اسلام مبارزه می کند

آنهایی که خیال می کنند مکتبهای اجتماعی دیگر دنیا می توانند آن چنان که اسلام می تواند، با ستمگران و یاغیان و قلدران مبارزه کرده و از ستمدیده ها زجر کشیده های محروم اجتماعات بشری دفاع کنند، یا کاملا اشتباه می کنند یا کاملا مغرض هستند یا از اسلام و حقیقت آن چیزی درک نکرده اند، این از یک طرف، و انهایی که خیال می کنند که مسلمان هستند ولی با ستمگریها و بیداد گریها نمی جنگند واز حقوق همه رنجدیده ها و ستم کشیده های جهان دفاع نمی کنند، یا کاملا در اشتبا هند یا بی شک منافق هستند، یا از اسلام چیزی نفهمیده اند، و این از طرف دیگر.

اصولا اسلام در اساس و جوهر خود جنبش آزادیبخشی است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشری را اصلاح و آزاد می سازد. اگر کسی واقعا با نور اسلام هدایت یافت، او دیگر از هیچ نیرویی نمی ترسد و چز به قدرت الهی در قبال هیچ زورمندی سر تعضیم فرود نمی آرود و همچو فردی در برار هیچ گونه ظلم و ستمی ساکت نمی نشیند، اگر چه این ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده ای بر یک انسان دیگر روا داشته شود.

اگر شما دیدید که ظلم و ستم انجام می یابد و فریاد ستمدیدگان بلند می شود و مردم مسلمان آماده برای دفع ظلم و برچیدن بساط ستم نیستند، شما باید بدون هیچ گونه تردیدی در وجود داشتن مردم مسلمان شک کنید زیرا امکان ندارد که مردم اسلام را به عنوان عقدیده و طرز فکر بپذیرند ولی ظلم و ستم و زندان و تبعید را به مثابه قانون و نظام عملا قبول کنند. زیرا از دو حال خارج نیست: اسلام یا هست یا نیست. اگر هست که اسلام مبارزه و جهاد پی گیر و دامنه دار و سپس شهادت در راه خدا و در راه حق و عدالت و مساوات است، و اگر نیست نشانه اش آن است که همه به ورد و ذکر مشغولند و به تسبیح و سجاده چسبیده اند و صبح و شام منتظرند که خود به خود از آسمان خیر و برکت و آزادی و عدالت ببارد. ولی هرگز هم آسمان چیزی بر آنها نخواهد فرستاد و خداوند هیچ گروهی را که به یاری خود نشتابند و برخود اطمینان ندارند و قانون خداوندی را در جهاد و مبارزه اجرا نمی کنند یاری نخواهد کرد.

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...... سوره رعد، آیه ۱۱

خداوند در وضع قومی دگرگونی ایجاد نمی کند مگر آنکه خود در وضع خود تغییری بدهند.
اسلام عقیده و طرز فکر انقلابی و سازنده ای است. به این معنی که اسلام وارد قلب کسی نمی شود مگر آنکه یک دگر گونی در آن ایجاد می نماید. دگر گونی در فکر و اندیشه، در احساس و ادراک، دگر گونی در تمام شئون زندگی، در روابط فرد و اجتماعات. اسلام انقلابی به وحود می آورد که خواستار برقراری مساوات کامل بین همه مردم دنیاست، به طوری که هیچکس را بر دیگر جز با پرهیزگاری برتری نباشد.

اساس و پایه این انقلاب شرف و عزت انسانی است که به خاطر هیچ مخلوق یا هیچ حادثه و پدیده ای نباید پایمال شود. این انقلاب بر پایه عدالت همه جانبه و کاملی استوار است که اجازه نمی دهد مورد تجاوز قرار گیرد، یا برای احدی ظلم و ستم روا دارد.

آن گاه که انسان حرارت این طرز فکر و عقده را احساس کرد، به طور فطری و با تمام قوا در راه تحقق خارجی هدفهای مقدس آن می کوشد و هرگز نمی تواند ارام و خاموش بماند مرگر آنکه این اندیشه به مرحله عمل خارجی در آید و این مفهوم آن است که ما می گوییم: ( اسلام یک عقیده و طرز فکر انقلابی و سازنده است.)

آنهای که اسلام آورده اند کسانی هستند که با جان و دل در راه خدا حقیقتا می جنگند و آنهایی هستند که در راه اعتلا و برتری کلمه حق - نام خدا- به جهاد مشغولند و نام خدا وقتی سراسر روی زمین را فرا می گیرد که ظلم و ستم، قلدری و زورگویی از بین برود و بساط هرگونه ستمگری بر چیده شود و مردم، همه همانند دندانه ها شانه، برابر و مساوی باشند و کسی را بر کسی دیگر جز با پرهیز کاری و تقوای برتری نباشد


روی این حساب آنهایی که در هر نقطه و جامعه ای از روی زمین ظلم و ستم را به چشم خود می بیننند و بعد زبان و قلم خود را به حرکت در نمی آورند که از حق و عدالت دفاع کنند دلهای اینها از نور و تابش اسلامی خالی است و اگر جرقه ای در دل آنها پیدا شود بی درنگ به مبارزه و مجاهده در راه حق بر می خیزند.

اگر روح ناسیونالستی و قومیت می تواند ما را وادار کند که با استعمار کینه جو و ستمگر بجنگیم و اگر روح سوسیالیسم از ما میخواهد که با زمین خوار و فئودالیسم تبهکار و سرمایه داری متجاوز مبارزه کنیم، اگر روح آزادی فرد می گوید که باطغیان و دیکتاتوری و استبداد و زورگویی به ستیزه برخیزیم، روح اسلام همه این مفاسد - استعمار، فئودالیسم و زورگویی- را تحت عنوان ظلم و ستم که وجه مشترک بین همه آنهاست به ما معرفی کرده آن گاه دستور می دهند که بدون سازش و آرامش بدون شک و تردید همه با هم علیه آن بجنگیم و این بی شک مزیت بزرگ اسلام در میدان مبارزات بشری در راه آزادی و عدالت شرافت انسانی است.

هرمسلمانی که روح و حقیقت اسلام را در یافته باشد هرکز نمی تواند که بااستعمارگران همدست و همگام گردد یا به آنها کمک کند یا با آنها قرار داد و پیمان ببندد یا روزی با آنها از در آشتی در آید و دست از مبارزه مخفی و علنی بر ضد آنها بردارد. زیرا هر کسی که عداوت و دشمنی استعمار گران را در دل ندارد و نیروهای ملی و اسلامی را تا آنجا که مقدور است برضد آنان تجهیز نمی کند قبل از هر چیز، قبل از وطن و ملیت، به عقیده و دین خود خیانت ورزیده است. البته با این حساب دقیق و روشن، وضع آنهای که با امپریالیسم و استعمارگران هستند و در زمان صلح و جنگ به آنها کمک و یاری می کنند و در آمد ملی را، در حالی که مردم گرسنه اند، به آنها می بخشند و با اقدامات خود پرده پوش اعمال و جنایات آنها شده اند کاملا روشن خواهد بود.

هر مسلمانی که در قلب خود احساس اسلام بکند نمی تواند اجازه دهد که فئودالیسم تبهکار و سرمایه داری تجاوز کار در آرامش و امنیت باقی بماند و او تبهکار یها و زشتیهای آنها را بیان نکند و در مقابل آنان فریاد نشکد و با دست و زبان و قلب تا حدودی که می تواند بر ضد آنان نجنگد.

هر رزوی که بدون جهاد بگذرد و هر ساعتی که بدون مبارزه پایان یابد و هر لحظه و دقیقه ای که بدون کار مثبت تلف شود در وجدان فرد مسلمان گناهی به حساب می آید که جز با نبرد پی گیر و بی امان جبران آن را نتوان کرد. هر مسلمانی که حقیقت اسلام را در یابد نمی تواند بپذیرد که تجاوز ستمگرانه و زور و قلدری در روی زمین وجود داشته باشد و مردم را که آزاد به دنیا آمده اند به بردگی بکشاند، بلکه مسلمان واقعی با جان و مال خود در راه پاسخگویی به دعوت پروردگارشان می کوشد. خداوند می فرماید:


و مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل النا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا. ( سوره نساء، آیه ۷۵)

چرا در راه خدا، برای نجات آن بیچارگان از مردان و زنان و کودکان که گویند: پروردگار ما را از مملکت ستمگران بیرون ببر برای ما از نزد خویش یاوری بیاور، کارزار نمی کنید.

اگر شما مسلمان باشید، همین کافی است که شما را با تمام شجاعت و شهامت با کمال فداکاری و خرسندی، بدون سستی و کسالت علیه استعمار و امپریالیسم، اعم ار شرقی و غربی، تجهیر کند و به مبارزه بر ضد آن وادارد و اگر این طور نیستید به قلب خود نگاه کنید. شاید در داشتن ایمان، خود را گول زده اید و گرنه چگونه می توانید با امپریالیسم و استعمار بجنگید.

اگر شما مسلمان باشید همین کافی است که شما را برانگیزد که با تمام قوا علیه مفاسد و مظالم اجتماعی مبارزه کنید، مبارزه ای بی امان، پی گیر، آشکارا، بدون خستگی و ملال. و اگر این چنین نیستید، به قلب خود بنگرید. شاید در داشتن ایمان خود را گول زده اید و گرنه چگونه می توانید از مبارزه با ظلم و ستم باز ایتسید. و اگر شما مسلمان باشید همین کافی است که با تمام قدرت و نیرو علیه طغیان و تجاوز، دیکتاتوری و استبداد و ستیزه برخیزید و قدرت ظاهری آن را بی ارزشتر از بال مگس بدانید، و اگر به مبارزه برنخاستید و از نیروی ظاهری هراسی به خود راه دادید باز به قلب خود نظری بی افگنید. شاید خود را گول زده اید، چگونه برای مبارزه با طغیان و استبداد و خود کامگی به پا نمی خیزید.

قلبهای اجتماعی و سیاسی در سراسر روی زمین هر کدام برای خود وارد میدان کارزار می شوند تا برای تحقق بخشیدن به حق و عدالت و آزادی راه خود را در پیش گیرند و فقط در میدانی بجنگند. ولی اسلام در سراسر دنیا و در همه میدانهای مبارزه زندگی برای تحقق عدالت و آزادی و حق واقعی مبارزه خواهد کرد و در این راه تمام نهضتهای آزادیبخش را کمک خواهد نمود و همه مبارزان و رزمندگان را در زیر یک مکتب اجتماعی بزرگ و جهانی گرد هم خواهد آورد. و در آن هنگام که دارند گان ایمان و عقیده با پشتیبانی نیروی ازلی و ابدی، در میدان کارزار وارد می شوند، دلهای آنان مالامال از شوق و شهات در راه خداست.

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التواره والانجیل والقرآن ومن اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم. ( سوره توبه، آیه ۱۱۱)

خداوند از مومنان جانها و مالهایشان را خرید که بهشت از آن آنهاست، در راه خدا کارزار کنند، بکشند و شکته شوند، وعده خداست که در تورات و انجیل و قرآن به عهده اوست و کیست که به پیمان خود از خدا وفادارتر است. به معامله خود که انجام داده اید شادمان باشید که این کامیابی بزرگ است./

شهید سید قطب

0 نظرات: