شهادت


شهادت
شهادت واژه ای است که از اعماق کلام خدا از بی نهایت امیدی بودن به سوی تمام نا امیدیها ،شهادت نهایت سعادت است ،شهادت نهایت رحمت خدا به سوی انسانیت ، شهادت تنها مسیری است که جلوه گر زندگی همیشگی است، شهادت مقامی است که ابر مردان اسلام راآرزو بود ،شهادت آرزوی سرورکائنات شهادت سرمشق زندگی صحابه بود ،شهادت نهایت عشق انسانیت به خداونداست شهادت دریچه برآورده شدن تمام رویاها وآرزوهای یک مجاهد است ،مجاهد با تمام جد وجهدی که انجام می دهد تنها یک آرزو دارد وآن هم شهادت است، شهادتی که فقط رضایت خدا درآن است ودیگر هیچ تمنایی از انسانیت ندارد اما وقتی قلم را در دستان خویش می چرخانیم حقیقت درون را آشفته می بینیم که ما چگونه انسانهای هستیم که خیر خواهان (شهدا)را نمی بینیم وبه تنگ نظران واصحاب جحیم جرات دخالت در ماورای حقیقت درون خویش را داده ایم.

برادرم...


برادرم آیا تا به حال لحظه ای اندیشیده ای تا راه نجات و عزت این ملت را بیابی ملتی که هیچ نقش و جایگاهی در این رژیم ندارد و فقط محکوم به نابودی است حال که نه به عنوان یک ملت و نه به عنوان یک مذهب ملی در این کشور شناخته نمی شود تصور کن که هویتت به چه معنا و مفهوم است وقتی هیچ ارزشی برایت قائل نیستند بیندیش که لحظه ای اندیشیدن چاره ای راه من و تواست باید سال ها پیش راه چاره ونجات را می یافتیم و راهی دیگر نمانده بجز جهاد

ابوسعیدخدری (رض)روایت شده است که گفت: مردی پیش پیامبر(ص)آمد وگفت چه کسی (درنزدخدا)بهتر وبرتر از همه مردم است؟ فرمودند: مومنی که در راه خدا ، با مال وجان خود جهاد می کند ، گفت: بعد از او چه کسی برتر است؟ فرمودند: سپس مومنی است در دره ای از دره ها که خدا را عبادت می کند ومردم را ترک کند تا از شرش محفوظ شوند

درسهایی از مدرسه‫ی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

قطره‫ای از اقیانوس بیکران پیک آسمان صلی الله علیه وآله وسلم

حمد و سپاس بیکران مر خدای را، و به نام او ...

به نام خدایی که جان آفرید

سخن گفتن اندر زبان آفرید

خداوند بخشنده‌ی دستگیر

کریم خطا بخش پوزش پذیر

و سلام و درود و صلوات بر پیامبر ما، آخرین پیک آسمان، رسول هدایت و رستگاری...

کریم السجایا جمیل الشیم

امام رسل، پیشوای سبیل

نبی البرایا شفیع الامم

امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجه بعث و نشر

امام الهدی، صدر دیوان حشر

کلیمی که چرخ فلک طور

اوست

همه نورها پرتو نور اوست

ادامه مطلب

برخیز برادرم ، برخیز خواهرم

برخیزبرادرم ، برخیز خواهرم

مادرم کنون وقت آن رسیده که فرزندت را ابراهیم نام نهی و ابراهیم گونه او را روانه آتش نمرودیان کنی،آری آتش نمرود ابراهیم را می خواهد تا گلستان شود،مادرم اسماعیل آماده ذبح شدن است ، مادرم دست از اسماعیل باید شست چرا که خدای اسماعیل خریدار فرزند توست،یادت باشد که خدای اسماعیل خدای من و توست هرگز خون فرزندت پایمال نخواهد شد ،امروز راه اسماعیل راه من و توست پس برخیز برادرم، برخیز خواهرم، که امت محمد(ص) وشعایر او تحت ظلم وجنایت و محکوم به نابودی اند

27 مه سالروز به شهادت رسیدن سعید قنبرزهی توسط جلادان رژیم


نظر یک جوان غیور بلوچ : معرفی دوشغال خونخوار بلوچستان


از مبارزان غیور و مومن بلوچستان می خواهیم که دو نفر از خانواده شهریاری جلاد که برادرزاده ها و دامادهایش هم هستند و جوانان شهر زاهدان آنها را می شناسند و از زمان دانشجویی عضو سپاه پاسداران بوده اند و اکنون هم در سیاه چالهای اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات نقش بازجو و شکنجه گر دارند و هم پولهای بیت المال را که شهریاری میدزدد به نامهای آنان در بلوچستان و دیگر استانها مثل یزد و خراسان سرمایه گزاری می کنند را در لیست جانیان و جنایتکاران رژیم قرار بدهند و مبارزان از بخش اطلاعاتی بخواهند تا این موضوع را برای رهبری و بخش نظامی روشن کنند و کسانی مثل اینها نباید به راحتی هم به تاراج مشغول باشند و هم به جنایت و خواهش می کنیم که اینها را به سزای اعمالشان برسانید.
نامهای این در نفر دکتر منصور شهریاری و مهندس مجید شهریاری می باشد.این دو به قول بعضی از شاهدان عینی که حاضرند بیایند و نزد شما شهادت بدهند در زمان دانشجوبب در دانشگاه اسلحه کمری می بستند.
پدر اینها سرهنگ شیرعلی شهریاری هم جنایتکارو جلادی بوده است که بر طبق اطلاع ما حالا بازنشسته شده است به ظاهر ولی هنوز در اطلاعات فعالیت دارد.لطفا این مطلب را منتشر کنید و خودتان می بینید که جوانان در موردشان چه اخباری خواهند فرستاد.

یک جوان بلوچ از زاهدان

اگر امیر عبدالمالک در بند است ؛ اندیشه ی عبدالمالک است که بلوچستان را برای یک هدف واحد یعنی ظلم ستیزی متحد گردانیده است

به خدا سوگند اين انقلابي كه عبدالمالك ريگي رهبر انقلابي جوان در بلوچستان پديد آورده است در تاريخ اين سرزمين نظير ندارد، به قول خيلي از نويسندگان عبدالمالك ريگي ديگر يك فرد نيست بلكه به يك ايدئولوژي و انديشه در بلوچستان مبدل گشته است و اگر عبدالمالك ريگي خود در بند است، انديشه ي عبدالمالك است كه بلوچستان را براي يك هدف واحد يعني ظلم ستيزي متحد گردانيده است و اين تئوري عبدالمالك است كه مبارزين بلوچ را براي طغيان عليه نظام استبدادي ايران در صف واحد قرار داده است.

با تو ام ای بلوچ!


باتو ام ای بلوچ با تو بی حال
غافلی جمله حقوقت همه شد پامال
ساده دل هستی و خوشحال زحال
گجر ازدست ربودت همه ثروت ومال
گشتی غافل ز مسایل شدی بد حال
قامتت بین که دولا گشته چو دال
تو که بلبل صفتی پیش عیال
نزد مامور حکومت چرا هستی لال
خواب خرگوشی و غفلت دیرینه و حال
گشته تو را اینهمه باعث رنج و ملال
منشین عاطل و باطل مزن اینهمه فال
خیز و پیکار بکن همچون رستم زال
جوینده و یابنده بشو نیک خیال
مرد رزمنده بشو اینهمه بیهوده منال
تردید مکن پوزه ظالم بر خاک بمال
بزنش تو دهنی مدهش هیچ مجال
ور نه سختی کندت قیل و مقال
پرس و جویت کند و سخت سوال
بر تو مسلط گردد همه وقت وهمه حال
بیش از این هم بکند حق تو را پامال
اینهمه بخل مکن چه کنی اینهمه مال
خرج کن بهر هدف ور نه شود پامال
برباید ز کفت مال یک ظالم خوشحال
تو بخیل بچه بمانی همه عمرت بد حال
چه بگویم بتو دیگر ای الکی خوشحال
همتی کن بگشا سوی هدف این پر وبال
بدوان ای بلوچ اسب امل سوی شمال
مطمئن باش که محفوظ بمانی ز زوال
تو اگر دوست منی پس مکنم هیچ سوال
چشم بند و بده دستم برمت سوی کمال

تو ايران هيچكس به اين اعترافات زندانيان كه در سلولهاي ولايت فقيه هستند اعتباري قائل نيست ا


