جریح است قلب من یا شافی دل نشسته کشتی ام اکنون بر...

جریح است قلب من یا شافی دل

نشسته کشتی ام اکنون بر دل

که کوچ کرد یار با ایمان میدان

زداغش سوختم رب شهیدان


همیشه نهره اش الله اکبر

ربود او خواب را از چشم کافر

شهادت باد گوارایت برادر

که نیستند غافلان با تو برابر

زکوچت امیرا گشتیم مجنون

کنیم شکوه به رب مان چو محزون

کجا رفتی تو ای غم خوار امت


نبودی راضی بر این جوروذلت

کجا رفتی تو ای یار غریبان

چه زود پیوستی به ملک شهیدان


نبود اکنون ای یار وقت رفتن

نبود اکنون زمان رخت بستن

ام عبدالمالک

0 نظرات: