تهیه و تدارک نیرو برای جهاد


تهیه و تدارک نیرو برای جهاد

اراده وعزیمت برجهاد برای دفع دشمن ودفاع ازکیان اسلام کافی نیست،
بلکه تهیه ی نیروی لازم نیزبرای آن واجب است.خداوند متعال میفرماید
:وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ
وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ
فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ (انفال 60)
درآیه ی مذکور،مراد از( من قوه )،عبارت است ازهرمقدار نیرویی که با
آن درجنگ با دشمن به کار برده شود ومراد از( رباط) دراین آیه،صفتی
است برای اسب که برای مبارزه با دشمن مهیا می شود و در این آیه در
بین نیروهای جنگی ، اسب اختصاص یافته است و(تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ
وَعَدُوَّكُمْ) یعنی با این قوای جنگی که مهیا ساخته اند،دشمنان خود،مانند
یهود وکافران عرب را بترسانید(وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ)یعنی غیراز دشمنان
واهل باطل را نیز که قادربه تشخیص عداوت آنان نیستید با تهیه ی این
قوا بترسانید(مَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ)،یعنی آنچه ازبنیه وقوای
نظامی،به صورت نقدیاغیرنقد درجهت دفاع ازمرزهای اسلامی ونابودی
دشمن صرف می کنید ، خداوند متعال جزای وافی و کامل آن را به شما
عطا خواهد کرد.
مفهوم قوت ونیرو
مفهوم (قوة)یانیرو و آنچه که آن را به تحقیق می رساند در آیه (وَأَعِدُّواْ
لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ لفظ ( قوة ) به صورت نکره وغیر معین یا عام
آمده است وتمام انواع نیرورا در بر می گیرد وسپس در بین ابزار جنگی
است به عنوان یک نیروی تازنده اختصاص یافته است بی تردید مفهوم
(قوة)تمام سلاحهایی رادربرمیگیرد که همواره درجنگ ازآن علیه دشمن
استفاده می شود . ولی آیا نیروی مورد نظر درآیه فقط محدود به همان
سلاحهایی است که در جنگ با دشمن فعلی و برای غلبه بر آن ودفع شر
استفاده می شود؟و آیا مفهوم (قوة)فقط درسلاحهای جنگی نهفته است؟
آنچه که ازقرآن درمورد معنا و مفهوم ( قوة ) وکار برد آن بر می اید آن
آنست که مقصود قران از ( قوة ) قدرت تحقق اراده وعزم جهادگراست
خواه دشمن تحقق چنین اراده ای را بخواهد و یا نه و راه تحقق این
اراده با دفع دشمن یا دور کردن و یا از بین بردن آن یا چیره شدن والزام
واجباربر سرنگونی آن انجام می پذ یرد و این نیرو آنگاه محقق میشود
که مفهوم اصلی آن که همان تنفیذ اراده صاحب قدرت است محقق شود
وگاهی تحقق این نیرو با مهیا ساختن ابزارو وسایل جنگی برای جهاد
گران وآموزش نظامی وتربیت دینی وتقویت ایمان برای مهیا شدن برای
جنگ در راه خدا و میل به شهادت حاصل می شود همان گونه که این
نیرو با فرمانده ای توانا وکفا یت تحقق می یابد و نیز مفهوم( قوة ) با
برآوردن نیازهای ارتش همچون غذا پوشاک و ابزار جنگی و دستیابی
به خود کفایی دراقتصاد وتولید ، میسر است وهمچنین جهت به تحقق و
پیوستن قدرت و نیرو، آن نظام باید آراسته به علم و دانش وآگاهیهای
لازم وضروری باشدوباید درزمینه های مختلف،همانندکشاورزی وانواع
صنعت ، دانشمندانی را تربیت و پرورش دهد وتمام آنچه که برای تحقق
ونیروی یک ارتش بیان شد ، به تناسب شرایط زمان و مکان ، تغیرمی
یابند ، جزتربیت وتعلیم مفهوم ایمان برای جنگجویان که درهرشرایطی
،ثابت است وتغیرنمی کند.
تهیه قوای نظامی از واجبات اسلام محسوب می شود
مهیا ساختن اسباب وآلات جنگی برای دفاع از اسلام ، آن گونه که در
معنا ومفهوم(قُوّة)بیان شد،امری واجب وضروری است وبنا بر قاعده ی
اصولی ، هر امری، برای وجوب است، مگر آنکه قرینه ی صارفه یا باز
دارنده ای باشد که آن امر را از وجوب منصرف دهد ولی در امر تهیه ی
نیرو وابزار جنگی ، هیچ نوع قرینه ی صارفه ای وجود ندارد . پس بر
حکم وجوب خود باقی است. ( وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ) ، در این
آیه،امت ویا آن کس که از سوی امت ،وکیل وخلیفه تنفیذ یا اجرای امور
باشد،مورد خطاب این امر قرارگرفته اند.امت اسلامی فقط کسی را خلیفه
یا نماینده ی خود بر می گزینند که وی با استفاده از حاکمیت خود ، از
سوی امت،مجموعه ی اموری که امت مورد خطاب ودستور خداوند قرار
گرفته اند- وبه طورمسلم تهیه ی اسباب وآلات نظامی نیزاز جمله ی این
مجموعه می باشد-اجرا کند. بنا براین برای خلیفه یا ولی امرجایز نیست
که نسبت به اجرای چنین حکمی ، کوتاهی کند و هر گاه خلیفه در اجرای
چنین حکمی، قصور کند، بر تمام امت اسلامی به ویژه بر اهل حل وعقد
ومعتمدان وسران آن امت ،واجب است که از خلیفه بخواهند تا نسبت به
این امر واجب ومهم یعنی تهیه ی قوا و اسباب وآلات جنگی لازم برای
دولت اسلامی اقدام کندوگاهی از لوازم وضروریات تهیه ی قوای نظامی
،فرا گرفتن علوم ودانش روز در زمینه های مختلف می باشد .بنا بر این
فرا گرفتن این علوم از نظر فقهی ،واجب کفایی است،به دلیل قاعده ی «
هر واجبی که انجام گرفتن آن،وابسته به چیزی دیگر باشد،پس آن چیز
نیز واجب است»
تربیت نیروها امری واجب ولازمی می باشد
تربیت نیروهای ورزیده ، جزء تهیه ی قوای نظامی محسوب می شود
تربیت نیروهای نظامی و ورزیده از تهیه ی اسباب وقوای جنگی شمرده
می شود . تعلیم وتربیت افراد به لحاظ ایمان براساس مکتب واعتقادات
اسلامی،لازم و ضروری است ونیز تهیه ی اسباب مادی ،همانند تهیه ی
انواع صلاح وتعلیم فنون و تاکتیکهای جنگی واجرای تمرینات و مانور
های نظامی در شرایط زمانی مختلف ومتناوب ،به خاطر فراموش نشدن
تعلیمات وآگاهیهای ایشان ، بر امت اسلامی و یا نماینده ی آنان لازم و
ضروری است ودر حدیث مستند ومستدل چنین آورده اند :مَن عَلِمَ الرَّمیَ
ثُمَّ تَرکه فَلَیسَ مِنَّا اَو فَقَد عَصَی(مسلم /جامع الصغیر للسیوطی /ج2/ص
کند«فراموش کند» وی از ما نیست ومرتکب گناه وعصیان شده است.
تهيه قوا تا حد ارعاب دشمن
به مدلول آيه ي وَأَعِدُّواْلَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ
بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ)خدواند متعال ما را به تهيه ي قوا يا اسباب نظامي
، جهت ارعاب و ترساندن دشمن ، فرمان داده است . معنا و مفهوم آن
چنين است كه اسباب و قواي مهيا ، بايد به گونه اي باشد كه دشمنان از
مشاهده ي آن ، بهراسند و آن فقط زماني محقق مي شود كه قواي
مسلمانان از قواي دشمن برتر و قوي تر باشد ، به طوري كه دشمن
جرات تسلط وهجوم را به سرزمين مسلمانان نداشته باشد وقواي دشمن
را به ترس وا دارد و در نتيجه ، دشمن از امكان دستيابي به هستي
مسلمانان و سرزمين آنان و امكان هجوم و تعرض به كشورشان نااميد
مي شود و مسلمانان از شر آنان نجات مي يابند . به طور يقين تهيه ي
اسباب و آلات نظامي براي ارعاب و ترساندن دشمن ، لازم و ضروري
است. كوتاهي و سستي يا تفريط در تهيه ي آن جايز نيست ، زيرا تعليل
به اينكه ما بر حق هستيم و آنان بر باطل ، لذا حق بر باطل چيره خواهد
شد ، كافي نيست . بنابر اين ، پيروان حق بايد داراي نيرويي باشند كه
پشتوانه ي آنان محسوب شود و از آنان حمايت كند و پيروان باطل را
بترساند و همچنين اهل باطل را از تسلط بر آنان باز دارد.

0 نظرات: