کلیپ زیبایی از شهید فرمانده شهید احمدوفایی(حاجی محمود)

ای شیعیان باز گردید به اسلام

باید به اسلام بازگشت؛ اسلام به معنای حقیقی اش که عبارت است از: یکتا پرستانه تسلیم الله شدن و مطیعانه منقاد اوامرش شدن و بیزاری از شرک و اهل شرک و تحکیم شریعت الله در زمین و اخلاص عمل برای او.
اینست اساس توحید و بدون آن زندگی معنایی ندارد:{ ‏ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ‏:‏ من جنها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريده‌ام . ذاریات/56} یعنی مرا موحدانه بپرستند. و توحید اصل دین و اساس آن می باشد و آن حقی است که باید اهل حق در قیام به حقوقش و مواجهه مجتمعات بوسیله آن،هیچ کوتاهی نورزند و آن نظام هستی و رسالت مسلمین برای تمام امتها وملتها می باشد……..
الله تعالی می فرماید:{ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ: ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده‌ايم ( و محتواي دعوت همه پيغمبران اين بوده است ) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دوري كنيد . نحل/36}.
وحقیقت عبودیت و بندگی الله واحد و قهار عبادت است از ؛اختصاص دادن او به جمیع انواع عبادت و پرستش ، و میل وکشش به سوی او و ترس از او، ومحبت با او و امید به او و انقیاد تام برای او.
و هرکس که مدعی ایمان به الله و توحید و محبت و ترس و امید او باشد ولی تسلیم اوامر الله و اوامر رسولش صلی الله علیه وسلم نباشد و به غیر شریعت الله تحاکم کند و با دشمنان الله موالات نماید،در ادعای خویش با الله صادق نبوده است بلکه متبع شیطان و مطیع او است.الله تعالی می فرماید:{ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ:‏ بگو : اگر خدا را دوست مي‌داريد ، از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد.آل عمران/31}
پس باز گرد به اسلام

مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!

بر پا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست به رای و مشت توست
رهایی جهان ز قید جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
هم پاییم , همراهیم, همرزمیم, جان بر کف برخیز...
توجه : این سرود در زمان ریاست جمهوری دولت سوسیالیستی آلنده در شیلی سروده و اجرا شد و بعد از کودتای آمریکایی توسط پینوشنه ممنوع گردید و به یک سرود جهانی بدل گشت.

اطلاعیه ی وبلاگ دوستدار شهدای جندالله

بدینوسیله وبلاگ دوستدار شهدای جندالله به اطلاع برادران مبارز و سیاسی ملت بلوچ میرساند :
مدتی است وبلاگ دوستدار شهدای جندالله به دلایل امنیتی آیدیت نمیشد در حالیکه امروز مطلبی با نام مستعار دوستدار شهدای جندالله در یکی از سایتهای منافق وابسته به رژیم آخوندی مبنی بر توهین به سیاستمداران ملت بلوچ بود، نشر شده بود.

لذا وبلاگ شهدای جندالله این مطلب را ارسالی از طرف وزارت اطلاعات رژیم میداند و به شدت تکذیب میکند و به عرض برادران ملت بلوچ میرساند این گونه مطالبی که در سایتهای منافق و سودجو نشر میشود یقین نکنند ، اگر دوستدار شهدای جندالله مطلبی نشر میکرد چه حاجت که به سایتهای منافق صفت ارسال بکند در خود وبلاگ بروز میداد.

ولی بعضی از افراد منافق و سودجو میخواهند در بین مبارزین و سیاستمداران ملت بلوچ اختلاف بیندازند تا رژیم آخوندی را از این کارهای شومشان راضی گردانند.

وبلاگ شهدای جندالله این مطلب را باری دیگر به شدت تکذیب میکند ، و اعلان میدارد مبارزین ملت بلوچ به سیاستمداران ملت بلوچ بالخصوص رهبر حزب مردم آقای ناصر بلیده ای احترام خاصی قائل هستند و قائل خواهند شد.

و به استحضار دشمنان قسم خوده ی ملت بلوچ میرساند که دوستی و محبت در بین مبارزین و سیاستمداران و دانشمندان ملت بلوچ برقرار و پابرجا خواهد ماند و آنهایی که میخواهند اختلاف بیندازند شکست و رسوا خواهند شد.

با سپاس : مدیریت وبلاگ دوستدار شهدای جندالله

جهاد

جهادتنها راه سعادت بشریت است؛جهاد فریضه ی الهی است؛آری تنها مسیری که همیشه ،همیشه سبزاست ونصرت الهی همیشه درآن جریان داردجهاد است،جهاد افضل ترین اعمال بعدازایمان به خدااست،آری برتری جهادنسبت به سایراعمال به مانندفاصله مشرق ومغرب استرهبانیت(گوشه گیری)این امت فقط جهاد است،آری آنان که حقیقت جهاد واهمیت جهاد رادانستند،دیدیم که چگونه پروانه وارخودرافدای راه جهادکردند،آری تنهاکسانی می توانند ازاین فریضه ی الهی استقبال کنند که حقیقت محبت الله ورسول واسلام ومسلمین درقلوب آنان جای گرفته باشدجهاد محبوبترین عمل، دین اسلام در نزد خداوند متعال است، جهاد بزرگترین قله ی اسلام است، جهاد تفریح امت اسلام است، جهاد رهبانیت امت اسلام است، جهاد نزدیکترین راه به بهشت است، جهاد بهترین عمل برای اعلای کلمه الله است، جهاد بهترین عمل برای دفاع از مظلومان است، چهاد تنها وسیله ی قائم کردن نظام خلافت اسلامی در دنیاست،جهاد موثرترین وسیله ی از بین بردن نظام های طاغوتی است، جهاد سبب عزت مسلمانان در دنیا و آخرت است، جهاد سبب ذلت و پستی دشمنان اسلام است، جهاد رحمتی از طرف خداوند متعال برای تمام عالمیان است،جهاد رمز موفقیت و پیروزی مسلمانان است و در آخر جهاد رضوان من الله اکبر است.

فیلم جنایت هولناک رژیم آخوندی در روستای نصیرآباد از توابع شهرستان سرباز- بلوچستان

به گزارش آژانس خبری تفتان : شهید درا شهدوست زهی جوان بیگناه از روستای نصیرآباد از توابع شهرستان سرباز میباشد که چندی پیش به جرم بلوچ بودن و اعتقاد به عقاید اهل سنت ، توسط تروریست های خونخوار خامنه ای ، اطلاعات رژیم آخوندی به شهادت رسید.
یادآور میشویم که تروریست های رژیم به خانه ی نامبرده یورش برده و وی را در جلوی خانواده اش به رگبار میبندند و به شهادت میرسانند.
بعد از 10 روز جناره ی شهید را با وساطت ریش سفیدان به خانوده اش تحویل میدهند در حالی که چهره ی شهید نورانی و جسدش پاک بوده است.
بسیاری از مردم منطقه بعد از مشاهده ی این جنایت هولناک به مبارزین جنبش مقاومت جندالله ملحق میشوند و عهد می بندند انتقام خون این جوان بیگناه را از مزدوران رژیم آخوندی و سربازان بدنام خامنه ای ملعون بگیرند.

بيانات شهيد مولانا نعمت الله در مورد وفات حضرت فاطمه

شهید علی رضا نارویی (نعمت الله) ، شهید نعمت الله (سیف الله)




آن دوصوفی آن دودرویش رخت بر بستند ورفتند

آن دوسا لک آن دو عارف با هزاران درد رفتند

آن یکی نعمت دوران وان دگرسیف ما بود

کارشان ذکرودعا بود راهشان راه خدا بود

در حریم قلب آنان مهرها نور خدا بود

پاکی هر دو همیشه بر زبان مجاهدان بود

آنها شبها نخفتند کارشان ذکر و ریاضت

در ستیز با اهرمنها نور حق همراهشان بود

درستیز با شب پرستان از همه دنیا بریدند

سادگیها پیشه کردند رنگ آسایش ندیدند

کاخ ظالم را شکستند با وفا بر عهد ماندن
د
جامه شیطان دریدند مرگ با عزت خریدند

زنده بودن را بریدند زندگی را تازه کردند

تیغ شیطان هیچ نشناخت جانشان مغلوب خود کرد

سایه آن عاشقان رااز سر یاران بدر کرد

آری آنانند شهیدان سیف ونعمت دوران

نامشان پاینده بادا در همه عصر و بهاران

بیگمان هر دو بهشتی در بهشت جاودانند

قصر و فردوس برین است جایگاه آن عزیزان

الجهاد ذروة الاسلام

الجهاد ذروة الاسلام جهاد ، فریضه ا ی عظیم ، قله اسلام
نمی دانم اگر جهاد نبود اسلام چگونه معنی پیدا می کرد و چگونه اسلام می توانست این جنبه آزادی و آزادگی اش را به جهان عرضه کند، چگونه انسان مسلمان می توانست نصرت الهی را دریابد . براستی که جهاد برگ برنده اسلام است، آری سایه جهاد بود که جهان اسلام به داشتن شیر مردان و شیر زنان صدر افتخار می کند به حقیقت سایه جهاد بوده و هست که تا به امروز افتخار مادران است که نام مجاهدان را یدک فرزندان خویش می کشند . آری جهاد یعنی حرکت به سوی سعادت و خوشبختی ، فقط و فقط با جهاد می توان کشتی طوفان زده اسلام را بار دگر به ساحل نجات رساند و فقط با جهاد می توانیم بار دیگر تاریخ گذشته را تکرار کنیم ، اما به خدا قسم نمی دانم که چرا کسانی جای پای محمد رسول الله (ص) را اشغال کرده اند و به جای اعلام حقیقت خدا و جهاد به حقیقت دنیا روی آورده اند ،آیا شرم نمی کنند از اینکه صاحب محراب و منبر را کم اهمیت جلوه می دهند و حقیقت ادعای او را به بازی گرفته اند
آیا می توان ستون پنجم اسلام ، جهاد را انکار کرد
ستونی که تکیه گاه ایمان مسلمانان و سایه عزت آنان است

تشویق به جهاد فی سبیل الله

تشویق به جهاد فی سبیل الله،برای مسلمانی که میان عزت شرکت در جهاد و ذلت خانه نشینی، در شک و تردید به سر می برد.
برادر مسلمانم بدان که؛من این کلام را به تو اختصاص داده ام چون یقین دارم که تو نزدیکترین مردم به مجاهدین فی سبیل الله می باشی،هیچ مجاهدی به میادین جهاد روی نمی آورد،جز اینکه این مرحله تردید و کلنجار رفتن با خود،را تجربه می کند،اما برای برخی این تردیدها فقط چند روز یا چند ساعت یا چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد و برای برخی آنقدر طول میکشد که تمام عمرش هم برای اتخاذ تصمصم قطعی کافی نمی شود.
ای برادر دوست داشتنی ام،گمان مبر که برادر حقیرت ازحال تو خبر ندارد،من مدتی زمانی را بین شما زیسته ام بطوری که انگار در یکی از کوچه های وجدانتان پرسه می زنم یا اینکه در منطقه مرزی بین شعور و لاشعور روی زمین سردی سربه بالین گذاشته ام،آنجا که حب جهاد را ازچشمها پنهان کرده اید و آن را مانند غریبی بی هویت یا تنهای بی کسی که به دنبال همراه می گردد،تبعید کرده اید.
من شما را از آنجا فریاد می زنم،از ژرفای درونتان،با کلماتی که گویی قطعاتی از بدنم هستند که در صحرای وجودتان پراکنده می گردانم تا پژواک آن تا ابد در گوشهایتان طنین افکند و تا اینکه آنها را چون بذرهایی در ضمیرتان بکارم،تا جهاد را برویاند؛ اگر “فردا”آن را با خونم آبیاری کنم.
آه،اگر غیر از این کلمات چیز دیگری داشتم تا شما را به نفیرجهاد تشویق کنم،در آن صورت بدون بال به سویتان پرواز می کردم مانند نسیمی که ازبادها سبقت میگیرد،تا جلوی هر یک از شما بایستم،چشمانم را در چشمانش بدوزم و دستم را روی دوشش بگذارم و او را به تندی تکان دهم و این کلام الله تعالی را بر او بخوانم: “إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً: اگر براي جهاد بيرون نرويد ، خداوند شما را عذاب دردناكي مي‌دهد و قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد”.
آه، ای کاش به تعداد موهای سرم جان داشتم تا آنها را به گلدسته های مساجد در دیار مسلمین می فرستادم تا مردم را روز جمعه فریاد کنند:ای کسانی ه ندای”حی علی الصلاة”را لبیک گفته اید هیچ خیری در شما نیست اگر “حی علی الجهاد”را تنها بگذارید.
تا به کی حب جهاد در خوابهای بیداری و حدیث نفس محصور می ماند و عیان نمی شود جز با لغزشهای زبان؟تا به کی این علاقه در قطرات اشک خجالت زده ای تنها می ماند که هنگام شنیدن مصیبتهای مسلمین ازچشم سرازیرمی گردند یا احساس زودگذری که هنگام شنیدن سرود یا خواندن قصیه ای به تو دست میدهد؟تابه کی حب جهاد یک سرگرمی از سرگرمی هایت باقی می ماند که اوقات فراغتت را با آن می گذرانی؟

منشاء اصلي نصرت وپيروزي مومنان،خداوند متعال است

منشاء اصلي نصرت وپيروزي مومنان،خداوند متعال است

سنت الهي درنصرت وپيروزي مومنان،سنتي

است دائمي و تغيير ناپذير( كه از ازل تا ابد اين قانون در پديده ي جهان

حكمفرما ست).تحقق پيروزي ،وابسته به تحقق اسباب وعوامل وانتفاي

موانع است وبر مسلمانان لازم است به خاطر تحقق نصرت وپيروزي به

عوامل واسباب آن توجه كرده ،از موانع خودداري كنند.ولي درعين حال

بر آنان لازم است كه اطمينان وتوكلشان به خداوند باشد؛نه به عوامل و

اسبابي كه مهيا كرده اند . بنابراين توكل واعتماد مسلمانان در نصرت و

پيروزي فقط بر خداوند متعال است ، نه بر آنچه كه مهيا ساخته اند و

دلهايشان وابسته به خداوند است وفقط از وي استعانت مي جويند و آيه

ذيل نيز بر اين امر دلالت دارد (.إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّ

كُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ

وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ(انفال:9/10)

(اي مومنان،حالا كه غنايم را تقسيم مي كنيد وبر سرنحوه ي آن اختلاف

مي ورزيد،به يادآوريد زماني را كه درميدان كار زار بدرازشدت ناراحتي

از پروردگار خود درخواست كمك وياري مي كرديد واو ،در خواست شما

را پذيرفت وگفت: من شما را با يك هزار فرشته كمك وياري مي دهم كه

اين گروه هزار نفري گروه هاي متعدد ديگري را پشت سر دارند . خداوند

اين امداد با فرشتگان را تنها براي مژده دادن پيروزي به شما وآرامش

پيدا كردن دل شما بیان كرد وگرنه پيروزي جز ازسوي خدا نيست واراده

و مشيت او بالاتر از همه ي اين اسباب ظاهري وباطني است بي گمان

خداوند برهر كاري توانا وكارهايش از روي حكمت است).بر مبناي آيات

پيش گفته ، خداوند اين امداد را براي مژده وبشارت و پيروزي وآرامش

دلها بعدازشكستي كه نصيب آنان شد،به آنان داده است وسبب پيروزي،

فقط خداوند است نه فرشتگان و اسباب ديگر . تنها او فاعل تمام اين

اسباب وآلات مادي ومعنوي محسوب مي شود؛چرا كه تنها خدا ،آنها را

تسخيرمي كنند(تفسيرزمخشري ج2،ص202وتفسيرالمناز.ج۹.ص۶۰۹

حدیث روز

وعنهُ أَنَّ رسولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مَنْ أَنْفَقَ زَوْجَين في سَبِيلِ اللَّهِ نُودِيَ مِنْ أَبْواب الجَنَّة: يَا عَبْدَ اللَّهِ هذا خَيْر، فَمَنْ كَان مِنْ أَهْلِ الصَلاةِ دُعِي منْ باب الصَّلاة، ومَنْ كانَ مِنْ أَهْلِ الجِهَادِ دُعِي مِنْ باب الجِهَاد، ومَنْ كَانَ مِنْ أَهْل الصِّيامِ دُعِيَ مِنْ باب الرَّيَّانِ ومنْ كَانَ مِنْ أَهْل الصَّدقَة دُعِي مِنْ باب الصَّدقَةِ » قال أبو بكرٍ رَضِيَ اللَّه عَنْه: بأَبي أَنت وأُمِّي يا رسولَ اللَّه ما عَلى مَنْ دُعِي مِنْ تِلكَ الأَبْوابِ مِنْ ضَرُورة، فهلْ يُدْعى أَحدٌ مِنْ تلك الأَبْوابِ كلِّها؟ قال: « نَعَم وَأَرْجُو أَنْ تكُونَ مِنهم » متفقٌ عليه.

از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که يک جفت در راه خدا انفاق دهد از دروازه های بهشت آواز داده می شود که ای بندهء خدا اين بهتر است. پس کسی که از اهل نماز باشد، از دروازهء نماز خوانده می شود و کسی که از اهل جهاد باشد از دروازهء جهاد خوانده می شود و کسی که از اهل روزه باشد، از باب ريان خوانده می شود و کسی که از اهل صدقه باشد، از دروازهء صدقه خوانده می شود.
ابوبکر رضی الله عنه گفت: پدر و مادرم فدايت يا رسول الله صلی الله عليه وسلم! بر کسی که از يک دروازهء از آن دروازه ها خوانده شود، ضرری نيست و آيا کسی هست که از تمام آن دروازه های خوانده شود؟
فرمود: بلی و اميدوارم که تو از آنها باشی.
ش: يک جفت مثلا: دو اسب يا دو غلام و يا دو شتر.


تواگر برخيزي من اگر برخيزم همه برمي خيزند



شیعه بدترین وخبیث ترین کافر

http://www.sunni-news.net/rtb_uploaded_images/GetAttachment6.jpg


الله تعالی مي فرمايد: { لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}[المجادلة: 22](قومي را نيابي كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشد، كساني را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند هرچند پدرانشا‌ن يا پسرانشان يا برادرانشا‌ن يا عشيره آنا‌ن باشد، را دوست بدارند.)بسياري از مردم نسبت به اين اصل مهم نادانند حتي من از كسانيكه به عنوان اهل علم و دعوت مشهورند در مصاحبه هايي كه با راديوهاي غربي انجام داده اند، شنيده ام در مورد مسيحيان گفته اند آنها برادران ما هستند، واي از اين كلمات كه خطر آنها چه بسيار زياد است.همچنانكه خداوند متعا‌ل دوستي كافران را كه دشمن عقيده اسلامي هستند، حرام كرده ا‌ست به همان صورت دوستي مؤمنان و محبت نسبت به آنها را واجب كرده است و مي فرمايد: { إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ، وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}[المائدة: 55-56](وليٌ شما خدا و رسول اوست و كسا‌نيكه ايمان آورده اند همان كسانيكه نماز بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند. و هركس خدا و پيامبر او و كساني را كه ايمان آورده اند را وليٌ خود بداند، پس بدانيد كه حزب خدا همان پيروزمندا‌نند.) و مي فرمايد: { مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}[الفتح: 29](محمد پيامبر خداست و كسانيكه با ا‌ويند بر كافران سختگير، با همد‌يگر مهربانند.) و مي فرمايد: { إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}[الحجرات: 10](مؤمنان برادر يكديگرند.)مؤمنان هرچند از لحا‌ظ نسب و وطن از هم دور با‌شند در دين و عقيده با هم برادرند؛ خداوند مي فرمايد: { وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاّ لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} [الحشر: 10](و كسانيكه بعد ازآنان‹مهاجرين و انصار› آمده اند، مي گويند: پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته اند ببخشاي و در دلهايمان نسبت به كسانيكه ايمان آورده اند كينه اي قرار مده. پروردگارا راستي كه تو رؤوف و مهرباني.) مؤمنان از آغاز خلقت تا انقرا‌ض عالم هرچند در زمينهايي دور از هم و در زمانهاي مختلف زندگي كرده باشند برادر و دوستدار همد‌يگرند، آخر آنها به اولشان اقتدا مي كند و براي همديگر دعا و طلب استغفار مي نمايند.
فتوای علامه کمال الدین
بن همام اگرروافض منکر خلافت شیخین ابوبکروعمر (رض)است پس او کافر است.
(فتح الغدیرجلد اول باب الامامت)

تصویر شهيد عبدالباسط ريگي (اسلام)

حدیث پیامبر (ص
جنت در سایه شمشیر جا دارد
یعنی شهید به مجرد شهادت داخل جنت می شود
توقف ندارد
(مسلم .نسايی.انوار)
مردان خدا چه با صفامی میرند
جان داده ودر راه خدا می میرند
ای خوشا بافرق خونین در دیار یار رفتن
سرجدا پیکر جدا در محضر یار رفتن
خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم کز پی جانان بروم
بسا کس اندوه فردا کشیدند
کی دی مردند و فردا را ندیدند
نه پنداری که مرد اامتحان مرد
نمیرد گر چه زیر آسمان مرد
تو را شایان چنین مرگ است ورنه
ز هر مرگی که خواهی می توان مرد

توهین به حضرت عمر رضی الله عنه در خیابانهای ایران



چراسرزمينم بلوچستان ؟!!


چراسرزمينم بلوچستان ؟!!
چرا اين ھست ونيستم, سرزمينم ,ملتم دربند گشته
بلوچستان ازاين نامھربان ,نامردمى ھاخسته گشته
به حکم دشمن جاھل و نادان و نااھل و جنايتکار
زمينم,سرزمينم,آب وخاکم پاره و چند پاره گشته
که نصف بيشترين, از بيشترين مادر زمينم را
بنام نام ناپاکان بيگانه و رژیم ایران بدل گشته
مرامجبور,مرابازور و سرنيزه وقتل و غارتم کرده
تمام ملتم دربند ھر آنچه داشته ايم ازما جدا گشته
گجر زور و گجر زنجير گجر ظلم و جنايت ھا
که نصف کمتر,اين سرزمين ما, به دست پارسيان گشته
زمانى سرزمينم دور بوده, دورتر ازحد سرخس ام
به حد جاسک و ميناب ,گمبدان بندر جدا گشته
بيا نزديک و نزديکتر, دراين روزھا دراين دوران
به بين نيمروز ديروزم ,که امروز زابلى گشته
به حکم قلدرى ,قداره بندى ,رھگذر اين سو
ھمين دزد آب ديروزم, خود امروز زاھدان گشته
کنون بنگربه آن سرحد زمين ودشت و زيبايى
ھمانجا که زمانى جماخان سرلشکرى ورھبرى گشته
زمانى واش ما , تپتان ما, خاشى شده امروز
وامروز ھم مثال دّزک و دلدادگان داور پناه گشته
و آن شستون سر سبز و خوش و خرم
دراين روزھاسراوان است,بنام اجنبى ناخواسته ھا گشته
و يا آن پھره ,پھر بلوچ ,از مکران مرکز
به حکم اجنبى ايران جعلى ھم, به ايرانشھر بدل گشته
گھى از گِه, که گھتر بھتر از بھتر بود ما را
دراين روزھا مبدل گشت و نامش نيکشھر گشته
ببين شيرين تر از قند است و کنڈاوگ
به خواست وگويش و زورگجرھا, قصرقند گشته
وصدھا نام ديگر اجنبي يان, اجنبى گونه
به خورد ملتم دادند ,زبانش را بريدند و جدا گشته
بلوچ مجبور,بلوچ با زور,بلوچ نزديک بلوج از دور
بلوچ سر نيزه با شمشير , ز شھر خود جدا گشته
به قصد ,غصب اموالش چه ھا کردند چه ھا ديده
چو کفتاران صفت, خوردند, از او خانه سوا گشته
نداريم چاره اى, جز راندن کفتارھا ازمرزو بوم خود
دراين راھم کفن برسر,سلاح دردست وآنھم مھربان گشته
مثال پيلتن سر حد زمينم جما خان ھا ھم
بسان دوست محمد پهره اى با ننگ و عزت برزبان گشته
دگر بارى ازنيلگ عاصىاى عصيان ھمى کرده
بنام دادشاھى , پادشاھى زھره ترک گشته
وازآن کوه وھمان زردکوه وآھوران سر سبزم
رحيم زردکوھى وبيبگرويارانش ھنوز ضرب المثل گشته
دراين روزھا جوانى ازجوانان ھم جوانترقھرمان مالک
که نام اوکنارجماخان و محمد شاه ودادشاه وھم رحيم گشته
دراين بالا ھرآنچه من نوشتم, اين فقط مغرب زمينم بوده است
درآن مشرق زمين,استوره اى,ازشاھان وسرداران وسرگشته

کسی که ترک جهاد از خود نشان دهد

کسی که ترک جهاد کند ویا نسبت به

آن سستی از خود نشان دهد خداوند متعال وی را با تذکرسرزنش آمیز

مورد خطاب قرارمی دهند : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ

فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا

مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ(توبه38)

ای کسانی که ایمان آورده اید،شما راچه شده است که چون به شما گفته

می شوددرراه خدا بسیج شوید،کُندی به خرج می دهید؟آیا به جای آخرت

به زندگی دنیا دل خوش کرده اید ؟ متاع زندگی دنیا در برابرآخرت ، جز

اندکی نیست بنابر این هر کس دعوت جهاد را مورد اجابت قرار ندهد یا

در مورد آن کاهلانه عمل کند،به وی تذکر داده می شود که

أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ

( توبه 38) آیا شمابا ترک جهاد به خوشی وزندگی راحت موقت دنیا به

جای زندگی باقی ودایمی آن جهان راضی وخشنود هستید ؟ تمّتع وکالای

این جهان در مقابل آن جهان کم است ونیز حضرت رسول ( ص) نا چیز

بودن نعمت دنیا را به لحاظ مدت واندازه،نسبت به نعمت ابدی آن جهان،

به کسی تشبیه کرده است که انگشت خود را وارد آب دریا کرده ، سپس

آن را از آب خارج می کند و آنگهی حضرت رسول ( ص ) می فرماید :

( فانظروا بم ترجع )( تفسیر المنار ج10،ص423 ) ( سپس بنگرید که

چه باز می آورد).نیز سخنانی را که نبی اکرم (ص) در خصوص فضیلت

جهاد وجهادگران فرموده است وآنچه را که علمای اسلام در این باره از

قرآن و سنت ، استنباط کرده اند،تذکری است برای ترک کنندگان جهاد .

همچنانکه نبی اکرم (ص) می فرماید :(ما احد یدخل الجنة یحب ان یرجع

الی الدنیا وله ماعلی الارض من شی الا الشهید یتمنی ان یرجع الی الدنیا

فیقتل عشر مرات لما یری من الکرامة ) و در روایت دیگری چنین آمده

است( لما یری من فضل الشهاده )،( کسی که وارد بهشت گردد ، دوست

ندارد که به دنیا برگردد و از نعمتهای آن بهره مند شود ،جز شهید جهاد

گری که آرزودارد به دنیا برگردد و از فضل و کرامتی که در اثرشهادت ،

حاصل کرده است،ده بار کشته شود ).ابن بطال در شرح این حدیث گوید

این ، حدیث بسیار گرانمایه ای است که فضیلت شهادت را بیان می کندو

نیزمی خواهد تبیین کند که فضیلت و برتری که در جهاد و شهادت است

ُُ،درغیرازآن نیست و ازآن روی ، دارای اجر و ثواب بیشتری است امام

احمد بن حنبل (رح) گوید :( من عملی را بعد از فرایض با فضیلت تراز

جهاد نمی شناسم،زیرا آنانکه با دشمن مبارزه می کنند ، کسانیند که از

اسلام و حریم خود دفاع می کنند.پس کدام عمل از آن برتر است ؟ آنان

به خاطر دفاع از اسلام در خوف و ناآرامی بسر می برند و جان خود را

در راه خدا ، فدا می کنند درحالیکه دیگران درامنیت و آرامش هستند)

(المغنی ابن قدامه حنبلی ج8، ص348-349 )

شیخ الاسلام ابن تیمیه (رح) در مورد اهمیت مرزبانان و دفاع و مراقبت

از حدود و ثغور اسلام در هنگام دخالت دشمنان از مرزها که راه ورود و

نفوذ آنان به سرزمین اسلام است چنین گوید مراقبت و دفاع از مرزهای

اسلامی در راه خدا ، برتر و بهتر از مجاورت و همسایگی با شهرهای

مقدس مکه و مدینه وبیت المقدس است ( مجموع فتاوی شیخ الاسلام

ابن تیمته ج28 ، ص418 )

حدیث روز

وعَنْ أُمِّ عمَارَةَ الأَنْصارِيَّةِ رَضِيَ اللَّه عَنْها، أَنَّ النبيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم دخَلَ عَلَيْها، فقدَّمَتْ إِلَيْهِ طَعَاما، فَقال: « كُلِي » فَقالَت: إِنِّي صائمة، فقالَ رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إِنَّ الصَّائمَ تُصلِّي عَلَيْهِ المَلائِكَةُ إِذا أُكِلَ عِنْدَهُ حتَّى يَفْرَغُوا » وَرُبَّما قال: « حَتَّى يَشْبَعُوا » رواهُ الترمذيُّ وقال: حديثٌ حسن
- از ام عماره انصاريه رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم بر وی داخل شد و او برای شان طعامی تقديم نمود.
فرمود: بخور!
گفت: روزه دارم.
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: که ملائکه بر روزه دار درود می فرستد هرگاه در نزدش خورده شود تا اينکه فارغ گردد.


پـه وتــی حقـــــــــــاں جنـــگ بکــن

بنـــــد سـريـــــن ءَ ننـــــگ بکــــــن
کيچـــگ و کـوهـــــاں رنگ بکــــن
درکـــپ ديمــــــــا، مـــرد ببــــــــــوپـه
وتــی حقـــــــــــاں جنـــگ بکــن

تصاوير جديد از شيربلوچستان امير عبدالمالك بلوچ (رحمه الله عليه)





چه خوش باشد که باایمان بمیریم


چه خوش باشد که باایمان بمیریم برای دوست جاویدان بمیریم

چه خوش باشد میان سنگر حق برای یاری قرآن بمیریم

چه خوش باشد که چون صدیق اکبر براستی در ره ایمان بمیریم

چه خوش باشد عمرگونه به محراب درون خانه رحمان بمیریم

چه خوش باشد که چون عثمان مظلوم به وقت خواندن قرآن بمیریم

چه خوش باشد علی گونه به مسجد به زیر تیغ نااهلان بمیریم

چه خوش باشد که چون بوذر و سلمان برای خالق یزدان بمیریم

چه خوش باشد بسان ابن زهرا به صحرا با لب عطشان بمیریم

چه خوش باشد مثال بوحنیفه به زیر دار زندانبان بمیریم

چه خوش باشد که همچون ابن حنبل برای ماندن قرآن بمیریم

چه خوش باشد بسان شیخ بنا برای عزت اسلام بمیریم

چه خوش باشد که همچون سید قطب به وقت مرگمان خندان بمیریم

چه خوش باشد مثال اعلی مودود به وقت مرگ حق گویان بمیریم

چه خوش باشد که چون شهید خالد به زیر تیر و رگباران بمیریم

جانی که شهید حاج عبدالمالک به ان داد را هیج استعمار و متجاوزی نخواهد توانست با هر امکاناتی از قلب مردم بزداید

رهبر انقلابی بلوچستان از دیار فنا به دیار سعادت پر کشید اما دوست و دشمن بخوبی می دانند که در این عمر کوتاه چنان کرد که کتابها می توان نوشت و چه دشمنان و چه دشمنان دوست نما اگر اندکی صادقانه بنگرند بخوبی می بینند که خدمتی که او با تمام سختیها و مشقتها برای مردمش کرد وصف ناپذیر بود و چه ارمانها که در سر داشت و برایشان کوشید ولی قسمت یاری نداد تا آنها را نیز در کارنامه خویش درج کند اما بی شک درس آزادگی و ازاد زیستن درسی بود که تا این ملت زنده است از یا نخواهد برد و جانی که شهید حاج عبدالمالک به ان داد را هیج استعمار و متجاوزی نخواهد توانست با هر امکاناتی از قلب مردم بزداید و مردم بی شک به آزادی و ازادگی دست خواهند یافت .
امید
فرزندی از دیار همیشه سرسبز و گلگون بلوچستان

حدیث روز

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «الصِّيَامُ جُنَّةٌ فَلا يَرْفُثْ وَلا يَجْهَلْ وَإِنِ امْرُؤٌ قَاتَلَهُ أَوْ شَاتَمَهُ فَلْيَقُلْ: إِنِّي صَائِمٌ مَرَّتَيْنِ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى مِنْ رِيحِ الْمِسْكِ، يَتْرُكُ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ وَشَهْوَتَهُ مِنْ أَجْلِي الصِّيَامُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ وَالْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا».
(بخارى:4981)
ترجمه: از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: « روزه، سپري (در برابر آتش دورخ) است. روزه دار نبايد ناسزا بگويد و عمل جاهلانه انجام دهد. اگر كسي با او درگير شود و يا به وي ناسزا گويد، درجوابش بگويد: من روزه هستم، من روزه هستم. و افزود: سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست، بوي دهان روزه دار، نزد خداوند از بوي مُشك، خوشبو تر است. (خداوند مي فرمايد): روزه دار، خوردن، آشاميدن و ارضاي تمايلات جنسي را بخاطر من، ترك مي كند. روزه از آنِ من است و خود من پاداش آنرا مي دهم. و هر نيكي، ده برابر پاداش دارد».

تصاویری از شهید امیر عبدالمالک بلوچ(رحمه الله علیه)

به راستی آنانی که در راه اعلای کلمه الله و نشر دین مبین اسلام تلاش می کنند ودر این راه خون شان ریخته می شود،این افراد به جاودانگی حقیقی می رسند و همین خون ها سبب بیداری نسل های جامعه ی بشری می شوند.



تخریب ایمان امت اسلام


بنام الله
دوستان عزیز شما در ویدئویی که توسط پرس تی وی منتشر شده است می شنوید که مولانا می فرماید ریختن یک قطره خون مسلمان از تخریب خانه ی کعبه بیشتر گناه دارد و رژیم منحوس آخوندی می خواهد که از این مطالب سوء استفاده نموده وبه نفع خود بهره برداری بنماید لذا به عرض تمامی دوستان می رسانیم که این جمله که مولانا می فرماید در مورد خون مسلمان است نه خون کافر .
هیچ شکی نیست که خون و مال وجان وآبروی مسلمان خیلی ارزش دارد تاجایی که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید : سِبَابُ المُسلِمِ فُسُوق وَقِتَالُهُ کُفر فحش دادن مسلمان بی دینی است وکشتن مسلمان کفر است .
لیکن احادیث را بیجا استعمال کردن از نظر شرعی مشکل دارد و این جمله هیچ ربطی به مسئله کشتن دشمنان اسلام وکفار شیعه ندارد بلکه برای کشتن دشمنان اسلام نبی اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید : لَایَجتَمِعُ کَافِروَقَاتِلُهُ فِی الَّنارِ أَبَداً ( مسلم کتاب العماره باب من قتل کافرا ثم سدد ) یعنی کافر وقاتل او در جهنم هیچ وقت جمع نمی شوند و کشتن این افراد خبیث ودشمنان اسلام وناموس نبوت بر مسلمانان لازم وضروری است .همانطوری که امام شاه ولی الله محدث دهلوی در شرح موطأ جلد دوم می فرماید : اگر کسی خود رامسلمان گوید اما بعضی از قطعیات دین را انکار کند یا بر خلاف اقوال صحابه تابعین واجماع امت تاویل وتشریح می کندپس او زندیق است آن اشخاصی که می گویندابوبکر وعمر اهل جنت نیستند زندیق هستندکسانی که می گویند پیامبرخاتم النبیین است اما حقیقت نبوت را برای امامان قبول دارندو آنها را مبعوث من جانب الله مفترض الطاعه ومعصوم می دانند زندیق هستند وبه اتفاق متاخرین احناف وشوافع این افرادواجب القتل هستند .
در اینجا چند مسئله را می خواهیم بررسی کنیم اگردولت از سخنرانی مولانا قطع وبرید کرده وفقط این جمله در برای نفع خود استفاده می کنند طبق روال گذشته که دولت برای تبلیغات خود بعضی جمله های علماء دیگر را هم منتشر کرده این ذلت ورسوایی رژیم منحوس خامنه ای را می رساند ولی اگر مولانا این جمله را برای مصلحت بکار می بندند این را بدانند که در تخریب عقاید وایمان مسلمانان شریک هستند چون این مسئله عقیده است ومردم عادی زمانی که تایید مذهب شیعه ویا اسلام شیعه را از زبان علماء می شنوند به آن ایمان پیدا می کنند وقلبا ایمان ومذهب آنان را تایید می کنند واز ایمان خارج می شوند همانطوری که علامه ابواللیث سمرقندی رحمه الله در تنبیه الغافلین می فرماید اگر علماء به مشتبهات عمل کنند عوام به حرام مبتلا می شوند واگر علما ء به حرام مبتلا بشوند عوام به کفر داخل می شوند . یعنی جمله ای را عالمی یا از ترس خودش ویا بخاطر منفعتی مصلحتا بیان می کند اگرچه در قلبش هم به آن عقیده نداشته باشد ولی مردم عوام فکر می کنند این عقیده صحیح است وبا اعتقاد قلبی تایید می کند واز ایمان خارج می شود لذا علماءباید این مطلب را توجه داشته باشند که از این جملات آنها چند نفر ایمانشان تخریب می شود .
واگر مولانا شیعه ها را مسلمان می داند پس هزاران فتوای علماء ربانی را چه جواب می دهد که از صدر اسلام تا بحال در مسئله ی کفر شیعه هیچ کس اختلافی نداشته است مانند فتاوای زیر:
---------------------------------------------
1 - فتاوای عالمگیری
شیعه اگربه شیخین گستاخی کند یا لعن کند کافر می شود شیعیان از دایره اسلام خارج هستندو حکم آنان درشریعت اسلام حکم مرتدین است
( فتاوای عالمگیری جلد 2 صفحه 268)
----------------------------------------------------
2 - فتوای مجددالف ثانی رحمه الله
می فرمایددر این شکی نیست که شیخین افضل ترین اصحاب پیامبر(ص) هستند واین امر ظاهروروشن است که نه تکفیر صحابه بلکه تنقیص شیخین کفر زندقه وگمراهی است.
(رد روافض صفحه 31)
----------------------------------------------------
3 - فتوای ملا علی قاری رحمه الله
شیعیان عقیده دارند که صحابه کافر هستند بنا بر این تمام امت بر کفر آنان متفق است ودر این هیچ کسی اختلاف ندارد
(تتمه مظاهر حق بحواله بینات صفحه 87)
-----------------------------------------------
4 - فتوای علامه بن عابدین شامی
ابوحنیفه امام سفیان ثوری امام اوزاعی می فرماینداگرشیعیان توبه کنندوبه اسلام برگردندتوبه آنان قبول شده وکشته نمی شونداما امام مالک امام شافعی امام احمد بن حنبل امام لیث بن سعدو دیگر ائمه کبار می فرمایند نه توبه آنان پذیرفته می شودونه اسلام آوردن آنان معتبر دانسته می شودبلکه باید کشته شوند
(رساله بن عابدین شامی چاپ لاهور جلد 1 صفحه 369)
-------------------------------------------------------
5 - فتوای شاه عبدالعزیز محدث دهلوی
فرقه امامیه منکر خلافت صدیق اکبر هستندو کتب فقه با صراحت بیان کرده اندکه منکرخلافت صدیق اکبرمنکر اجماع امت است وکافر است ومطابق فقه امام ابو حنیفه (رح)امامیه شیعه اثنا عشری به لحاظ حکم شرعی مرتد هستند
(فتاوای عزیزیه بحواله بینات صفحه 158)
---------------------------------------------
6 - فتوای قاضی ثناء الله پانی پتی
کسی که به شیخین گستاخی کند قطعاً کافر است
(مالابد منه صفحه138)
----------------------------------------------------
7 - در مختار
هر کس به شیخین گستاخی کندوآنها را به بدی یاد کندکافر می شود وتوبه او پذیرفته نمی شود
(در مختار جلد 4)
------------------------------------------------
8 - علامه بن عابدین شامی رحمه الله
هرکس به عایشه صدیقه تهمت بزندویا صحابه ابوبکر صدیق را انکار بکند در کفر او هیچ شکی وجود ندارد
(رد المختار جلد 2 صفحه294)
----------------------------------------------------
9 - فتوای مولانارشید احمدگنگوهی رحمه الله شیعیان بی ادب اگرچه با زبان کلمه توحید را می گویند اما مسلمان نیستند اگر شخصی کلمه را بخواندویک آیه قرآن کریم را انکار بکند کافر می شود انسان با گفتن کلمه لا اله الا الله ورو بسوی قبله مومن نمی شودایذای محبوبه رسول الله (ص) ایذای ذات رسول الله است وایذا رسان به رسول الله (ص) کافر است وبیان کردن کفر شیعیان بر مسلمانان واجب است
(هدایة الشیعه صفحه 14)
----------------------------------------------------
10 - فتوای مولانا خلیل احمدسهارنپوری
نزد محققین امت اسلام اهل تشیع کافر هستند وحکم آنان حکم مرتد است وذبیحه آنان حرام است
(فتوای مظاهرالعلوم 213)
------------------------------------------------
این ده فتوا نمونه ای است از هزاران فتوای علماء ربانی در باره اثبات کفر شیعه لذا کشتن این گونه کافران را تردید کردن وآیات واحادیثی که برای قتل مسلمانان وارد شده اند را برای قتل کفارشیعه بیان کردن خیانتی بس بزرگ به اسلام است و اگر مولانا به این گفته های خودش یقین دارد پس باید به این مسئله توجه داشته باشد که یکی از نواقضات ایمان که انسان را از اسلام خارج وبه کفر وارد می کند تایید مذاهب باطله است طبق گفته مولانا انورشاه کشمیری که در کتاب اکفارالملحدین نواقضات ایمان را بر می شمارد .
لذا طبق حدیث : الدین النصیحه
به علماء خیرخواهانه توصیه می کنم که مبادا ترس ویا حب دنیا همان دو چیزی که رسول مقبول اسلام در حدیث حضرت ثوبان دلیل ذلت امت اسلامی بیان می دارد سبب بیان مطالبی باشد که ایمان آنها به خطر بیفتد اگر در مورد ایمان شما کوتاهی ومصلحت نشان دادید حتما در مقابل ایمان امت اسلام در بارگاه الله تعالی جوابگو خواهید شد لذا برایتان حدیث رسول مقبول سرمشق باشد که فرمودند : أفضَلُ الجِهَاد قَالَ کَلِمَه حَقٍّ عِندَسُلطَان جَائِرٍ
وآخردعوانا عن الحمد لله رب العالمین
خیرخواه شما : ابوابراهیم

رهبر شهید ما با روح پر فتوحت عهد و پیمان می بندیم که ......

رهبر شهید ، امیر راحل ، قائد عزیز ، پیشوای بزرگ ما با روح پر فتوحت عهد و پیمان می بندیم که تا آخرین قطره خون به نبرد علیه تجاوز و تعدی و کفر و شرک ادامه خواهیم داد...
امیر صاحب شهید ، ای آنکه زندگی ات درس عزت و شهادتت درس شجاعت بود ما با روح عظیمت عهد و پیمان می بندیم که تا اخراج آخرین بیگانه از سرزمین جهاد و شهادت بلوچستان لحظه ای آرام نخواهیم نشست. ....
ای قهرمان ملت شهید پرور بلوچ و ای عزیز از جان ما با روح بلندت عهد و پیمان می بندیم که تا آخرین نفس پروانه وار دنبال شمع شهادت خواهیم بود و ضعف و سستی را به ما هرگز راهی نخواهد بود.....
ای شهید عزیز ، ای سرور گرامی ما با روح پر فتوحت عهد و پیمان می بندیم که روزگار دشمنان سرزمین و دین را نیست و نابود کنیم و به پیشگاه پروردگار سوگند می خوریم که یک زابلی در بلوچستان نخواهیم گذاشت......
رهبر شهید و سرور عزیز ما عهد و پیمان می بندیم که خود و زن و کودکانمان را برای آرمان والائی که نهالش را شما کاشتید فدا خواهیم کرد و لحظه ای برای اعزام فرزندانمان به میدان استشهادی درنگ نخواهیم کرد......
رهبر عزیز خوب یادم هست که نام فرزندم را عبدالمالک گذاشتم و شما لبخندی زیبا زدید و گفتید برایش دعاء می کنم که در راه حق قبول شود و ما بر همان عهد و پیمان خود هستیم که هزاران و صدها هزار عبدالمالک به جامعه تحویل دهیم که رژیم نداند با کدام عبدالمالک مقابله نماید.......
رهبر عزیز امروز ما در اوج بلندی قرار گرفتیم که حتی دختران و زنان پیام می فرستند و نام خود را در لیست استشهادی می نویسند و این بزرگترین پیروزی ما و ملت ماست و بانی این عظمت و افتخار شما بودید و ما با روح عظیم شما عهد و پیمان می بندیم که با خون خود شجره طیبه ای که شما کاشته اید را آبیاری خواهیم کرد........
ابوعبدالمالک ریگي


شهيد راه آزادی

شهيد راه آزادی
اي شهيد راه آزادي سلام
عبدالمالک جان ما صدها سلام
تابش انوار حق برتو رواست
شهسوار راه آزادي سلام
دست اهريمن بريدي تا ابد
کاخ ظلمت راشکستي صدسلام
بند ظلمت راگسستي تاابد
شيرغران بلوچستان سلام
کان ايثاروشهادت بوده اي
پرتو خورشيد ايمان صدسلام
گرچه رفتي ازبرما جان ما
تاابد برتو فرستيم ما سلام
آري گيريم انتقامت رازخصم
بازگوييم اي شهيدراه آزادي سلام

