مردان خدا چه با صفامی میرند

مردان خدا چه با صفامی میرند

جان داده ودر راه خدا می میرند

ای خوشا بافرق خونین در دیار یار رفتن

سرجدا پیکر جدا در محضر یار رفتن

خرم آنروز کزین منزل ویران بروم

راحت جان طلبم کز پی جانان بروم

بسا کس اندوه فردا کشیدند

کی دی مردند و فردا را ندیدند

نه پنداری که مرد اامتحان مرد

نمیرد گر چه زیر آسمان مرد

تو را شایان چنین مرگ است ورنه

ز هر مرگی که خواهی می توان مرد

0 نظرات: