداشت، در هيچ حالي از دايره‌ي شورا و مشورت بيرون نيست. عمر فاروق رضی الله عنه بر اساس مشورت و اتفاق نظر مسلمانان به خلافت رسيد و تاريخ، هيچ‌گونه اختلافي گزارش نداده كه در مورد به خلافت رسيدن عمر رضی الله عنه به وجود آمده و يا كسي در دوران خلافت عمر رضی الله عنه مدعي منصب خلافت شده باشد. بلكه همگان درباره‌ي خلافت عمر رضی الله عنه به اتفاق نظر رسيده و در زمان خلافتش نيز از او به‌طور كامل حرف‌شنوي داشته‌اند.( النظرية الساسية الاسلاميه، ضياء الريس، ص181)

 9 ـ وصيت ابوبكر صديق رضی الله عنه به عمر فاروق رضی الله عنه : ابوبكر صديق رضی الله عنه ، عمر رضی الله عنه را احضار كرد تا به او اهميت كاري را كه عهده‌دار شده، يادآوري كند و هرگونه مسؤوليتي را از گردنش بردارد تا در حالي به سفر آخرت برود كه تمام تلاشش را در انجام مسؤوليتش انجام داده و هيچ‌گونه كوتاهي و قصوري نكرده باشد. در وصيت ابوبكر رضی الله عنه به عمر رضی الله عنه آمده است: «اي عمر! تقواي الهي پيشه كن و بدان كه براي خداوند در شب، حقوقي است كه اگر روز انجام شود، پذيرفته نمي‌گردد و در روز نيز كارهايي است كه اگر شب انجام شود، خداوند متعال، آن را نمي‌پذيرد. او، عمل مستحب را تا آن‌گاه كه به فرايض و واجبات رسيدگي نشود، قبول نمي‌كند. سنجه و ترازوي اعمال در روز قيامت ، به پيروي حق بستگي دارد و ترازوي كساني كه در دنيا از حق پيروي مي‌كنند، سنگين مي‌باشد و سزاوار است كه ترازويي كه فرداي قيامت در آن، حق سنجيده مي‌شود، سنگين باشد. ترازوي كساني كه در دنيا از باطل پيروي كرده‌اند، بسيار سبك مي‌باشد و بايد ترازويي كه فرداي قيامت در آن، باطل، نهاده و سنجيده مي‌شود، سبك باشد. خداي متعال، يادي از بهشتيان به ميان آورده كه در ازاي بهترين اعمالشان، به آنان پاداش مي‌دهد و از بدترين كرده‌هايشان درگذر مي‌فرمايد. پس هرگاه كه اين‌ها را به ياد آوردي، بگو: من، از اين مي‌ترسم كه مبادا در زمره‌ي اين افراد نباشم. خداي متعال جهنمي‌ها را ياد كرده كه نتيجه‌ي بدترين اعمالشان را مي‌چشند. هرگاه اين‌ها را به ياد آوردي، بگو: من، اميدوارم كه از جمله‌ي اين افراد نباشم؛ چراكه هر بنده‌اي بايد هم از خدا بترسد و هم به رحمتش اميدوار باشد؛ بي‌خودي و بدون عمل به اين دل نبندد كه خدا نجاتش مي‌دهد و در عين حال از رحمت خداوند، نااميد نيز نباشد. بنابراين اگر به وصيتم عمل كني، مرگِ نخواستني كه راه فراري از آن نداري و از آن بدت مي‌آيد، برايت دوست‌داشتني مي‌شود.»( صفة الصفوة (1/264،265)) و صلی الله و سلم علی محمد و علی آله و اصحابه الی یوم الدین.

ذروة سنام الاسلام الجهاد فی سبیل الله

ذروة سنام الاسلام قال رسول الله صلی الله علیه وسلم ذروة سنام الاسلام الجهاد فی سبیل الله .جهاد ، فریضه ا ی عظیم ، قله اسلامنمی دانم اگر جهاد نبود اسلام چگونه معنی پیدا می کرد و چگونه اسلام می توانست این جنبه آزادی و آزادگی اش را به جهان عرضه کند، چگونه انسان مسلمان می توانست نصرت الهی را دریابد . براستی که جهاد برگ برنده اسلام است، آری سایه جهاد بود که جهان اسلام به داشتن شیر مردان و شیر زنان صدر افتخار می کند به حقیقت سایه جهاد بوده و هست که تا به امروز افتخار مادران است که نام مجاهدان را یدک فرزندان خویش می کشند . آری جهاد یعنی حرکت به سوی سعادت و خوشبختی ، فقط و فقط با جهاد می توان کشتی طوفان زده اسلام را بار دگر به ساحل نجات رساند و فقط با جهاد می توانیم بار دیگر تاریخ گذشته را تکرار کنیم ، اما به خدا قسم نمی دانم که چرا کسانی جای پای محمد رسول الله (ص) را اشغال کرده اند و به جای اعلام حقیقت خدا و جهاد به حقیقت دنیا روی آورده اند ،آیا شرم نمی کنند از اینکه صاحب محراب و منبر را کم اهمیت جلوه می دهند و حقیقت ادعای او را به بازی گرفته اند آیا می توان ستون پنجم اسلام ، جهاد را انکار کرد

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران جندالله



بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که گروههائی همچون جیش الحسین و حرکت انصار ایران که تازه ها در دنیای مجازی نت خود را مطرح کرده اند و معلوم نیست چه افکار و نظراتی دارند و چه اهداف و مقاصدی را دنبال می کنند هیچ ارتباطی با جنبش مقاومت جندالله و رهبرش امیر عبدالمالک ندارند.
و جنبش استفاده این گروههای انترنتی از بیانیه ها و تصاویر جنبش و رهبری جنبش را محکوم می کند و این گروهها مجاز نیستند که از تصاویر شهداء و رهبری جنبش با نام خود استفاده نمایند و افکار و نظرات خود را به نام امیر عبدالمالک منتشر نمایند.
جنبش مسئول حرکات و افعال این گروهها نیست و خود مسئول افعال و اعمال خود هستند و جنبش همانگونه که قبلا اعلام کرده با هیچ گروهی اعم از القاعده و طالبان هیچگونه ارتباطی ندارد و سازمانی مستقل است که جهت تحقق عزت و آزادی برای مردمان ایران و ملت بلوچ مبارزه می کند.
جنبش باری دیگر از تمامی گروهها می خواهد که از تصاویر و نام رهبری مقاومت در راستای اهداف خود استفاده نکنند و بهتر است افکار و نظرات خود را با نام خود منتشر نمایند و امانت داری را در نشر تصاویر رعایت نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران جندالله

امان از دست این خرافات شیعیان رافضی


از برادران شیعه خواهشمندم در مورد دین خود تحقیق کنید و از الله بترسید و دنبال این آخوندهای خبیث ملعون نروید.
شما ایرانیان یک زمانه باسوادترین ملت بوده اید چه شده که به این روز افتاده اید آیا به این می گویند دین .
خودتان قضاوت کنید
از الله تعالی می خواهم شما و ما را به راه راست هدایت کند.

یکی از خطابه های امیر المومنین عمر بن خطاب به فرماندهان نظامی اسلام

یکی از خطابه های امیر المومنین عمر بن خطاب به فرماندهان نظامی اسلام
حضرت امیر المؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه به حضرت سعد ابن ابی وقاص فرمانده اسلام در جبهه های شرق؛ جبهه فارس و آنچه پشت آن است نوشت:
(أما بعد فإنی آمرک ومن معک بتقوی الله علی کل حال، فإن تقوی الله أفضل العُدّة علی العدو، وأقوی مکیدة فی الحرب، وآمرک ومن معک أن تکونوا أشد احتراساً من المعاصی، من احتراسکم من عدوکم، فإن ذنوب الجیش أخوف علیهم من عدوهم، وإنما ینصر المسلمون بمعصیة عدوهم لله، ولولا ذلک لم تکن لنا بهم قوة؛ لأن عِدّتنا لیس کعدتهم، ولاعُدتنا کعدتهم، فإن استوینا فی المعصیة کان لهم الفضل علینا فی القوة، وإن لم ننصر علیهم بفضلنا، لم نغلبهم بقوتنا ، واعملو أن علیکم فی سیرکم حفظة من الله، یعلمون ما تفعلون، فاستحیوا منهم، ولا تعملوا بمعاصی الله، وأنتم فی سبیل الله، ولا تقولوا أن عدوّنا شرٌّ منا، فلن یسلط علینا وإن أسأنا، فرُبّ قوم مسلط علیهم شرٌّ منهم، کما سلط علی بنی إسرائیل لما عملوا بمساخط الله کفرة المجوس، فجاسوا خلال الدیار وکان وعداً مفعولاً، واسألوا الله العون علی أنفسکم کما تسألونه النصر علی عدوکم ، أسأل الله ذلک لنا ولکم).
ترجمه: «اما بعد: من قبل از هر چیز شخص تو (حضرت سعد ابن ابی وقاص رضی الله تعالی عنه) و سایر دلاوران اسلام را به تقوی در هر حال سفارش می دهم، چون پرهیز گاری و تقوی مهمترین و برنده ترین سلاح بر علیه دشمن و قویترین سپر در جنگ است، و به تو و همراهانت دستور میدهم که تا آخرین درجه ممکن خود را از ارتکاب معاصی باز دارید، و بر نفس خود بیشتر از دشمن بترسید، چون گناه لشکر خطرناک تر از حمله دشمن به آنها است، و مسلمانان به سبب گناه دشمنان بر آنان پیروز می شوند، و اگر به این سبب نبود ما قدرت مقابله با آنان را نداشتیم؛ زیرا تعداد ما مثل تعداد آنها نیست و اسباب و وسایل جنگی ما هم با آنها برابری ندارد، اگر ما هم مثل آنها مرتکب گناه شویم آنها در قوت بر ما غالب خواهند شد، و اگر ما بر فضل و برتری بر آنان غالب نشویم با قوت خود نمیتوانیم پیروز شویم و بدانید که فرشتگان خدا ناظر اعمال تان هستند و از آنها حیا کنید و معصیت خدا را نکنید در حالی که شما در راه خدا جهاد میکنید، نگویید دشمن ما از ما بد تر است و به این علت آنها بر ما بیروز نمیشوند حتی اگر ما خوب عمل نکنیم، چه بسا که قوم بدتری بر قوم برتری بیروز شوند، همان گونه که خدا مجوسیان آتش پرست را بر بنی اسرائیل مسلط کرد بعد از این که به سبب اعمال شان گرفتار غضب و خشم خدا شدند (پس در میان خانه‏هایتان براى قتل و غارت شما به جستجو درآمدند و این وعدة تحقق‏یافتنى بود) پس از خدا طلب یاری بر نفس های خویش را بکنید همانگونه که از او همیشه طلب نصرت بر دشمن میکنید، و من این نصرت را برای خود و شما مسألت دارم. وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین.
حضرت فاروق اعظم عمر ابن الخطاب رضی الله تعالی عنه نه تنها این نامه را خطاب به حضرت سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه نوشت بلکه این نامه را به رزمندگان اسلام ، دستوری کامل و به تمامی نیرو های مجاهدین در تمام ادوار تاریخ اسلامی نوشته است. والسلام

کـلـیـسـایی بـا اسـتـخــوان چـهـل هـزار مـسـلـمــان




کـلـیـسـایی بـا اسـتـخــوان چـهـل هـزار مـسـلـمــان
در شهر سدلیک واقع در جمهوری چک، کلیسایی هست که از چوب ،آجر و فلز درست نشده ، بلکه از استخوان های مسلمانان درست شده است!
در سال ۱۲۱۸ پاپ وقت،برای نشان دادن غرورش دستور داد این کلیسا را از استخوان های مسلمانانی که برای ساخت این کلیسا کشته شده بودند،درست کنند.
در ساخت این کلیسا استخوان چهل هزار مسلمان به کار رفته است.و صلیبیان می گویند مسلمان ها تروریست هستند.
یا الله ما را توفیق ده تا این ها ملعون ها را نابود کنیم.

ما برای اعلاء کلمة الله می جنگیم

ما برای اعلاء کلمة الله می جنگیم
ما اینجا، برای مشتی خاک یا برای مرزهای موهومی که سایس و بیکو ترسیم کرده اند، نمی جنگیم و نیز برای آن نمی جنگیم که طاغوتی عربی جای طاغوتی غربی را بگیرد، بلکه جهاد ما والاتر و متعالی تر است.
ما برای اعلاء کلمة الله می جنگیم تا دین و عبودیت خالصانه از آن الله گردد:{ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه: و با آنان پیکار کنید تا فتنه‌ای(غلبه کفر وشرک) باقی نماند و دین خالصانه از آن خدا گردد}.[انفال/۳۹].
و هر کس که با این هدف مخالفت کند و یا در راه رسیدنمان به این هدف جلوی ما بایستد،چنین کسی دشمن ما و هدف شمشیرهایمان است هر چه که اسمش باشد و هر چه که نسبش باشد.
ما دینی داریم که الله آن را به عنوان میزان و داور فرو فرستاده است،سخنش فیصله بخش و قاطع بوده و حکمش گزافه وشوخی نیست،این دین نسب بین ما و مردم می باشد،موازین ما -بحمدالله- آسمانی ، احکاممان قرآنی و قضاوتهایمان نبوی است.
فارس های مسلمان برادران محبوب ما هستند و بلوچ های کافر دشمن منفور ما،حتی اگر ما و او در یک رحم مشترک باشیم.

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت جندالله

بسم رب الشهداء و المجاهدین
بدینوسیله جنبش مقاومت جندالله به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که دو تن از فرماندهان نظامی جنبش در یک عملیات ناجوانمردانه توسط مخبران و مزدوران رژیم در یکی از مناطق مرزی به درجه رفیع شهادت نائل گردیدند.
فرمانده نظامی شهید حاجی عبدالجلیل محمد زهی و مسئول تدارکات نظامی شهید جان محمد نصرتی ناهوکی(با نام مستعار محسن) همراه با گروهی از مجاهدان در حال گشت زنی و بازرسی از پایگاههای جنبش در منطقه مرزی بودند که در کمین مزدوران خائن و جنایتکار رژیم افتادند که فورا اقدام به عملیات ضد کمین نمودند که در لحظات آغازین نبرد حاجی عبدالجلیل محمد زهی به شهادت رسیدند و پس از آن مبارزان در عملیات ضد کمین موفق شدند مزدوران رژیم را محاصره نمایند و چند تن از آنان را به هلاکت برسانند و تعدادی دیگر را زخمی کنند.
مزدوران بزدل و ترسوی رژیم که کمین زده بودند و گمان می کردند مجاهدان را از بین می برند خود در کمین مجاهدان گرفتار شدند و در محل خیانت به سزای عمل ننگین خود رسیدند و مجاهدان بعد از عملیات در دو عملیات جداگانه دو تن از مزدوران شریک در این جنایت را دستگیر کردند و این مزدوران هم اکنون در بازداشت و تحت بازجوئی مبارزان هستند.
جنبش مقاومت طی این اطلاعیه به مزدوران و مخبران و خائنان دین فروش هشدار می دهد که از خیانت و دین فروشی و ناموس فروشی دست برداشته و توبه کنند در غیر این صورت بازوان پر قدرت و توان مجاهدان گلوی آنان را خواهد فشرد و آنان را نابود خواهد کرد.
مخبران بدانند که حتی در خانه و کاشانه خود امنیت نخواهند داشت و امروز دیگر جائی برای آنان حتی در بین خانواده هایشان نمانده است و حتی فرزندانشان آنان را از میان برخواهند داشت و بهتر است که هر چه زودتر توبه کنند و به آغوش اسلام و مردم برگردند که کافران متجاوز هرگز دوست و یاور آنان نخواهند بود و اگر فرصت را از دست بدهند تباه و نابود خواهند شد.
جنبش مقاومت جندالله