تصاويرشهيد محمدريگي وشهيد عبدالباسط ريگي

شهيد محمد ريگي




شهيد عبدالباسط ريگي با مجري برنامه تلويزيوني



چرا می خواهيم عظمت واقتدار كفر بشكند

چرا می خواهيم عظمت واقتدار كفر بشكند
اما مهمترين هدف جهاد اعلای كلمة الله در زمين وشكستن
ابهت و شوكت كفر است. از همين رو است كه در جهاد
منطقه ای خاص و يا اقوام خاصی مطرح نيست،بلكه جهاد
برنامه ای است فراگير برای آزادی جوامع بشری از اسارت
حكومتهای طاغوتی و ايدءُولوژی های شيطانی.البته هدف
از شكستن شوكت كفر، هرگز سرنگونی يك حكومت ودودمان
و بر سر آوردن دودمانی ديگر نيست،بلكه هدف از ميان
برداشتن موانعی است كه در راه اهداف الهی اسلام وجهاد
قرار دارد ،زيرا تا زمانی كه كفر بر سر اقتدار بوده ونهادهای
قدرت رادراختيارداشته باشد،از كليه امكانات برای جلوگيری
از حق وعدالت ورسيدن هدايت به انسانها استفاده خواهد
كرد وبا قايل شدن به امتيازات ويژه برای خود، ديگران را
از حقشان محروم خواهد كرد.همان گونه كه امروزه سران
شرق وغرب با تسلط بر نهادهای قدرت وتصميم گيری
جهان وبر خورداری از حق «وتو» در شرايطی نابرابر
با ملل ديگربرخورد كرده،آنها را ازحق قانونی وانسانی شان
محروم می كنند وهرگاه بخواهند با استفاده از همين ابزارها
كشوری را مورد تحريم ويا تجاوز قرار داده،خواسته ها يشان
را بر آن تحميل می كنند،حتی اين اجازه را به خود می دهند
كه برای ديگران دولت وسر نوشت تعيين كنند.و از طرفی
طبيعت انسان به گونه ای است كه همواره از قدرت برتر از
خودش متأ ثر می شود. از اين رو تا زمانی كه كفر بر سر
اقتدار باشد، ملل فقير جهان ، با ديدن جلوه های كاذب علمی،
فرهنگی واقتصادی كفر، از آن متأثر شده،كليه آداب ورسوم
آنها را به عنوان سنبل تمدن وپيشرفت می پذيرند، حتی پيش
پا افتاده ترين دروغهای آنها را همچون حقايق مسلم قبول
میكنند و هيچ صدايي را در مخالفت آنها باور نمی كنند.
همانگونه كه بنی اسراييل حتی پس از مرگ فرعون،
شكست او را باور نداشتند، وهمانگونه كه امروز ملل
فقير جهان تحت تأثير پيشرفتهای مادی غرب،فرهنگ آنها را
نيز به عنوان فرهنگ برترپذيرفته اند به گونه ای كه بسياری
از مردم برای عمل به آداب ورسوم غرب با همديگر به رقابت
می پردازند و درميان جوانان علاقه ی شديدی نسبت به
فرهنگ وتمدن غرب به وجود آمده است . اين امر به مراكز
علمی نيز سرايت كرده به گونه ای كه بسياری از حقايق
علمی ومسلم نيز زمانی ارزش علمی پيدا میكند كه مورد
تأييد دانشمندان غربی باشند.آنچه اسلام می خواهداين است
كه اين جلوه های كاذب ازبين رفته، محيطی مناسب وبرابر
برای فعاليت افكارايجاد شود،وطبيعی است كه وقتی اين پرده
ها كنار زده شوند حق وباطل چهره ی واقعی خود را نشان
خواهد داد.در مورد اين كه چرا می خواهيم عظمت واقتدار
كفر بشكندعارف بزرگ ومجاهد مخلص در قرن دهم،حضرت
امام ربّانی مجدد الف ثانی شيخ احمد سرهندی رحمة الله
عليه در يكی از نامه هايش چنين می فرمايد :نقد سعادت
دارين، وابسته به اتباع سيد الكونين است وبس- عليه وعلي
اله من الصلوةافضلها ومن التسليمات اكملها-متابعت اوعليه
الصلاة و السلام- به اتيان احكام اسلاميه است و رفع رسوم
كفريه،چه اسلام وكفر ضد يكديگرند اثبات يكی، موجب رفع
ديگری است.احتمال جمع شدن اين دوضد محال است وعزت
دادن يكی رامستلزم خواری ديگری است.خداوند قدوس حبيب
خود را-عليه الصلاة ووالتحية -می فرمايد :
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِالْكُفَّارَوَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِم (تحريم/9)
پس پيامبر خود را كه موصوف خُلقِ عظيم است به جهاد
كفار وغلظت بر ايشان امر فرمود. معلوم شد كه غلظت به
ايشان داخل خُلق عظيم است.پس عزت اسلام در خواری كفر
واهل كفر است.كسی كه اهل كفر را عزيز داشت،اهل اسلام
را خوار ساخت. عزيزداشتن عبارت از آن نيست كه البته
ايشان را تعظيم كنند وبالا نشانند، در مجالس خود جا دادن
وبا ايشان مصاحبت نمودن وهمزبانی كردن با ايشان،
داخل اعزاز است.در رنگ سگان، ايشان را دور بايد داشت
واگر غرضی از اغراض دنياوی با ايشان مربوط باشد وبی
ايشان ميسر نشود،شيوه ی بی اعتباری را مرعی داشته،
به قدر ضرورت به ايشان بايد پرداخت وكمال اسلام آن است
كه از آن غرض دنياوی نيز بايد گذشت وبه ايشان نبايد
پرداخت.خداوند قدوس در كلام مجيد خود، اهل كفر را دشمن
خود ودشمن پيامبر خود فرموده است، پس اختلاط وموانست
با اين دشمنان خداورسول او، از اعظم جنايات باشد.كمترين
ضرر در مصاحبت ومخالطت اين دشمنان، آن است كه قدرت
اجرای احكام شرعی ورفع رسوم كفری زبون میگردد وحيای
موانست مانع آن می آيد واين ضرر بسيار عظيم است.دوستی
والفت با دشمنان خدا،منجر به دشمنی خداوند متعال ودشمنی
پيامبراو-عليه الصلاة والسلام-می شود.شخصی گمان می كند
كه او از اهل اسلام است وتصديق وايمان به الله ورسول او
دارد اما نمی داند كه اين قسم اعمال شنيعه دولت اسلام او
را پاك وصاف می كند نعوذ بالله من شرور انفسناومن سييات
اعمالنا.
كار اين نابكاران، استهزا وتمسخر است به اسلام واهل آن
ومنتظرند اگر قابو بيابند،دمار از اهل اسلام بر آرند، يا همه
را به قتل برسانند، يا به كفر باز گردانند.پس اهل اسلام را
هم شرمی در كار است كه « الحياء من الايمان » و ننگ
مسلمانی ضروری است،همواره در مقام خواری اينها بايد
بود. جزيه از اهل كفر كه در هندوستان بر طرف شده است،
به واسطه ی شومی مصاحبت اهل كفر است با سلاطين اين
ديار ومقصوداصلی از جزيه گرفتن از ايشان، خواری ايشان
است واين خواری به حدی است كه از ترس جزيه،لباس
خوب نمی توانند پوشيد و به تجمل نمی توانند بود وهميشه
ترسان ولرزان می باشند. از اخذ اموال، پادشاهان را چه می
رسد، كه منع جزيه گرفتن كنند.حق سبحانه وتعالی-جزيه را
برای خواری ايشان وضع كرده است. مقصود رسوايی ايشان
است وعزت وغلبه ی اهل اسلام (مكتوبات امام ربانی )