تو ايران هيچكس به اين اعترافات زندانيان كه در سلولهاي ولايت فقيه هستند اعتباري قائل نيست حتي در اين مورد خود مهندس بازرگان اولين نخست وزرير جمهوري اسلامي بعد از اينكه فهميد با نظام ولايت فقيه نميشه كار كرد وكنار كشيد بارها اعلام كرد اگر يه موقع ديديد ما رو در تلويزيون آوردند وطوطي وار بر عليه خود اعتراف ميكنيم كه ما عامل استكبار وبا غرب وشرق عليه اسلام ومسلمين توطئه كرديم بدانيد ما نيستيم واينگونه حرفا رو باور نكنيد اين نظام ولايت فقيه از هيچ چيز شرمي ندارد رئيس جمهورش صبح ميگويد من بالاي سرم هاله نور بوده عصر انكار ميكند كه من كي هم چنين حرفي زدم هاله نور ما كجا بود
جمهوری اسلامی سالهاست که با این بازی ها مردم را فریب داده، اما دیگر حنایش رنگی ندارد, ملتهای ایرانی اکنون مردمانی آگاه و با بینش هستند, ملت عرب اهواز و ملتهای ترک و کرد و بلوچ و ...جز حقوق حقه خود را نمیخواهند و از راههای مسالمت آمیز بالاخره حقوق سلب شده خود را بازپس خواهند گرفت. آقای ریگی سمبل مبارزات آزادی خواهانه و برابری جویانه ملت بلوچ است، او را شکنجه میدهند تا انگونه اعتراف کند که جمهوری اسلامی میخواهدو تا دست این حکومت "اسلامی عادل" باز باشد برای سرکوب کردن هرچه بیشتر ملتهای حق خواه عرب و بلوچ و کرد و ترک و لر و ترکمن و ...
رژیم میخواهد با نمایش دادن اینگونه اعترافات دیکته ای محبویت رهبر جنبش را در نزد مردم کم کند ؛ غافل از آن مردم الان آگاهند و هیچ وقت گول ترفندها ی رژیم را نخواهید خورد ؛ بلکه محبویت رهبر جنبش دو چندان شده و مردم بیشتر از قبل محبت میکنند .

فراموش نکنیم امیر عبدلمالک همه خانواده خود را فدای بلوچستان کرد

فراموش نکنیم امیر عبدلمالک همه خانواده خود را فدای بلوچستان کرد
تاریخ نشان داده هیچ ملتی در جهان به سادگی و راحتی به آرمانهای ملی که همان آزادی است نرسیده حکومتهای دیکتاتور اول نخبگان ملتها را از بین میبرند و سپس فرهنگ ملتها هدف قرار میگیردملتی که فرهنگ و اصالت ملی خود را از دست بدهد خود به خود نابود میشود شهریاری یک جلاد است ملت بزرگ بلوچ بخوبی این جانیها را میشناسند این حکومت شیطانی همه ملتهای ایران را به جنگ فرا میخواند و اکنون ملت بلوچ هدف قرار گرفته شده ملت بلوچ سالهاست برای آزادی و حقوق انسانی خود به هر طریق ممکن مبارزه میکند عزیزان زیادی جان خود را برای آزادی بلوچستان فدا کرده و میکنند اما فراموش نکنیم امیر عبدلمالک همه خانواده خود را فدای بلوچستان کرد جوانان بلوچ بخوبی میدانند این عزیزان از جان خود گذشتند و راه مبارزه را به ما آموختند پس لازم است افرادی همچون شهریاری نمیتواند با کشتن و به دار آویختن جوانان بلوچ مانع مبارزه این ملت باشد بهتر است بداند با هر عدام یک بلوچ صدها نفر به صفوف رزمندگان بلوچ اضافه میشود و تاریخ گواه این همه ظلم خواهد بود ملت بلوچ یک پارچه شده و در آینده نزدیک به آرمان خود که آزادی است خواهد رسید
مریم بلوچ

عكسهاي رهبر انقلابي بلوچستان .... دوستان و عزيزان خودتان قضاوت كنيد ؟

هر انسان عاقلي بايد از اين دو عكس همه چيز را بداند .
بسم الله الرحمن الرحيم
تشكر فراوان از الله (ج)به خاطر همه نعمت هاي خوبش.خداوند مومنان را بيشتر در اين دنيا بي چيز با مشكل موجه مي كند .چرا چون مومنان آخرت را انتخاب كرده اند.
اما كفارو مشركين اين دنياي بي چيز را انتخاب كردند كه در برابر اخرت هيچ چيزي نيست .هر مصيبتي يا مشكلي كه بر سر مومنين مي آيد بي حكمت نيست.بخصوص كساني كه راه جهاد را انتخاب كرده اند با سختيهاي فراواني روبه رو مي شوند .به گفته خود امير عبدالمالك كه هميشه مي گفت در جهاد تشنه اي و گر سنگي است اسيري و شكنجه است و يا مي كشيد يا كشته مي شويد اگر بكشيد هم پيروز هستيد و اگر بميريد هم پيروز هستيد.جمهوري آخوندي شما با تبليغات يك تيكه فيلم كه به زور شكنجه گرفته ايد از امير عبدالمالك اين حرفها حرفهاي امير عبدالمالك نيست بلكه حرفهاي شما مشركان و كافران ظالم است كه مي خواهيد ملت را بر عليه عبدالمالك مشكوك كنيدما راي را كه اختيار كرده ايم فقط دستور امير عبدالمالك نيست كه شما او را مجبور مي كنيد كه اين حرفها را بزند .راي ما حكم الهي و قرآن و رسول الله است .كه با ظالمان و مشركان كه دشمن خداوند و رسولش و اصحاب رسول الله هستند بجنگيد .شما با اين كارها ي جاهلانه خود به هيچ هدفي نمي رسيد بلكه ظالمي خود را ثابت مي كنيد غير از اين كه مجاهدان را بر عليه خود تاريكتر و خشمگينتر مي كنيد به جاي ديگري نمي رسيد.هر كس ديواري را بكوبد صدا مي دهد .
ما انشاءالله انتقام امير عبدالمالك را از آخوندهاي شما مي گيريم .
ما منتظر دستور امير محمد ظاهر بلوچ هستيم كه هر دستوري بدهد انجام دهيم چه عمليات استشهادي چه عمليات مسلحانه و اين براي ما يك افتخار بزرگي است كه از دست كافران و مشركان مثل شما به شهادت برسيم همه ما تا اخرين قطره خون با شما مي جنگيم .
شاهین بلوچستان
---------------------------
مدیریت آژانس خبری تفتان : رهبر عزیز امیر عبدالمالک حفظه الله و رعاه در قضیه تعامل با اسرای رژیم همیشه می فرمودند : " یک اسیر دیگر یک اسیر است ،یک انسان ناتوان و ضعیف است لذا باید با اسیر انسان گونه برخورد شود". و من بارها از ایشان شنیدم که فرمودند :"توجه داشته باشید رژیم الگوی ما نیست و ما از پیامبر عظیم الشان پیروی می کنیم و آنحضرت دستور دادند با اسیران به نیکی رفتار شود". اما رژیم ضد اسلامی ایران نمونه درندگی و وحشی گری را در رفتار با اسیران به نمایش گذاشته و یکی از رذل ترین و پست ترین اعمالش که موجبات نفرت عمومی را فراهم آورده است و حتی مراجع و بزرگان تشیع را هم به اعتراض شدید واداشته است پخش اعترافات از انسانهای ناتوان و در بند است که اگر واقعا معتقد به چنین نظراتی بودند هنگامی که در آزادی به سر می بردند باید این سخنان را اظهار می کردند و هر انسان ذی شعوری می داند که چنین اعترافاتی هیچ ارزش شرعی و قانونی ندارد. به یاد واقعه اعتراف یک فرد خطاکار نزد پیامبر اسلام می افتم که خدمت آنحضرت صلی الله علیه و سلم حاضر شده و گفت یا رسول الله من مرتکب زنا شده ام و پیامبر اسلام چهره اش را برگرداند و از معترف خواست که برود ولی آن شخص باز تکرار کرد و باز پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم از وی خواست که برود و آن شخص برای بار سوم تکرار کرد و پیامبر باز نپذیرفت و از وی خواست که برود و حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به او گفت که اگر برای چهار بار اعتراف کنی طبق قانون مجازات می شوی و آن شخص برای بار چهارم اعتراف نمود ولی باز هم پیامبر اسلام نمی پذیرد و رو به آن شخص می فرماید شاید عملی غیر از زنا مرتکب شده ای اما آن شخص می گوید نه یا رسول الله من مرتکب زنا شده ام که پیامبر اسلام دستور اجرای قانون می دهد ولی باز هم می فرماید : اگر این شخص توبه می کرد و گناهش را مخفی می کرد بهتر بود. این رفتار پیامبر اسلام با یک گناهکار است که خود با پای خود به پیامبر مراجعه کرده است و پیامبر می خواهد وی را از سزا نجات دهد ، الان مقایسه کنید رفتار نظام ضد اسلامی ایران را با نظام اسلامی که پیامبر ترسیم نمودند و آیا ذره ای این نظام پلید با اسلام همخوانی دارد و آیا مسئولان و دادگاههای نظام چنین با مردم رفتار می کنند؟ آنچه که در نظام ایران مشهود است وحشی گری و جنایت و تجاوز و تعدی به حقوق انسانهاست و در بازداشتگاههای نظام انسانیت معنائی ندارد و حتی خدا فراموش می شود و در بسیاری از بازداشتگاههای نظام ولایت فقیه بر تابلوها نوشته شده است العیاذ بالله :خدا رفته مسافرت...... و انسانها در این بازداشتگاهها مرگ را آرزو می کنند و حتی می گویند که هر چه می خواهید به شما می گوئیم فقط ما را اعدام کنید ،جوانان چنان مورد بی حرمتی قرار می گیرند که آروزی اعدام می کنند و برای اعدام شدن لحظه شماری می کنند تا از تجاوز جسمی و جنسی پاسداران جنایتکار و کثیف نجات یابند و در برابر تهدیدات بی شرمانه ای که انسان از ذکر آن شرم دارد حاضر می شوند هرچه پاسداران می گویند بر زبان بیاورند ، در چنین محیطی کدام عقل سلیم می پذیرد که اعترافات آن انسانهای بی بس و ناتوان را بپذیرد و یا اصلا توجهی به آن کند و حتی انسان شرم می کند به چنین اعترافاتی و صحنه به ذلت کشیده شدن انسان حتی اگر دشمن باشد نگاه کند. واقعا که در نظام ایران انسانیت ارزش خود را از دست داده است و انسانها تبدیل به حیواناتی شده اند که از احساسات و ارزشهای انسانی تهی شده اند که از تحقیر یک انسان خوشحال شده و نعره مستانه سر می دهند در صورتیکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم فرمودند حرمت یک انسان نزد الله از حرمت خانه کعبه بیشتر است و یکی از اصحاب پیامبر رو به کعبه می کرد و می گفت ای کعبه تو نزد الله بسیار ارزش داری اما حرمت یک انسان بیش از تو ارزش دارد و الله از تخریب کعبه چنان خشم نمی گیرد که از تخریب و تحقیر یک انسان خشم می گیرد. و در روایات آمده است که وقتی پیامبر و یارانش حد را بر یک فرد زانی به اجرا در می آوردند حضرت خالد بن ولید رضی الله عنه یک کلمه زشت در مورد آن فرد به کار برد ، در مسیر بازگشت جسد یک الاغ مرده را دیدند پیامبر اسلام رو به خالد بن الولید رضی الله عنه کرد و فرمودند ای خالد اگر از گوشت این الاغ مرده می خوردی بهتر بود از اینکه در مورد برادرت آن کلمه را به کار بردی! این برخورد پیامبر نشان می دهد که یک انسان اگر چه مجرم باشد نباید تحقیر شود و نباید مورد ناسزا قرار گیرد. اما نظام ایران همه این ارزشها را زیر پا گذاشته است و در این نظام انسانیت مفهومی ندارد و فقط درندگی و وحشی گری و جنایت و تجاوز و تعدی به حقوق انسانها معنا دارد و به حق که ایران در تاریکترین دور خود به سر می برد و جامعه ایرانی وحشی ترین و پلید ترین و خونخوارترین نظام تاریخش را تجربه می کند و شاید اندکی از این جنایات را در دور صفوی ببینیم که الحق و الانصاف نظام کنونی پیروان خوبی برای صفویان بوده است که زنده زنده انسانها را می خوردند.

"شهادت" است که لرزه بر اندام دشمنان و آخوندها و زابلی ها میفکند، و آن‏ها را از نفوذ درسرزمین بلوچستان مأیوس میکند.

این مرد عمل و نه مرد سخن ، این نمونه کامل هجرت ؛ جهاد و شهادت ؛ شاگرد مکتب اهل توحید
اگر تاریخ اسلام را ورق زنیم، میبینیم قسمت مهمی از افتخارات را شهیدان آفریده و بخش عظیمی از خدمت را آنان کرده‏اند. نه تنها دیروز، امروز نیز فرهنگ سرنوشت ساز "شهادت" است که لرزه بر اندام دشمنان و آخوندها و زابلی ها میفکند، و آن‏ها را از نفوذ درسرزمین بلوچستان مأیوس میکند.
بدون شک "شهادت" یک هدف نیست؛ هدف پیروزی بر دشمن و پاسداری از آیین حق است، اما پاسداران سرزمین بلوچستان باید آن قدر آماده باشند که اگر در این مسیر، ایثار خون لازم شود، از آن دریغ ندارند، و این معنای امت شهید پرور است.

فضیلت شهید


شهادت مقام و رتبه ای است بسیار بلند و این مقام و رتبه نصیب کسانی خواهد شد که کامیابی همیشه برای آنان مقدور و نوشته شده است

(حضرت مقدام بن معدی (رض

:روایت می کند که رسول الله(ص) فرمودند

برای شهید شش ویژگی در نزد الله(ج) وجود دارد

  1. هنگام ریختن اولین قطره خونش تمامی گناهانش بخشیده می شود
  2. منزل و جایگاهش در بهشت به او نشان داده می شود
  3. از عذاب قبر و هول وهراس بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود
  4. برسرش تاج عزت نهاده می شود،تاجی که یکی از یاقوت های آن بهتراست از دنیا و آن چه در آن است
  5. هفتاد و دو حور بهشتی که چشمان بزرگ دارند به عقد او در خواهند آمد
  6. برای هفتاد نفر از خویشاوندانش شفاعت خواهد کرد

رواه ترمزی

الله سبحان و تعالی به همه کسانی که در راه حق هستند

شهادت مخلصانه نصیب بفرماید

آمین

شهادتت مبارك انشاءالله كه قسمت ما هم شود



رژيم آخوندي ايران فكر مي كند ما از شهادت مي تر سيم

شهادت آرزوي ماست ما از شهادت نمي ترسيم . شهيدان نمي ميرند شهيدان براي هميشه زنده اند . يك مجاهد وقتي مي رود جهاد براي پول و سروت نمي رود بلكه فقط براي شهادت مي رود . مي رود تا جانش را بخاطر الله و دين اسلام قرباني كند . مثل صحابه (رض) مگر ما از صحابه بالاتر هستيم كه انها جانشان را فداي الله (ج) و دين اسلام كردند .

كافر كافر شيعه كافر

شاهین بلوچستان

شهادتت مبارك انشاءالله كه قسمت ما هم شود

الله اکبر الله اکبر الله اکبر


اللهم ارزقنی شهادت فی سبیلک

آرزوی هرمجاهد شهادت فی سبیل الله است.شهادت درجه ومقامی است که الله تعالا آن را به محبوبترین بندگان خود(مجاهدان)اعطامی کند وشهید عبدالحمید به آرزویش و مقام والای شهادت رسید ورژیم پلید آخوندی بداند که ما را از مرگ نترساند زیرا که ما تمام سعی وکوششمان نابودی شما کافران است تا با این راه خودمان را به شهادت نزدیکتر کنیم چون میدانیم که نابودی شما کافران یک پیروزی وشهید شدن ما یک پیروزی در نتیجه ما به دو پیروزی بزرگ میرسیم و شما برای همیشه با شکست و نابودی در جهنم ابدی انداخته می شوید.


خبرگزاری بدریان ایران

پیام تبریک و تسلیت


باری دیگر دست خفاشان خون آشام ولایت فقیه به خون یکی دیگر از فرزندان اهل سنت آغشته شد و با تکرار اعدام های زنجیره ای چهره ی کریه ی خود را به نمایش گذاشتند با گمان اینکه می توانند حرکت خروشان اهل سنت را خاموش کنند.

زهی خیال باطل

بله امروز دوشنبه 3/3/89 عبدالحميد ريگي برادر عبدالمالك ريگي رهبر جندالله در محوطه زندان زاهدان به شهادت رسید

ما مجاهدین حزب الفرقان اهل سنت ایران این ضایعه را به جامعه اهل سنت ، جوانان غیور مبارز و خصوصا خانواده و همسنگران آن شهید بزرگوار تبریک و تسلیت عرض می نماییم .

حزب الفرقان اهل سنت ایران

نظر یکی از جوانان غیور بلوچستان


نظر یکی از جوانان غیور بلوچستان
ناشناس گفت… خامنه ای ملعون و شیادانی که قلاده تان به دست اوست با به شهادت رساندن عبدالحمید ریگی هرگز نمی توانید صدای حق طلبی را خاموش کنید و ملت بلوچ را از گرفتن حق مسلمش باز دارید.طایفه ریگی هزاران عبدالحمید دارد .ما جوانان طایفه ریگی با پروردگارمان عهد می بندیم تا خون در رگ مااست از هر راه و روشی که باشد نشانتان میدهیم که قطره قطره خون جوانانمان را بی باکانه خواهیم گرفت و از همه طوایف برادر می خواهیم که دیگر نگذارید به نام چند قاچاق فروش و مزدور که اسمشان را سردار گذاشته اند اتحادمان بشکنند و با زهی زهی کردن از هم دورمان کنند و همبستگیمان را به تمسخر بگیرند.ما همگی برادریم و از یک سرزمین و بیایید باهم همچون موجی شویم بر سر مزدوران رژیم و این وظیفه عرفی و شرعی ما است.
خامنه ای این را به تو قول می دهیم که در بلوچستان دیگر برای تو و نوکرانت آرامش و امنیتی نخواهد بود.
شهادت این فرزند دلاور بلوچ را به همه مردم بلوچ ،طایفه ریگی و خانواده آن عزیز تبریک و تسلیت می گوییم و اشک نخواهیم ریخت تا بر دیگر آلام ما اضافه گردد و آنقدر کینه و خشممان متبلور گردد تا انفجارش التیام دهنده مردممان و سرزمین زیبایمان شود.
مرگ بر خامنه ای
سرنگون باد رژیم ولایت فقیه
به امید پیروزی
جمعی از جوانان طایفه ریگی

آرزوی شهید عبدالحمید شهادت در راه خدا بود و امروز به آرمانش رسید


گمان میکنید که با شهادت یک نفر حتی خود امیر عبدالمالک میتوانید جهاد را از میان مسلمین بردارید؟

گمان میکنید که با شهادت یک نفر حتی خود امیر عبدالمالک میتوانید جهاد را از میان مسلمین بردارید؟
زهی خیال باطل
ما فرزندان کسانی همستیم که هیچ وقت در جهاد کوتاهی نکردند
مصیبتی بزرگتر بر رهبر و سرور و مولای ما جناب رسول الله فداک ابی و امی وارد شد و عموی ایشان شهید شدند ولی ایشان با قدرت پیشتری به جهاد ادامه دادند و نهضتی جهانی را پایه گذاری کردند که هم دنیا و هم اخرت را نجات دهیم
ما فرزندان سربازان اون شخص صلی الله علیه و سلم هستیم که برای دین خدا از همه چیز گذشتند
ما فرزندان صلاح الدین ها هستیم
فرزندان محمد فاتح و ما فرزندان اسلام هستیم
هیچ ارزویی را مانند شهادت دوست نداریم و هیچ چیزی برای ما مهم نیست جز رضایت پروردگار و جناب رسول الله صلی الله علیه و سلم
پس بکشید ما را که اگر نکشید ما را شما را به جرم محاربه با الله ذبح خواهیم کرد وبه دنیا نشان خواهیم داد هنوز مسلمانان مسلمان هستند و هنوز فرزندان عمر و علی و سعد و حنظله وجود دارند و دمار از روزگار شما طاغوتیان در خواهند اورد
به امید الله و با توکل بر الله و اطاعت از دوستروات جناب رسول الله ماپیروزیم
اگر کشته بشیم که رحمت خدا بر ماست و اگر بکشیم نصرت خدا با ماست
پس اماده ایم و شما اماده باشید و هر کجا شما را یافتیم سرتان را جدا خواهیم کرد و از خون کثیف شما جویبارها راه خواهیم انداخت ان شاء الله
یا زندگی با عزت
یا مرگ با شهادت

ابومصعب
فرزند اسلام و بلوچستان

خون شهیدان انقلاب می آفریند

امروزه سرزمین اسلامی بلوچستان با خون شهیدان آبیاری شده است و قطرات خون بهترین فرزندان این دیار به خاطر عزت و اقتدار ملت مسلمان بلوچ و برای دفاع از دین و قران و مسجد و مردم و ناموس بر زمین ریخته و این خونهای پاک انقلاب می آفریند.
این خونها کاخ ستمگران را فرو می ریزداین خونها پوزه ظالمان را به خاک می مالداین خونها لرزه بر اندام جنایتکاران می اندازداین خونها کافران را تار و مار می کند.
آری خون شهیدانی همچون عبدالحمید ،
عمران و مهاجر و حنظله و ملا علی و شهید یاسر و صلاح الدین و شهید سیف الله و احمدجان و شهید الله نظر و تیمور و ناصر جان و ذبیح الله و خون شهید نونهال و نوجوانی مانند عبدالغفور ریگی و عبدالخالق ملازهی وضع این ملت دگرگون سازد و راه عزت و آزادی را برایشان هموار می سازد.
خون شهیدان هرگز به باد نرفته و نمی رود و ملتی که خون خود را ارزانی نماید بی شک به عزت و آزادی و سربلندی و شرف خواهد رسید و ما امروز مفتخریم که ملت ما بهترین و لائق ترین و مومن ترین فرزندانش را در راه دفاع از عقیده و مردم مسلمان تقدیم نموده است و یقین داریم که به عنقریب به پیروزی خواهیم رسید.
به قول دوستی شهادت هر جوانی پیروزی را برای ما نزدیک تر می نماید و یقین و ایمان ما را به پیروزی می افزاید.
امروز بلوچستان ، بلوچستان دیروز نیست ،امروز بلوچستان زنده و فعال است ، بلوچستان حامل عقیده و ایمان است ، بلوچستان تبدیل به سرزمین شهدای مجاهد و مخلص شده است ،بلوچستان با هویت ایمانی و اسلامی بپاخواسته است تا با اهدای فرزندانش به سرزمینی پر افتخار برای جهان اسلام بدل گردد ،دیگر بلوچستان تحقیر و تصغیر شدنی نیست که نیست که شهیدانی چون احمد وفائیها و........... دارد

دلاور بلوچ

درود به روان پاک شهید عبدالحمید ریگی



درود به شهدای بلوچستان
درود به روان پاک شهید عبدالحمید ریگی

حکمرانان فاشیست تهران و زابلی های تندرو که قاتلان ملت بلوچ هستند دیگر قادر به سرکوب جنبش حق طلبانه بلوچستان نیستند. شیرمردان دلیربلوچستان با فدا کردن زندگی شیرین خود باعث سربلندی بلوچ و بلوچستان هستند و تا ابد در قلبهای مملو از درد میلیونها بلوچ جای دارند. خون این شهیدان بیگناه به هدر نخواهد رفت.
آزادی بلوچستان بهترین انتقام از دشمنان غارتگر و زیاده طلب های فاشیست است. رهایی بلوچستان از اسارت زابلی ها و آخوندها نوید همیشگی است که خون شهدا به مردم مظلوم بلوچستان می دهد.
درود به شهدای بلوچستان
آزات ءُ آبات بات گنجین بلوچستان

شهادت، اوج تعالی انسان

«ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل اللّه امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لاتشعرون؛به کشته شدگان در راه خدا، مرده نگوئید چرا که زنده اند، لکن شما درک نمی کنید».
شهادت، اوج تعالی انسان است. در فرهنگ اسلام ارزشمندترین و گرانبهاترین حرکت، شهادت است. شهید کسی است که با نثار جان خود، درخت اسلام را آبیاری کرده و فساد را ریشه کن می کند.
شهیدان، مقاومت و پویایی جامعه را تضمین می نمایند و به جامعه ظرفیت روحی می بخشند و ضعف و سستی را از بین می برند. اگر خون شهیدان نبود که شجره طیبه رسالت را سیراب نماید نه از اسلام خبری بود و نه از مکتب توحید بخش الهی اثری.
و در یک جمله می توان گفت که پر محتواترین عنوان، در راستای تکامل انسان، از دیدگاه متون اسلامی عنوان «شهید» است.

به پا خیزید ای خواهان آزادی


باید میان خون رفت
باید پای پیاده به تفتان ومکران رفت
باید قدرت دشمن را در هم کوبید
باید راه مبارزه را آموخت
باید رزم شمشیر یاد گرفت
باید از زیر سایه ظلم خود را بیرون کشید
باید تا آخرین قطره خون جنگید
باید چشم را سرمه کرد از خون شهید
باید اشک را شست با خون دشمن لعین
تا بداند کیستم ،چیستم ،از کجا بر خاستم ،چرا برخاستم
فاش گویم ،آمدم چون سعد بر دریا زنم
چون تمییم آتش درون کوه کنم
چون بلال تکبیر گویم بر دیار
چون عمر خروشم بر دشمن
چون علی با ذوالفغار فتح کنم خیبر
چون مدینه یهود را بیرون کنم از قریظه
عکاشه جعفری

قربانی دیگری از خانواده رهبر جنبش به ملت ، به شهادت رسانیدن عبدالحمید ریگی برادر رهبر جنبش بدست زابلی های فاشیست

قربانی دیگری از خانواده رهبر جنبش به ملت ، به شهادت رسانیدن عبدالحمید ریگی برادر رهبر جنبش بدست زابلی های فاشیست
به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از روابط عمومی بیدادگستری نظام ولایت فقیه باری دیگر رژیم جهل و جور و فساد دست به جنایت زد و فرزندی غیور از بلوچستان را اعدام کرد.
بامداد امروز خانواده رهبر جنبش امیر عبدالمالک بلوچ قربانی دیگری به ملت و دین عرضه کرد و برادر رهبر جنبش عبدالحمید ریگی بدست متجاوزان اشغالگر زابلی در زندان زاهدان اعدام شد.
آژانس خبری تفتان این جنایت رژیم را شدیدا محکوم کرده و به رهبر جنبش و خانواده محترم تسلیت و تبریک می گوید و از الله امید دارد که خون شهیدان را ضایع نمی نماید.

ریشه یابی دروغ مضحک شهادت حضرت فاطمه



سنى نيوز: اسلام تنها دین مقبول در نزد خدواند است «إن الدین عند الله الإسلام». هرکس غیر از اسلام دین دیگری را برگزیند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران خواهد بود (و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین) هنگامی که خورشید عالمتاب اسلام بر جهان بشریت طلوع کرد تمام جهان و جهانیان در تاریکی مطلق جهل و گمراهی و ظلم و ستم بسر می بردند. دو قطب بزرگ جهان یکی در چنگ مسیحیت گمراه قرار داشت و دیگری در چنگال ساسانیان مغرور و ستمگر .

طبیعی بود که در آن تاریک خانه سر درگم نور اسلام جهان را روشن کند و جنایت و خیانت و ظلم و ستمی که در تاریکی و بر اثر نبود نور خورشید عالمتاب بر انسانها روا داشته می شد برای همگان هویدا و آشکار گردد.

پاپ های کلیسا و کاخ ستمگر قیصر نصرانی در اروپا چنان مردم را زیر فشار گرفته بودند که هر کس آرزو میکرد راه نجاتی بیابد. و در فارس و مدائن و دامنه گسترده امپراتوری کسرای باج بگیر که ملت را از گرسنگی عاجز کرده و دار و ندار کشور را به سر و پای خود و خانوداده خود می مالیدند و مردم را از زندگی بیزار کرده بودند، هر کس آرزوی نجات در سر داشت.

در شبه جزیره عربستان جهل و گمراهی و بت پرستی به اوج خودش رسیده بود و چیزی شبیه زندگی درندگان جنگل بر آن حاکم بود. دین حنیف ابراهیم علیه السلام که بر اساس توحید و یکتا پرستی بنا شده بود بدست مدعیان پیروی از آئین ابراهیم بت شکن به شرک و انحراف کشیده شده بود.

با بلند شدن ندای رسای لا إله إلا الله لرزه بر اندام بت پرستان پر ادعا افتاد و گیج و مبهوت شدند نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است. فرزند بنی هاشم گر چه صادق و امین اما یتیم و فقیر بود، باغ و سرمایه نداشت و از سویی دعوتی که اعلان کرده بود کار ساده ای نبود، تمام بتهای کوچک و بزرگ را یکسره هیچ و پوچ می کرد جز یک خدا یعنی الله یگانه هیچ کس دیگری را قبول نداشت همه را عاجز و بی اختیار می دانست.

دشمنی آغاز شد، از خود خانواده، از عموی پر طمطراق و اشرافی او، ابولهب سردار و سایر سران و بزرگان قریش، و کم کم این دشمنی ریشه پیدا کرد همه روابط خویشاوندی و اخلاق و صداقت و امانت هیچ شد؛ کسی که دیروز برای حل و فصل نزاع نصب حجر اسود از او کمک گرفتند کسی که تا دیروز در حلف الفضول در کنار آنان همکار و مددکار مظلومان بود، کسی که در تمام شهر مکه به صداقت، راستگویی و امانت داری معروف و مشهور بود امروز دشمن و بی دین و دیوانه و ساحر معرفی می شود! چرا؟ به دلیل دعوت توحید و یکتا پرستی! کار به جایی کشید که حضرت و پیروان اندک ایشان را در شعب ابی طالب محاصره کردند محاصره اقتصادی کشندهسه سال به طول انجامید! بدترین و سخت ترین شکنجه ها را در حق گروه کوچک ایمان روا می داشتند عمار یاسر و بلال حبشی و مقداد و قبل از همه شخصیت اجتماعی معروف و تاجر انگشت نما ابوبکر صدیق را آنقدر کتک زدند که بی جان افتاد! سمیه را با شمشیر دونیم کردند، تا اینکه عمر فاروق مسلمان شد و تعداد مسلمانان به چهل نفر رسید، اینجا بود که شخصیت استثنایی قهرمان عرب عمر بن خطاب زهر چشمی از آنان گرفت.

آری عمر که در نتیجه دعای رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمان شده بود باید استثنا می بود و کار استثنایی می کرد. عمر فاروق شمشیرش را حمایل کرد و در کنار کعبه ایستاد و فریاد زد من مسلمان شده ام هر کس می خواهد زنش بیوه و فرزندانش یتیم شوند نزدیک بیاید!

کی جرأت کند! آخر او عمر بن خطاب دیروز و عمر فاروق امروز بود! سیزده سال طول کشید و ده سال هم زندگی مدنی رسول الله صلی الله علیه وسلم و جماعت ایمان. که مجموعا شد 23 سال تا وفات آنحضرت صلی الله علیه وسلم سپس سی سال مدت خلافت راشده بر منهاج نبوت و سپس مرحله پادشاهی آغاز شد.

اسلام عزیز در آن دوره 23 ساله نبوت و 30 ساله خلافت راشده با پنج دشمن بزرگ و خطرناک روبرو شد و همه را از پای در آورد.

اول: مشرکان مکه دوم: منافقان مدینه سوم: یهود در مدینه چهارم: مسحیت در اروپا و پنجم: مجوسیت یا آتش پرستی در ایران. در زمان حیات شریفه رسول الله صلی الله علیه وسلم دشمنان 1 و 2 و 3 بشدت با آنحضرت و گروه ایمان درگیری کردند و تمام قدرت و توان خودشان را بخرج دادند و هر سه با یکدیگر هم پیمان و همکار شدند و در دشمنی با اهل ایمان تا توانستند از هیچ لحاظ کوتاهی نکردند اما به لطف و توفیق خداوند سر انجام همگی شکست خوردند و ناچار تسلیم گردیدند. دشمن چهارم در آخرین روزهای حیات شریفه آنحضرت با اسلام در گیر شد، اما این درگیری ادامه پیدا کرد و دامنه آن به خلافت ابوبکر صدیق و عمر فاروق رضی الله عنهما کشیده شد و بالاخره پیش بینی قرآن کریم (اوایل سوره روم) محقق گردید و رومی ها یا اروپایی ها که اهل کتاب بودند بر آتش پرستان هم وطن ما غالب آمدند و سپس دامنه فتوحات اسلامی توسعه یافت و هر دو امپراطوری فارس و روم در برابر ایمان و تقوای جماعت ایمان و شاگردان مکتب رسالت که قرآن و سنت و سیرت و تاریخ آنان را به نام صحابه می شناسد زانو زدند و تسلیم گردیدند گر چه غرور و تکبر یزدگرد اجازه نداد بگوید تسلیم شدم و صدها کیلومتر به سوی شمال کشور پا به فرار گذاشت اما سرمایه ملت ایران که او غارت کرده بود با سه دخترش به مدینه رسید و یکی عروس عمر فاروق و دیگری عروس علی بن ابی طالب شد و بدین وسیله پیوند خویشاوندی ایران با اسلام آغاز گردید. البته پیوند ایمانی قبلا به وسیله سلمان فارسی رضی الله عنه آغاز شده بود.

گرچه در تاریخ نشانه هایی وجود ندارد که دشمنان پنج گانه ای که همه شکست خوردند (غیر از پیمان های مکرر 1 و 2 و 3 در حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم) بعدها همه با هم عملا بر علیه اسلام پیمان مشترکی بسته باشند یعنی پیوستن دشمن 4 و 5 که بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم شکست خوردند و تسلیم شدند ظاهرا در تاریخ ثابت نیست اما از آنجایی که همگی زخم خورده بودند هر کدام آرزوی شکست اسلام را داشتند و هرکدام حس انتقام جویی از اسلام را در سر می پروراندند، تنها موردی که در تاریخ وجود دارد اشتراک عمل یهودیان با مجوسیان هم وطن ما در توطئه شهادت عمر فاروق است که به طور آشکار در تاریخ ثبت است. و شاهدان عینی أبو لؤلؤ مجوسی را دیدند که با یهودی رایزنی و گفتگو می کردند پس از اوج فتوحات اسلامی در زمان خلافت بی نظیر عمر فاروق که دشمنان اسلام نیز به عظمت و عدالت بی همتای این شخصیت استثنایی تاریخ اعتراف می کنند همه دشمنان پنج گانه از این فتوحات و قدرت گرفتن برق آسای اسلام به شدت خشمگین بودند.

صحبت از سران و سودجویان و مصلحت طلبان است و الا ملتها که خودشان خواستار توسعه فتوحات بودند بویژه ایرانیان که به استمرار درخواست می کردند که به داد ما برسید. و ما را از چنگ این ظالمان و ستمگران و چپاول گران نجات دهید.

گرچه دشمن اول تقریبا تمام نیروهایش متلاشی گردید و در فتح مکه در سال هشتم هجری بقایای آن تسلیم شدند اما دشمن دو و سه هم خطرناک و هم دنباله دار بودند لذا احتمالات قوی است که در توطئه شهادت عمر فاروق علاوه از 3 و 5 یعنی یهود و مجوس دشمن 2 یعنی منافقین نیز شرکت داشته باشند.

اما این واقعیت مسلم است که همه دشمنان شکست خورده باقی مانده حس انتقام جویی را در سر داشتند و همه اگر نگوییم یک طرح مشترک اما به عنوان یک عقده مشترک همه این آرزو را داشتند که حال که اسلام از لحاظ عقیدتی و نظامی بر ما غالب شد و ما نتوانستیم جلو نور اسلام و قوت خود جوش مبتنی بر ایمان آنرا بگیریم پس باید از داخل ضربه بزنیم لذا شهادت عمر فاروق اولین گام در این راستا بود.

آنچه خطرناک تر بود اینکه هموطنان ایرانی ما و بخصوص سود جویان و خوشه چینانی که از دور و بر شاهزاده های ساسانی سود می بردند و با پیروزی اسلام و شکست یزدگرد منافع آنان به خطر افتاده بود و نیز کسانی که عرق و رگ ملی جاهلانه و ناسیونالیستی منحرف را بر عقیده و ایدیولوژی ترجیح می دادند طبیعی بود که ابو لؤلؤ برای آنان شجاع الدین باشد، لذا از همان زمان کسانی پیدا شدند که ابولؤلؤ را یک قهرمان معرفی کردند و رفته رفته پیروان و هواداران ابو لؤلؤ به خود رسمیت بخشیدند و با تظاهر به اسلام سعی کردند در میان مسلمانان و بخصوص در جامعه ایرانی که مشترکات زیادی می توانست به آن قوت ببخشد جای باز کردند و خود را منسجم گردانیدند و کم کم به شکل یک گروه منجسم و البته با شعار اسلام اظهار وجود کردند آسانترین شکاری که توانستند بدست بیاورند دوستداران اهل بیت علیهم السلام بودند که از عشق و علاقه آنها به اسلام و اهل بیت سوء استفاده کردند و افکار سرشار از کینه و عقده خود را در میان آنان ترویج نمودند و تئوریسین هایی هم یافتند که افکار ضد اسلامی و ضد قرآنی مبنی بر کینه وعقده در برابر صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای آنان مرتب کنند و به شکل مکتوب در اختیار آنها قرار دهند.

سلیم بن قیس هلالی یکی از این تئوریسین های عقده ای بود او که متوفای 76 یعنی نیمه دوم قرن اول هجری است اگر نسبت کتاب به او درست باشد پس این گروه عقده ای که در تاریخ از آنها به نام موتور = عقده ای یا موتورین = عقده ای ها یاد می شود افکارشان را در قرن اول مرتب کرده و اگر کتاب کار او نباشد بلکه کار شاگردش ابان ابن عیاش متوفای 138 هجری باشد پس در نیمه اول قرن دوم این کار انجام شده است تقریبا تمام افکار و عقاید منحرف و ضد قرآنی که امروز در بین غلاة شیعه و افراطیون عقده ای وجود دارد ریشه در کتاب سلیم بن قیس هلالی دارد.

در این کتاب دو روایت در باره تحریف قرآن وجود دارد! امامان سیزده تا هستند! ابوبکر و عمر و عثمان و بقیه صحابه بر سر راه پیامبر صلی الله علیه وسلم چاله ای کنده بودند که حضرت را شهید کنند اما جبریل آمد و ایشان را خبردار کرد!

داستان مضحک شهادت فاطمه زهراء رضی الله عنها نیز در همین کتاب ریشه دارد! و دهها فکر باطل و عقیده منحرفی که دشمنان شکست خورده اسلام آن روز، به اسلام نزدیک کردند تا از اسلامی که آنها با تمام ساز و برگ نظامی و عقاید شرکی و ترفندهای مختلف نتوانستند مانع پیشرفت و درخشش آن شوند در آینده بتوانند از آن انتقام بگیرند.

آری امروز بر اساس آن کتاب مزخرف و بی ریشه و بی سند و قطع و بریده بعضی روایات تاریخی دارند از اسلام انتقام می گیرند لازم نیست که مباشران و مجریان این طرح خود آگاه باشند که چه می کنند خیلی هم محتمل است که بسیاری از کسانی که امروز به نام شیعه و بحث علمی و حقایق تاریخی! این تهمت ها و اهانت ها و جسارت ها را به اهل بیت و صحابه پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم روا می دارند حقیقتا آگاهی نداشته باشند و قصد و غرض بدی هم نداشته باشند به گمان خودشان بخواهند از اسلام دفاع کنند! از اهل بیت دفاع کنند، از فاطمه زهراء رضی الله عنها دفاع کنند!

اما خداوند عقل و چشم و گوش داده چرا کاری کند عاقل که باز آرد پشیمانی؟! وفات طبیعی حضرت فاطمه رضی الله عنها را که قرنهای متمادی وفات بوده طی کمتر از ده سال به شهادت تبدیل کردن و عقده ایجاد کردن و تخم دشمنی کاشتن اگر خیانت نیست پس چیست؟! اگر خدمت به صهیونیست نیست پس چیست؟! اگر آلت دست دشمن قرار گرفتن نیست پس چیست؟!

با وجود این خیانت و دروغ و اهانت و تهمت به اهل بیت وصحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم دم از وحدت زدن چه سود؟! از یکسو چاخان کردن و از سوی دیگر دشنام و اهانت و لعن و نفرین به مقدسات دین چه سود؟! به قول معروف کدام را باور کنیم دم خروس یا قسم حضرت عباس را؟

فرض کنیم سنی های طریقه ای و صوفیهای قادری پذیرفتند که وهابی و سلفی دشمن آنهاست این دروغها و تهمت ها و ترفند ها را چه می کنید؟ کدام سنی صوفی طریقه ای حاضر است از شما بپذیرد که « لعن الله قاتلیک یا فاطمه» نعوذ بالله شعار امروز شما که این است که خدا لعنت کند قاتلان تو را ای فاطمه؟!! پس بیایید اضافه کنیم که خدا لعنت کند دروغگویانی که این دروغ و تهمت و افتراء را ساخته اند!.

کدام سنی صوفی و طریقه ای حاضر است لعن و نفرین بر عمر فاروق را بپذیرد؟! اختلاف فقهی و کلامی بین مذاهب اهل سنت طبیعی است اما در مورد محبت صحابه رضی الله عنهم همه اتفاق نظر دارند اگر شما واقعا جدی هستید و می خواهید وحدت و اخوت بوجود بیاورید جلو این یاوه سراها و هتاک های لجام گسیخته را بگیرید که تا بالاترین سطوح دستگاهای دولتی رخته کرده و بزرگترین شخصیت های مسئول کشور را با گزارش های غلط و تهمت ها و اهانت های کینه توزانه گمراه نموده و از آنها به نفع افکار و عقاید مسموم خودشان سوء استفاده می کنند! کاش مسئولین رده اول مملکت درک می کردند و حداقل از این سنی های صوفی و طریقه ای درد دل می شنیدند!

یک مسئول رده اول مملکت جای قاضی نشسته و قاضی باید از همه طرفهای خصومت بشنود چون ممکن است با شنیدن از یک طرف فریب بخورد پیامبر گرامی صلی الله و علیه و آله و سلم فرمودند: «ولعل بعضکم الحن فی حجته من بعض» شاید بعضی شما از بعضی دیگر در سخن گفتن مهارت بیشتری داشته باشید! این در صورتی که هر دوخصم حضور داشته باشند.

اما اگر یکی خادم و دست و پا بوس 24 ساعته قاضی باشد و دیگری سالهای متمادی با زور و دروغ و نیرنگ و فریب از قاضی دور نگهداشته شود آیا احتمال نمیرود که این چاپلوس دست و پا بوس که نه از خدا می ترسد و نه از مخلوق حیا می کند بر علیه این بیچاره تبعیدی که سی سال است هنوز تبعیدش تمام نشده هرچه خواست بگوید و هرجور خواست علیه او اقامه دعوا و دلیل نماید؟!

وانگهی قاضی که نباید خودش طرف قرار بگیرد و به نفع یک طرف علیه دیگری موضع گیری کند! عدالت علوی که اینگونه نبود! و تازه ادله علیل و بی پایه یک طرف را علیه طرف دیگر تکرار کردن کجاش عدالت علوی است! هیچکس نگفته که مسلمان شیعه یا سنی فقط به سبب زیارت قبر مشرک می شود!!! زیارت قبر که نزد همه اهل سنت و حتی حنابله و سلفیها و وهابیها نیز سنت است و اجر و ثواب دارد! این مغلطه هتاکان و غالیان است! آنچه در زیارت قبر ممنوع هست استغاثه و استعانت یعنی کمک خواستن از غیر خداست! که تمام علمای مذاهب اربعه و غیر اربعه اهل سنت در این باره هم نظر بوده و اتفاق دارند.

آری وحدت ممکن است به شرطی که بخشی از جامعه به نام سنی سلفی و وهابی جدا نشود! وحدت ممکن است به شرطی که دروغ مضحک شهادت حضرت فاطمه زهرا رضی الله عنها از یک وفات طبیعی توسط غالیان و افراطیان و طیف های مختلف حجتی و صفوی و غیره به شهادت تبدیل نشود! و از مجلس شورای اسلامی این دروغ تصویب نگردد و از یک روز به سه روز و از سه روز به ده روز ارتقاء نکند!.

یعنی ده روز اختصاص به لعن و نفرین بر مقدسات اسلام و اهل سنت! ده روز تعزیه دروغین و تحمیلی! ده روز کاشت و آبیاری کینه و تفرقه و نفاق و دشمنی! عجب اینکه روحانی اهل سنت دستگیر و تحقیر می شود و جوان اهل سنت دستگیر می شود که چرا در دهه به اصطلاح فاطمیه عروسی برگزار کرده اید؟! رحمت به دادگاههای تفتیش عقاید! دروغ و تهمت و افترا و لعن و نفرین زورکی هم بشنویم و در این تعزیه مسخره اهانت آمیز شرکت هم بکنیم! این همان داستان بگو خان مبارک باشه است! که دزدی لباس بنده خدایی را از تنش در می آورد و می پوشد و به صاحب لباس میگوید بگو خان مبارک باشد!

چقدر شرمساری است که در کشوری که سران و مسئولان رده اولش منشور وحدت صادر می کنند و برای تسلی چند ساعته سناریو می سازند از پارلمان این کشور یکی از شگفت انگیزترین دروغهای تاریخ تصویت شود! واقعا جای ننگ و شرمساری است و آن وقت مذاهب فقهی اهل سنت به جرم اعتراض به این دروغ پردازی و هتاکی و لعن و نفرین مارک سلفیت و وهابیت می خورند!

جای بسی ننگ و خجالت است که 222 نماینده مجلسی عوض بررسی مشکلات بخش مهمی از جامعه که خدا خواسته مذهب شان نه مذهب حاکم که مذهب پیامبر و اهل بیت و صحابه پیامبر باشد که نماز خواندن پشت سر آنها مانند نماز خواندن پشت سر پیامبرصلی الله علیه وسلم است!! نمایندگان وظیفه شناس مجلس عوض بررسی مشکلات یک چهارم کل کشور زحمت می کشند و از آنها تشکر می کنند که از یک مسئول بلند پایه پذیرایی کرده اند! عجیب است! آنها که پذیرایی کردند شما چکار کردید؟! تازه التیماتم هم به اونها می دهید که کسی حق ندارد خودش را غیر از مسلمان چیزی دیگری بنامد! چشم قبول! در مقابل کدام حقوق شان به آنها داده می شود؟! دینی؟ اجتماعی؟ فرهنگی؟ سیاسی؟! ملی که قرار شده نگیم.

پس از سی سال تازه می پرسند مگر اذان اهل سنت از شهر شما پخش نمی شود؟ حضرت عالی که دو دوره مسئولیت سیاسی کشور را داشته اید! و اینک هم بالاترین پست استثنایی در تاریخ را دارید! شما نمی دانید که اذان اهل سنت از هیچ شهر ایران پخش نمی شود؟ و انگهی پخش اذان سه وقته اهل سنت!!! آنهم در کنار اذان رسمی شیعه! فقط از شهر سنندج به چه معنی است؟! بقیه شهرهای سنی نشین یا حداقل شهرهایی که اکثریت مطلق شان اهل سنت است چی؟!

اینها می پرسند اگر پخش اذان حق سنتدج است پس حق بقیه هم هست؟ طی سی سال گذشته چرا و با چه مجوزی این حق ضایع می شده است؟! آیا امروز که تشخیص داده شده که بخشی از حقوق اهل سنت ضایع می شده مسئولان فرزانه آمادگی دارند که در چهار چوب قانون اساسی حقوق ضایع شده اهل سنت را به آنها بر گردانند؟! هیئت های بررسی با مشارکت نمایندگان مردم منطقه از کی کارشان را آغاز خواهند کرد؟! سایر حقوق ضایع شده که بررسی خواهد شد و حتما هم حق به حقدار خواهد رسید!! برای نشان دادن حسن نیت در ازای محبت و ارادتی که مردم سنتدج نشان دادند یک تقاضا دارند و آن اینکه دهه فاطمیه که یک دروغ محض است و به هیچ دلیل صحیح و مستند نیست و پیامدی جز تعمیق کینه و دشمنی ندارد لغو اعلان شود! منتظریم بشنویم.


صبرا یا امیری به زودی انتقام می گیریم


صبرا یا امیری به زودی انتقام می گیریم
رهبر عزیزم عبدالمالک جان هنگامیکه تصویر جدید شما آغشته از غم و حزن در زندان رژیم دیدم در دل خود عهد کردم که انتقام شما را از جنایتکاران خواهیم گرفت و خودم به تنهایی میخواهم هزاران سپاهی و زابلی مزدور را هلاک کنم و برای خودم واسکت استشهادی آماده کرده ام و به زودی دکمه ی اوکی را خواهیم زد.
عبدالمالک جان میدانیم که شما تحت بدترین شکنجه ی و بیخوابی قرار گرفته اید این فاشیستان و جلادان شبانه روز بر شما ظلم میکنند و شما را وادرا میکند در امام دوربین آمده از حرفهای دیکته شده ی ایشان بگید تا ایشان چهره ی رهبر جنبش و مبارزین را در نزد جهانیان بد جلوه دهند.
رهبر عزیزم تمام مردم ایران و بلوچستان از نقشه های شوم این جلادان آگاهند تمام مردم میدادند که کسی در دست دشمن باشد حرفهای او قابل اعتبار نیستند زیرا در اسیر دشمن است ودشمن او را به هر کاری و پیامی وا میدارد تا به هدف شومشان برسند دشمن میخواهد با تبلیغات سوء ش به مردم در داخل ثابت کند که این جوانان با امریکا و اسراییل هستند و در حالیکه در خارج مبارزین را از طالبان و القاعده میداند.
رهبرم بر تعداد مبارزین روز به روز اضافه میشود و تعداد غفیری بر عملیات استشهادی دوطلبانه ثبت نام کرده اند به زودی پاسخ آزار و شکنجه ی شما را خواهیم داد .

استشهادی جندالله —- حسین – ش

نظری از بینندگان

تفاوت ببین از کجا تا بکجاست !

در روز پنجشنبه هفتم اردیبهشت ماه مطابق با 27 آوریل 2006 میلادی شبکه الجزیره نشان میداد که صدها هزار نفر از مردم لندن از زن و مرد و بچه در خیابانهای لندن دست بتظاهرات بزرگی زنده بودند و در این تظاهرات از حکومت بریتانیا میخواستند که نسبت بحقوق حیوانات در کشور توجه بیشتری نشان دهد و اجازه ندهد ظلمی را که مسئولین دانشگاه آکسفورد در حق موش ها، مار ها، قورباغه ها و میمونها مرتکب میشوند ادامه پیدا کند.

دانشگاه آکسفورد برای انجام آزمایشاتی که بمنظورکشف چندوچون و کیفیت بعضی از بیماری هائی که انسان با آن دچار میشود تعدادی از موشها ، مار ها و قورباغه ها را در آزمایشگاه خود نگهداری کرده و اثر داروهائی را که برای صحت انسان مفبد است بر روی آنها آزمایش میکنند. البته تعداد این جانواران که در محیطی بسیار نظیف و با بهترین غذا ها و تحت مراقبت های پزشکی و بهداشتی بمنظور انجام بعضی از آزمایشات در آزمایشکاه نگهداری میشوند آنقدر زیاد نیست و یا آزمایشاتی که بر روی آنها انجام میشود آنقدر خطرناک نیست که نسل شان را براندازد و حد اقل، نیتی که در این تخلف و بظاهر ظلم بکار رفته است نیتی نیک است که از آن کمک به انسانها میشود ولی در بلوچستان آنجائی که ما زندگی میکنیم مامورین نظام در روز روشن و در خیابابان و بیابان مردم بلوچ را خیلی راحت تر از حیوان برگبار می بندند و تازه پول گلوله هائی را که مصرف کرده اند از خانواده مقتول میگیرند نا جسدش را بدهند و هیچکسی نیست که در مقابل چنین جنایتهای قرون وسطائی در اینجا تظاهرات بشردوستانه بکند ببخشید نظاهرات حیوان دوستانه بکند چون ارزش یک بلوچ در نزد نظام از ارزش یک حیوان در دنیای متمدن که بخاطرش نظاهرات راه میافتد بمراتب کمتر است و تفاوت را ببین که از کجا تا به کجاست! که در دنیای متمدن مردم برای تجاوز به حقوق موشها هم تظاهرات میکنند و در محیط زندگی ما نظاهرات برای ملتی که همه چیزش پایمال شده است ممنوع است. وسردمداران همین نظام را می بینیم که ادعای مسلمان بودن دارند، و بدروغ و فریبکارانه برای مردم قرآن میخوانند و تفسیر میکنند و برای عوامفریبی سنگ حمایت ملت فلسطین را به سینه میزنند ولی آنچه را که خود با ملت مظلوم و منکوب شده بلوچ میکنند از یاد میبرند و خجالت هم نمی کشند.

نارویی از زاهدان

بلوچستان

بلوچستان
او وطن، منی زیبائیں وطن

او وطن
او منی زیبائیں وطن
په تئ واری ءﹶ ایمن کیئنت
تئ زیبائ ﹺء دژمن کیئنت؟

او وطن منی
او منی زیبائیں وطن
شاھگانیں تئ پٹ و گیابان
مرچاں تنک ، تنک انت
چیا په وتئ چکاں
مرچاں تنک ، تنک انت
تئ وش کش و سپائیں گوات ھم
بنی آدم کشیت نه کنت دم
تئ تها روستگیں ،نه انت آرام
دژمن ﹺء ﹸتن بوت ھوشام۔
کور بنت چم په برهداری ﹺءﹶ
مانبشانیت اگاں تھاری ءﹺ۔
او وطن
او منی زیبائیں وطن
ھر کس وشدلی و کیف و کباب
ھو ترا بےوسی و لٹ ﹺء ثواب۔
ھر کس ءﹶ بلور و تاس و تبک
ھو ترا نیست ، کاسگ ﹺء یک
مئے دل و ساه و جان ﹺء سودا انت
پرچا ﹸرژنﹺء چراگ بیگواه انت؟
او وطن
او منی زیبائیں وطن
مئے بے بنت، زھراگاں سروک ستر
ﹸستکگیں جون ﹺء ﹸبونه انت ھتر
ﹸدژمن ءﹶ، وش تواریں توپ بیبت
دل اۓشاں ساز و زیمل ﹺء نه گوشیت۔
من اے زاناں، که بے وساں انگت
راج مئے گون انت، سیاه دلاں انگت
ھچ بها نیست ، مئے سراں انگت
ھو من یلا نه دیاں ، واھگاں انگت
او وطن !
او منی زیبائیں وطن
ھر دمان بیر، مئے دلاں بات ﹶانت
مئے دل ﹺء بیر، مئےﹺسلاه بات ﹶانت۔
ماں دلءﹶ واھگ ﹺء، ﹶکل بیت تاں کد؟
دژمن تئ سرا، ﹶمل بیت تاں کد؟
اﹺے جھان جنگ ءﹶ په ﹶگل بیت تاں کد؟
دژمنی مھر ﹺء بدل بیت تاں کد؟
اﹺے که انسان ءﹶ دیر دیر کنت
تاں کدی لیکھاں گوٹ گیر کنت؟
ﹸنوں ایشاں وھد ،مه گیپت انت پرچا
دروشمے زند ءﹶ مه بیت انت پرچا؟
تاں کدئیں زھماں، کناں مئے سرا ﹺمک
تاں کدئیں ﹺکچ مبانت میر ﹺء شنک؟
جبزاھاں گیشتر بدسیم
تاں کدئیں چه وتی لوگ ءﹶ بے یکیم؟
پرچا کوھانی دلﹺء ، ٹپ، نه کود ﹶانت
پرچا سنگانی ﹺء سرا ، ﹸپل نه رود ﹶانت؟
او وطن!
او منی زیبائیں وطن۔


خان صابر
﴿جون ۱۹۷۸ ﴾ کراچی۔

تصاویر جدید رهبر جنبش مقاومت مردمی امیر عبدالمالک بلوچ حفظه الله و رعاه در بند رژیم آخوندی







يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

اي دل غمديده حالت به شود دل بد مکن
وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت
دايما يک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نه‌اي از سر غيب
باشد اندر پرده بازي‌هاي پنهان غم مخور
اي دل ار سيل فنا بنياد هستي برکند
چون تو را نوح است کشتيبان ز طوفان غم مخور
در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغيلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعيد
هيچ راهي نيست کان را نيست پايان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب
جمله مي‌داند خداي حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

یکی از سنتهای خداوند،ابتلای انسان به خیر وشر است

یکی ازسنتهای خداوند،ابتلای انسان به خیروشراست

سنت ابتلای خداوند در بندگان چنین جاری بوده است که خداوند آنان را

با امورشروطاقت فرسا ،همانند بیماری وفقروسختیهاومعظلات دیگروبا

امور خیر ،همچون اعطای نعمت وثروت وآسایش وایجاد رفاه وسلامتی

وبی نیازی وهمانند آن امتحان می کنند.ابتلابه خیروشربه خاطرآن است

که دانسته شود که چه کسی در برابر مواهب الهی،سپاسگزار است وچه

کسی درمقابل سختیها وبلاها، شکیبا. خداوند متعال می فرماید:کُلُّ نَفْسٍ

ذَائِقَةْاْلْمَوْتِ وَنَبْلٌوکُمْ بِالشَّرِّوَالْخَیِرِفِتْنَةً وَ‌اِلَیْنَا تٌرْجَعٌونَ(انبیاء/35)(هرکس

مزه ی مرگ را می چشد و ما را با سود و زیان و بدیها و خوبیها کاملا

می آزماییم وسرانجام به سوی ما برگردانده می شوید)پس خداوندمارادر

مقابل مشکلات ومصایب مانند بیماری وفقروغیره قرارمی دهد تا صبرو

تحمل ما در مورد آزمایش قرار گیرد . همچنانکه ما را در مقابل سلامتی

ثروت وآسایش قرارمی دهد تا سپاس و شکر گزاری ما مورد امتحان و

آزمایش قرارگیردوآن بندای که به وی نعمت عطاشده است،بنابر تکلیفی

که داردبه سپاسگزاری دربرابرآن نعمت می پردازد.واژه ی فتنه درآیه ی

(وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِوَالْخَیْرِفِتْنَةً)،به معنای آزمایش است ومفعول مطلق تأکید

ی غیرازلفظ خود،(نَبْلٌوکُمْ ) می باشد .(وَ‌اِلَیْنَا تٌرْ جَعٌونَ ) انسان به سوی

خدا برخواهد گشت تا جزای وی،به خاطرشکیبایی که دربرابر مصایب و

شکری که درمقابل مواهب کرده اند ،داده شود .تفسیرزمخشری،ج3،ص

116آزمایش انسان گاهی با فراخی و گسترش نعمت است که شکر و

سپاس را واجب می گردانند و گاهی با ضرروزیان که صبروشکیبایی را

لازم می دارد.بنا بر این انسان درهردو شرایط نعمت وعدم نعمت ، مورد

آزمایش خداوند قرارمی گیرد.بدین طریق که محنت ورنج ، مقتضی صبر

است ومحنت یا نعمت ، مقتضی سپاس و شکر .صبر شکیبایی در مقابل

مصایب ودشواریها ،آسانتر از شکروسپاسگزاری در برابر نعمتهاست .

بنابر این نعمت بزرگترین وسخت ترین آزمایش محسوب می شود و با

عنایت به همین نکته است که امیرالمؤ منین حضرت عمر بن خطاب

(رض)می فرماید:(بلینابالضراءفصبرناوبلیناباالسرآءفلم نصبر)(باابتلاء

وآزمایش دربرابر مصایب و سختیها می توانیم صبر پیشه کنیم ولی در

مقابل نعمتهای خداوندنمی توانیم شکروسپاس شایسته وحقیقی رابجای آوریم)