والجهاد سبیلنا

ابوبکر بن ابی موسی الاشعری(رض) می گوید:زمانی که پدرم ابوموسی در مقابل دشمن قرار گرفته بود این حدبث را از رسول الله(ص) روایت کرد: بدون شک درهای بهشت زیر سایه شمشیرها است. یک شخص پژمرده حال بلند شد و گفت: ای ابوموسی! آیا تو حدیث را از رسول الله (ص) شنیده ای؟! او گفت: آری! آن شخص نزد همراهان خود رفت و به آنان گفت: من شما را سلام (خداحافظی) می گویم. آن گاه نیام شمشیر را شکست و بر زمین انداخت و شمشیر را به دست گرفت و بر دشمن حمله برد و جنگید تا که شهید شد.
علامه تقی الدین ابن دقیق العید(رح) می گوید: مطلب این حدیث این است که از استفاده ی شمشیر در در راه جهاد، بهشت به دست می آید، زیرا سایه ی هر شئ لازمه شی است . به همین خاطر سایه ی شمشیر را ذکر فرمود.
منصف می گوید: وقتی مجاهد شمشیر را در راه خدا بر می دارد یا وقتی که شمشیر دشمن علیه او بلند می شود. در هر دو صورت سایه ی شمشیر بر او می افتد.بنابراین در این حدیث این نکته بیان شده که هر شخصی که سایه ی شمشیری بر وی بیفتد، او به دروازه ای بهشت رسیده است. حالا اگر او الان شهید شود، فورا وارد بهشت می شود. و اگر بعدا بمیرد همان وقت بمیرد همان وقت به بهشت می رسد. یعنی حقیقتا دروازه ی بهشت زیر سایه ی شمشیر قرار دارد.و به همین معنی است این فرموده ی رسول الله(ص) در روز بدر: بر خیزید به سوی بهشتی که عرض آن به اندازه ی آسمان ها و زمین است.!
و در حدیثی دیگر آمده
عبدالله بن عمر(رض) از رسول الله(ص) روایت می کند: آیا می دانید چه گروهی از امت من از همه جلوتر به بهشت می روند؟! من عرض کردم: الله و رسولش بهتر می دانند. رسول الله(ص) فرمودند: آنان مهاجران راه خدا هستند که در روز قیامت به دروازه ی بهشت می رسند و درخواست ورود به بهشت می کنند. نگهبانان دروازه ی بهشت از آنان می پرسند: آیا مگر حساب و کتاب شما تمام شده است؟! آنان پاسخ می دهند: از ما چه حسابی گرفته می شود؟ ما شمشیرهای مان را در راه خدا به گردن های مان آویخته ایم(و جهاد کرده ایم) رسول الله(ص) فرمودند: دروازه ی بهشت برای آنان باز کرده می شود و آنان چهل سال جلوتر از دیگران وارد بهشت می شوند و در آن لذت می برند.

تصاویری از شهادت ،شهید عبدالرحمان نارویی و شهید احمد نارویی

شهادت رتبه ای بزرگ و عظیم ومقامی بسیار والا است که نصیب فرد خوش شانس می شود و عاید آن انسان خوش بختی می گردد که فلاح و رستگاری همیشگی برای او نوشته شده است. مقام شهادت بعد از مقام نبوت در سومین رتبه قرار دارد.
ارشاد ایزد منان است:
فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا.(نساء:69)
ترجمه:
پس این جماعت همراه آن کسان اند که انعام کرده است الله برایشان از پغمبران و صدیقان و شهیدان وصالحان. ونیکو رفیق اند ایشانان.
و در جایی دیگر در می فرماید:
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿169﴾ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿170﴾ ۞ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ(آل عمران)
ترجمه: و مرده گمان مکن کسانی را که کشته شدند در راه الله،بلکه زنده اند نزدیک پروردگار خویش و روزی داده می شوند. شادان به آنچه عطا کرده است الله ایشان را از افضل خود، و خوش وقت می شوند بسبب آنانکه با ایشان نه پیوسته اند از پس ایشان، بسبب آن که هیچ ترس نیست بر ایشان و نه ایشان اندوهناک شوند. خوش وقت می شوند و به نعمت از الله و فضل او. به آنکه الله ضایع نمی کند مزد مومنان را.
حضرت عباس(رض) میفرماید:آن حضرت(ص) فرمودند: شهدا کنار دروازه ی بهشت در محلی سرسبز کنار دریا، سکونت دارند و صبح و شام از بهشت برای آنان روزی آورده می شود.
الله تعالی موت تمام مجاهدین را با شهادت فی سبیل الله نصیب فرماید.

سربازان وطن وطنم بلوچستان

سربازان وطن وطنم بلوچستان ، سوگند میخوریم ... بنام خونهای گرانبهایی که بخاطر تو در دامانت ریخته شد و پرچمت را گلگون نمود .... بخاطر اشک مادران و پدران و همسران و فرزندانی هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان لباس غم از تن در نیاورده اند .... به قلبهای اندوه بار و شکسته فرزندانت که در سراسر بلوچستان گسترده اند .... در نام انسانهای پاکی که بخاطر ایده ها و عقایدشان در اعماق خاک سردت استخوان برهنه کرده اند ... به روان فرشته دخترانت که در شب اعدام بنام خدا از آنان هتک حرمت شد .... به یاد پسران نیکت که پرچم بیگانه بر اندامشان پوشاندند و اعدامشان نمودند .... به عظمت روح شیر زنان و مردان سلحشورت که بخاطر پاسداری از نام و عرضت جان پاک خود را فدایت نمودند ....
ای مهد دلیرانم ... ای سرزمینم ... ای مادرم ... ای وطن ،
انتقامت را خواهیم گرفت ....
ترا از دست این آخوندهای خدا ناشناس ، رها خواهیم ساخت و آبی آسمانت را ... خاک تفته ات را ... شفق سرخت را ... آبروی از دست داده ات را ... حرمت گذشته ات را ... شیرینی آب خالصت را ... عظمت روح گمگشته ات را ... مرزهای آبی و تمامیت مرزی از دست رفته ات را و نام پر فروغت پس خواهيم گرفت



شهید عبدالغفور جان


شهید عبدالغفور ریگی برادر کوچکتر امیر بزرگوار عبدالمالک ریگی بود که در جوانی ،جان خود را فدای دین وعقیده و سرزمین خود کرد
روحش شاد

شیعه تهدیدی جدی برای اسلام و ملت بلوچ


بعضی از دوستان می پرسند که چرا شما بلوچها و برادران مسلمان خودتان را به قتل می رسانید در صورتی که اینها می توانند بازوان شما در مقابل دشمن رافضی باشند.
ما به آنها می گوییم عزیزان خداوند در کلام خویش درباره دوستی با کفار می فرماید: وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ یعنی : هر کس از شما با ایشان دوستی کند پس از زمره آنان است .
سردمداران رژیم سفاک ایران نیز دست پرورده همان صفویان یهودی هستند و در خدمت آنها بودن نیز حکم آنها را دارد.
پس بلوچ های مزدور و همه کسانیکه به نحوی به رژیم خدمت می کنند بدانند که دشمنان اسلام و مردمند چرا که دستشان به خون مردم آلوده است و باید در انتظار مکافات ومجازات باشند.
بزرگان اسلام در هر دوری شیعه را بزرگترین دشمنان اسلام و خطرناک ترین آن بر شمرده اند و جنگ علیه آنان را "جهاد اکبر " نامیده اند.
وآن را متابعت از صدیق اکبر رضی الله عنه قرار داده اند آن زمانیکه ایشان با اهل یمامه (منکرین زکات)وارد جنگ شدند. و این بزرگان اجماع تمامی اصحاب کرام رضوان الله علیهم اجمعین را در چنین جهادی نقل نموده اند.
و نکته قابل توجه این است که چرا با وجود دشمنان آشکار و سایر ابر قدرتها، سیدنا صدیق اکبر رضی الله عنه به جهاد با مرتدین اهل یمامه (منکرین زکات)پرداختند و همه صحابه در این مسئله هم رای و هم نظر بودند و بر آن اجماع نمودند.
در اولو یت قرار دادن جنگ با اینگونه منافقان و کفار مرتد و اجماع همه اصحاب در جنگ با آنها نشان دهنده تهدید جدی این گروه برای اسلام است.
کسانیکه شیعه (روافض)را در زمره دشمنان کو چک می پندارند و جنگ با آنان را خلاف مصلحت اسلام می دانند این نکته را به یاد داشته باشند که آیا با این تفکر منکر اجماع اصحاب نمی شوند؟!
به یاد داشته باشید که این از اصول متفقه امت اسلامی است که "منکر اجماع صحابه" کافر می شود.
وما بار دیگر به مزدوران خود فروخته هشدار می دهیم که توبه کنند و نزد علما و معتمدان با اعلان بیزاری از رژیم از مردم معذرت خواهی کنند تا در دادگاه مجاهدین از مجازات آنها جلوگیری شود و حسابشان با الله جل جلاله است.
آقای کمال شه بخش این مزدور خدا نشناس هم بداند که بزودی به مجازات خواهد رسید و بقیه مزدوران و مخبرین نیز در انتظار مجازات خود باشند و بدانند که مجاهدین سپاه صحابه به لطف خدا قدرت آن را دارند تا در سرتاسر بلوچستان این مزدوران را از سر راه بردارند .
خداوند متعال همه مسلمین را جان نثاران راستین صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین بگرداند و مجاهدین سپاه صحابه و همه مجاهدین را مورد رحمت و نصرت خود قرار دهد تا ملت ایران هر چه زودتر از شر این روافض ملحد و بی دین رهایی یابند. انشاءالله

با تشکر فراوان فرمانده سپاه صحابه ایران حاج محمد بلوچ
www.sepah-sahaba.blogspot.com

انتقامت را می گیریم امیرجان بهتر از جانم (انشاءالله)


ای برهنه پا سرو سر افراز تويی تو سردار سزاوار به هر ناز تويی تو
دشمن شکن و فاتح وسرباز تويی تو فرمانده اين خاک از آغاز تويی تو
غير از تو کسی نيست در اين مرز کهن وای
ای وای وطن وای وطن وای

خطاب به مخالفان جهاد

بسم الله الرحمن الرحیم
خطاب به مخالفان جهاد(راه سعادت؛ راه جهاد است)
جهاد فریضه ای است از فرائض و بهتر گویم از برترین فرائض است که بر فرد مسلمان فرض می شود و هر که از آن روی گرداند راه هلاکت را انتخاب نموده:
« و هر کس از آنها پشت کند مگر اینکه برای جنگیدن منحرف شود یا بسوی گروهی دیگر جای گیرد بسوی غضب خدا برگشته و جایگاهش دوزخ است و بد بازگشتی است »(انفال 16)
اما مسبب نوشته های کنونی من، سیاست و روش انجمن موسوم به «راه سعادت» می باشد که طی پیامی به بنده؛ من را از نوشتن مطالب جهادی و تبلیغی برای مجاهدان منع کرده بود و ساست انجمن مذکور را اینچنین آشکار ساخته بود که مکانی برای تبلیغ گروه های مثل القاعده نیست(عین عبارت چنین می باشد) و شخصی این پیام را به من داد که از مخالفان سر سخت جهاد و مجاهدان و اهانت کنندگان به جماعت توحید و جهاد میباشد.
چنانچه دیدید وعده الله تعالی به مخالفان جهاد عاقبت شری است که هیچ بازگشتی ندارد و باید مخالفان جهاد از این امر با خبر باشند که اگر بدنبال راه سعادت میگردند، راه سعادت راهی نیست جز راه جهاد و اگر از این راه گریزان باشند بنا بر کلام خداوند راه منتخبشان راه هلاکت است نه راه سعادت!
ای سعادت جویان! اگر با جهاد مجاهدان افغانستان و عراق و … مشکل دارید جواب این سوال پروردگار جهانیان را چه خواهید داد:
« چرا در راه خدا و مردان و زنان و کودکانی که تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟»(نساء آیه 75)
مگر غیر این است که ارتش صلیبی به این دو کشور(عراق و افغانستان) یورش برده و به زن و کودک مسلمانان هم رحمی نکرده است؟ مگر خبر نداری با دختران افغانی و عراقی چه ها کردند؟ اگر خبر نداری به تو می گویم که پرده عفت خواهرانت دریده شده و خوکهای صلیبی از آنان انواع استفاده ها را کرده اند و میکنند؛ از دختران نوجوان در موسسات موسوم به خدماتی استفاده میکنند و قاتل هزاران زن و بچه در این مناطق هستند و روافض و سگهای دنبال استخوانشان هم با این ارتش نجس صلیبی همکاری میکنند چنانچه در قتل مردم بی گناه فلوجه(منطقه سنی نشین عراق) دست داشتند و برادران مجاهدمان برای ایشان به پیکار برخاستند و هنوز ایستاده اند تا آخرین قطره خونشان به زمین بچکد.
مگر نه این است که ارتش صلیبی بر مسلمانان جنگ را آغاز نموده و مسلمانان هم باید با ایشان بجنگند:
«و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و از حد تجاوز نکنید که خدای تعدی کنندگان را دوست ندارد»(بقره 190)
پس چرا از جهاد و مجاهدان گریزان هستید؟ چرا با جهاد با کفار مخالفت میکنید و چرا به گونه ای برخورد میکنید که انگار نه مسلمان هستید و نه قرآن را برای یکبار هم ورق زده اید و چرا و چرا و چرا…
بسیاری از برادران عزیز که در انجمنهای فارسی اهل سنت حضور داشتند پیام دهنده به من را میشناسند و از مخالفتهایش با مجاهدان نفرت دارند و حتی مدیر محترم سایت جهادی تمکین-حفظه الله- نیز از اهانات و تحقیرهای این شخص مصون نماندند و به یاد دارم در آغاز فعالیت این سایت پر برکت، با این موجود مباحثه ای طولانی انجام دادند و بحمدلله جوابهای دندان شکنی دادند که پیکره مخالفان جهاد را در هم شکست ولی این شخص معلوم الحال با فحاشی و اهانات و تهمت و توهمات خویش بحث را پیش میبرد که نشان ضعف شدید یک شخص میباشد.(متن مباحثه در انجمن مسلمان موجود است)

اما این شخص(جناب ابو انس لا جهادی) از اصطلاح خوارج برای مجاهدان استفاده میکند و دائما بر طبل خود میکوبد و های و هوی به راه می اندازد که اینها مسلمان نیستند و خلاف کتاب و سنت عمل میکنند و …

و ما از جنابش میپرسیم کدام کار مجاهدان فی سبیل الله خلاف قرآن و سنت میباشد، آیا منظورتان قتال با کفاری است که به وعده هایشان هیچگاه عمل نکردند و نمی کنند است؟
«آیا با قومی که عهد و پیمان خود را شکستند و اهتمام کردند که رسول خدا را از شهر و وطن خود بیرون کنند قتال و کارزار نمی کنید در صورتیکه آنها اول بار به قتال با شما پرداختند از آنها بیم و اندیشه دارید و حال آنکه سزاوارتر آنست که از خدا بترسید اگر اهل ایمان هستید»(توبه13
و یا خوشحال کردن دل مومنان بعد از حقیر کردن دشمنان خداوند است که با این تجهیزات پیشرفته از سلاح های مبتدیانه مجاهدان شکست میخورند؟
«شما(ای اهل ایمان با آن کفار) بقتال و کارزار برخیزید تا خدا آنان را بدست شما عذاب کند وخوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای اهل ایمان را(بفتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد»(توبه 14)
اما سوال دیگری که فکرم را به خود مشغول کرده سوال بزرگمردی است که آن را برایت بازگو میکنم و آن اینست که اگر مجاهدان خوارج هستند شما و آنان که حبشان در دل شماست(طواغیت مرتد) که هستید؟ آیا خود را امیر المومنین علی(رض) میخوانید؟ در حالی که محب کسانی هستند که با کفار دوستی میکنند و با آنها می گساری میکنند!!
«ای اهل ایمان یهود و نصاری را بدوستی نگیرید آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند و هرکه از شما آنان را به دوستی گرفت از آنها خواهد بود و همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد کرد»(مائده 51)
با کسانی متحد شده اند که تمام کارهایشان مخالفت و مبارزه با اسلام و مسلمین است و انگ جنایتکاری و تروریستی را به مسلمانان داده اند و قرآن را به آتیش کشیده اند و به پیامبرمان صلی الله علیه و سلم توهین کرده اند…
«ای اهل ایمان با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به بازیچه و تمسخر گرفته اند دوستی مکنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان دارید»(مائده 57)
حال آیا باز هم طرف طواغیت را میگیرید و سربازان خدا را تحقیر و تکفیر میکنید؟ آیا بدنبال عزت هستید یا ذلت؟
آن گروه که کافران را دوست گرفته نه مومنان را آیا نزد کافران عزت میطلبند درحالی که عزت همه دست خداست»(نساء 139)
احتمالا شما اگر زمان قیام حسین بن علی رضی الله عنه زندگی میکردید او را از خوارج میخواندید(العیاذ بالله) و یزید بن معاویه را بر حق میدانستید!! اما بدانید طواغیت کنونی با یزید قابل مقایسه نیستند زیرا که حکم بغیر ما انزل الله که میکنند که هیچ، با کفار دوستی میکنند و سیاستشان سیاست کفار است و اربابشان شیطان است و سرزمین شیاطین، شراب میخورند و دست به کارهای لهوه و رقص و آواز میزنند و شکم هایشان را بزرگتر کرده و بنده شهواتشان هستند.
اما فکر نمیکنم دلیل مخالفتتان با جهاد سر قضیه دشمنی با طواغیت عرب باشد احتمالا از قلب مهر شدگان هستید یا شاید هم میترسید و هوای بزدلی بر شما چیره گشته غافل از این امر که:
:«خدا با مومنان است»(انفال 19)
و «آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس و هیچ اندوهی در دل آنها نیست»(یونس 62)
نمیدانم چگونه پنبه ها را از گوشتان در آورم و فریاد سعادت را به گوشتان برسانم و نمیدانم با چه روشی از خواب غفلت بیدارتان کنم( گرچه آدم خواب را میتوان بیدار کرد ولی آدمی که خود را به خواب زده نه!) اما وجوب جهاد با این کفار حربی را به شما اثبات کردیم و گفتیم اگر از جهاد روی گردان باشید عاقبتتان چیست شاید بهتر باشد از فضیلت جهاد و مجاهدان هم سخنی گفته باشیم:
«و كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا به جهاد پرداخته و كسانى كه [مهاجران را] پناه داده و يارى كرده‏اند آنان همان مؤمنان واقعى‏اند براى آنان بخشايش و روزى شايسته‏اى خواهد بود»(انفال 74)
و رسول خداوند درباره مجاهدان اینگونه میفرمایند:
«مثال مجاهد در راه خدا ـ و خدا بهتر مي داند كه چه كسي در راه او جهاد مي كند ـ مانند كسي است كه هميشه در حال روزه و نماز بسر مي برد. و خداوند، تعهد نموده است كه اگر مجاهدِ راهش را بميراند، او را وارد بهشت سازد و (اگر زنده نگه دارد) سالم و تندرست، همراه پاداش يا غنيمت (به خانه) برگرداند»
و یا اینکه میفرمایند: صبح و شامی در راه خدا جهاد کردن بهتر از دنیا و هر آنچه در آن است میباشد.
و در روایات میبینیم که از رسول خدا پرسیدند بهترین مردم چه کسی هستند که پاسخ میدهند کسانی که با مال و جان خویش در راه خداوند جهاد میکنند(بخاری 2786)
و در آخر حدیثی از رسول اکرم(ص):
ابوهريره مي گويد: مردي نزد رسول الله آمد و گفت: عملي به من معرفي كن كه با جهاد، برابر باشد. رسول خدا فرمود: «چنين عملي، سراغ ندارم». و افزود: «آيا تو مي تواني از زماني كه مجاهد (براي جهاد) بيرون مي رود، به مسجدت بروي و بدون احساس خستگي به نماز بايستي و بدون افطار، روزه بگيري (تا زماني كه مجاهد برگردد)»؟ آن مرد، گفت: چه كسي توانايي چنين كاري را دارد؟؟
و لا حول و لا قوة الا بالله
ابوخالد الرفیعی

شعار هر بسیجی .. شعار هر روحانی .... صیغه حق مسلم ماست

شهرزاد نیوز: حجت‌الاسلام موسی قربانی، عضو كميسيون حقوقی و قضايی مجلس، در نشست تخصصی کانون وکلا با موضوع "ازدواج موقت، تحكيم يا تزلزل خانواده"، صیغه موقت برای محرمیت زن با پزشک را مطرح کرد و گفت که برخی زنان به دلايل نامحرم بودن پزشك از نظر شرعی مشكل مراجعه به پزشك دارند.
به گزارش ملت آنلاین، وی ضمن بیان این مطلب اظهار داشت که 10 ميليون و 360 هزار زن مجرد در كشور داريم كه در سن ازدواج هستند و بايد برای آنها تدبيري انديشيده شود. او با اشاره به "روايات" افزود که هيچ يك از فقها ازدواج موقت را رد نمی کنند و علاوه بر 10 ميليون و 360هزار نفر در سن ازدواج، همچنين 1 ميليون و 891 هزار زن به دليل فوت همسر يا طلاق تنها هستند و 5/9 درصد خانوارهای كشور را زنان سرپرستی می ‌كنند.
قربانی ضمن بر شمردن فواید صیغه موقت، همچنین گفت که پزشکیان، وزیر پیشین بهداشت، گفته است که مادرش حاضر شد بمیرد اما پیش پزشک مرد نرود و چندی پیش هم از جراح همسرش خواسته است تا نوه شیرخواره اش را صیغه یک ساعته کند و دکتر به همسرش محرم شود.
وی در پاسخ به سوال یکی از حاضران که پرسید: اگر می ‌توان با "روايات" قانون تصویب كرد، ديگر مجلس به چه كار می ‌آيد؟، به شوخی پاسخ داد: اگر حقوق مان را بدهند، مجلس را تعطیل می کنیم.

عوامل اصلی پخش موادمخدر خود رژیم آخوندی در ایران است

زاهد شيخي، رييس روابط عمومي دادگستري زاهدان به دليل حمل ۵٠٠ كيلوگرم مواد مخدر با خودروي دولتي دستگير شده است.
به گزارش منابع محلي نامبرده مواد مخدر را كه شامل ۴۵٠ كيلوگرم ترياك و ۵٠ كيلوگرم هرويين بوده با خودروي دولتي و حكم ماموريت و اسلحه حمل مي كرده كه در پاسگاه سهل آباد متوقف و مواد فوق كشف گرديده است.
يك منبع آگاه در گفتگو با سي‌ميل اين موضوع را بي‌ارتباط با تنش‌هاي اخير ميان رهبر جمهوري اسلامي و محمود احمدي‌نژاد ندانسته چرا كه به گفته وي، زاهد شيخي و برادرش از روساي ستادهاي انتخاباتي احمدي‌نژاد در استان سيستان و بلوچستان بوده‌اند.
به گفته وي اين نخستين بار نيست كه زاهد شيخي اقدام به قاچاق مي كرده است.
هنوز منابع رسمي گزارشي از دستگيري زاهد شيخي منتشر نكرده‌اند.
احمد زاهد شيخي مدير كل روابط عمومي دادگستري استان زاهدان كه از اعضاي سابق سپاه پاسداران و عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر استان نيز مي باشد روز گذشته به جرم دست داشتن در قاچاق مواد مخدر بازداشت شد ! زاهد شيخي، به دليل حمل ۵٠٠ كيلوگرم مواد مخدر با خودروي دولتي دستگير شده است. به گزارش منابع محلي نامبرده مواد مخدر را كه شامل ۴۵٠ كيلوگرم ترياك و ۵٠ كيلوگرم هرويين بوده با خودروي دولتي و حكم ماموريت و اسلحه حمل مي كرده كه در پاسگاه سهل آباد از سوي ماموران نيروي انتظامي متوقف و مواد فوق كشف گرديده است. يك منبع آگاه در گفتگو با ايران بريفينگ اعلام كرد با توجه به اينكه از مدتها پيش اين شايعه بر سرزبانها بوده كه وي در قاچاق مواد مخدر دست دارد و ظاهرا اين نخستين بار نيست كه زاهد شيخي اقدام به قاچاق مي كرده است ، احتمال داده كه علني شدن اين موضوع و بازداشت نامبرده با توجه به اينكه زاهد شيخي و برادرش از روساي ستادهاي انتخاباتي احمدي‌نژاد در استان سيستان و بلوچستان بوده‌اند و برادر ديگر وي نيز به نام محمد رضا زاهد شيخي هم اكنون مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي سيستان و بلوچستان است ، بي ارتباط با تنش‌هاي اخير ميان رهبر جمهوري اسلامي و عوامل محمود احمدي‌نژاد نباشد . گفتني است هنوز منابع رسمي گزارشي از دستگيري زاهد شيخي منتشر نكرده‌اند اما منابع محلي خبر از اين مي دهند كه وي در يك پاسگاه بازداشت شده و با توجه به مقاومتش در بازرسي از خودرو ماموران نسبت به وي حساس شده اند و پس از كشف مواد نيز باتوجه به ارائه حكم ماموريت و مدارك دولتي بودن خودرو ماموران ابتدا به هويت نامبرده مشكوك و با دخالت مقامات بالاتر موضوع محرز و نسبت به بازداشت وي اقدام مي نمايند.

پيام جديد فرمانده سپاه صحابه ايران الحاج محمد بلوچ


الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على اشرف المرسلين وعلى اله وصحبه الكرام
اما بعد
برادران و عزيزان من تمام ستايشها مخصوص ذاتي پاكي است كه ما و شما را از يك مشت خاك خلق كرد و قرآن عظيم الشان را براي هدايت و رهنمايي ما و شما از بالاي هفت اسمان نازل فرمود تا رهنمايي باشد براي ما و شما واين درس را هم به ما آموخته كه جلوي زورگويان و ظالمان كساني كه به عقيده و ناموس مان تعرز مي كنند قيام كنيم و هرگز تن به ذلت و پستي ندهيم و جلوي زورگويان و مشركان سر خم نكنيم و الله (رب العزت )در قرآن عظيم الشان مي فرمايد .
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرا ( النسا ) 75ً
(ترجمه) چرا باید در راه خدا و (‌نجات‌) مردان و زنان و کودکان درمانده و بیچاره‌ای نجنگید که
(‌فریاد بـرمی‌آورند و) می‌گویند: پروردگارا! مـا را از ایـن شـهر و دیـاری کـه ساکنان ‌آن ستمکارند (‌و برما بیچارگان ستم روا می‌دارند) خارج سـاز، و از جانب خود سرپرست و
حمایتگری برای‌ ما پدیدآور،
و از سوی خود یـاوری برایمان قرار بده‌ (‌تا ما را یاری کند و از دست ظـالمان برهاند.
عزيزان من امروزه در ايران بالخصوص در بلوچستان اشغالي بر سر اهلسنت چه مي گذرد .
ظلم و فقر در بلوچستان نشان از مظلومیت این سرزمین است ، در حالیکه طبق آمار اکتشفات معدنی و زمین شناسی 510 نوع معدن را در بلوچستان شرقی و غربی داریم
جمعا در دنیا 520 نوع معادن وجود دارد که 500 و اندي از این نوع معادن فقط در بلوچستان وجود دارد ، اما آمار فقر و بیکاری در این سرزمین همچنان در صدر جداول قرار دارد
و از طرف ديگر رژيم ولايت تقيه دنبال سر كوب ملت مظلوم بلوچستان هم مي باشد بچه ها شش ساله مثل رويا ساراني به رگبار بسته مي شوند و به زن ها تجاوز مي شود و مردان دستگير و اعدام مي شوند فقط بخاطر اينكه مسلمان هستند .
سالانه ده ها زن بلوچ نا پديد مي شوند و بعد از يكي دو ما جنازه هايشان بيرون شهر پيدا مي شود.
سالانه ده ها جوان بيگناه زير شكنجه روافض به شهادت مي رسند ايا بازم سكوت كنيم نه خير دوستان الله (ج) در قرآن كريم به ما اجازه سكوت نمي دهد.
آری برادرنم رژیم به دنبال چیزی جز نسل کشی در بلوچستان نیست با نگاهی فراتر به دنیای اطراف خویش خواهیم دریافت که نسل کشی یعنی چه و چگونه این سیاست در میان ما اجرا میشود.
و همچنين مساجد اهلسنت توسط رژيم شيطان صفت تخريب مي شوند از جمله مسجد امام ابو حنيفه عظيم آباد زابل كه با خاك يكسان شد و قرآن عظيم الشان در چاه فاضلاب انداخته شد ايا بازم مي توان گفت جمهوري اسلامي كدام اسلام مسلماني كه به قر آن كريم اعتقاد نداشته باشد مسلمان نيست بلكه كافر است .
انشاء الله سپاه صحابه ايران پاسخ اين همه ظلم و ستم را بزودي با عمليات استشهادي خواهد داد.
فرزندان عمر فاروق (رض) بلوچستان را جهنمي سوزان براي مزدوران رژيم خواهند ساخت .
برخيز اي مجاهد ........ديگر وقت آرام نشستن نيست
محمد بلوچ فرمانده سپاه صحابه ايران

طريقه ساخت تصويرشهادت اسامه بن لادن