بیماری دین گریزی و جنون دین ستیزی

اسلام دین عقل و فطرت است و یگانه خالق و مدبر و معبود این جهان هستی ذات گرامی الله متعال است, یعنی اساس آفرنیش, مقصود آفرینش, هدف نهایی آفرنیش و محور آفرنیش در تمام ا ین جهان هستی فقط الله متعال است.
ذات پاک و گرامی و متعال او تمام این جهان را آفریده است تا خود را بشناساند و قدرت و عظمت و بزرگی و پاکی و کمال و جمال خود و یکتایی و یگانگی خود را به رخ مخلوقاتش بکشد.
فقط اوست که ارزش و شایستگی و کمال و عظمت و بزرگی دارد و لذا محور تمام ارزشها, خوبی ها زیبایی ها, ستایش ها تنها و تنها اوست و بس و لذا با تمام قوت و قاطعیت خود را اینگونه معرفی می کند:
)اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ( (البقرة 255).
«الله (معبود بر حق است) هیچ معبودی بحق جز او نیست، زنده (و جهان هستی را) نگه دار و مدبر است ، نه چرت او را فرا گیرد و نه خواب، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست که در نزد او جز به فرمان او شفاعت کند؟ آنچه در پیش روی آنان و آنچه در پشت سرشان است می داند. و به چیزی از علم او، جز به آنچه بخواهد احاطه نمی یابد، کرسی او آسمانها و زمین را در بر گرفته،و نگاهداری آن دو (زمین و آسمان) بر او گران و دشوار نیاید، و او بلند مرتبه و بزرگ است».
باقی تمام آنچه که در این جهان هستی وجود دارد از کوچک تا بزرگ ا ز دیده شدنی تا دیده نشدنی از درک شدنی تا درک نشدنی همه و همه فقط برای شناختن و شناساندن ذات پاک او آفریده شده اند.
راه را کوتاه و خیال همه را جمع کنم که حتی پیامبران و فرشتگان الهی برای خدمت به همین هدف و مقصود و محور آفریده شده اند.
)وَمَاخَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ( (الذاريات56).
«و من انسانها و جنات را نيافريده ام جز براي اينكهعبادتكنند مرا»
خداوند متعال با توجه به اینکه تنها و تنها خودش از اول بوده و تا ابد خواهد بود, و چونکه محور هستی و آفرنیش فقط خود او تعالی است و لذا برای شناساندن خود که منشأ همه خوبی ها و زیبایی هاست انسان را آفرید او را گرامی ترین گوهر جهان هستی قرار داد اما محتاج و ضعیف و سرتاپا عیب و نقص, تا اینکه از خزائن بی شمار خود به این مخلوق محتاجش عنایت کند و به او بذل و بخشش بلا عوض نماید.
پس خداوند متعال برای بر طرف کردن نواقص انسان به او نعمت عقل داد که پیامبر درونی انسانی گفته می شود.سپس برای ارشاد و راهنمایی انسان از میان خود انسانها پیامبر و رسول فرستاد.
این انسان مکرم و معزز که خداوند نمادیاز صفات خودش را در او به ودیعت گذاشته در این جهان برای یک امتحان بزرگی آورده شده تا نشان دهد که آیا می تواند از میان سایر انسانها بهتر عمل کند یا خیر؟!
خداوند در کنار دو پیامبردرونی (عقل) و بیرونی (رسول و کتاب) انسان را مکلف نمود که خودش را بشناسد, پروردگارش رابشناسد, مقصود زندگی اش را بشناسد و مسیر نهایی زندگی اش را بشناسد.
پس هر کس که در این جهان خود را و پروردگار خود را و این جهان و جهان آخرت را شناخت و طبق دستورات خداوند به روش پیامبر گرامی r عمل نمود قطعا پیروزی و رستگاری دائم و ابدی را بدست آورده است و الإ در خسارت و زیان همیشگی خواهد بود.
دقیقا نمی توان گفت چند هزار سال است که انسان بر روی زمین زندگی می کند اما این یک واقعیت مسلم است که تمام انسانهایی که در این جهان آمده و زیسته و رفته اند بدون استثناء عوض نعمتها و فرصتهایی که داشته اند باید در برابر پروردگار شان پاسخگو باشند (طبعا بچه های قبل از سن بلوغ, و دیوانه هایی که قدرت تشخیص ندارند مکلف نیستند).
فرق نمی کند که در کجا و در چه زمانی و تحت چه شرایطی زیسته باشند همه باید از این امتحان زندگی نمره بگیرند, از قبولی صد در صد و با امتیاز و تشویقی تا قبول و تجدید و مردود و صفر چهار گوش همراه با تنبیه و غیره.
خداوند متعال که برای بخشش و عطای لا محدودش فقط بهانه می طلبد, به انسانها فرموده و پیام مکرر داده که از من بخواهید به شما می دهم, هر چه طلب کنید مهیا می کنم بخصوص هدایت و سعادت دائمی که نیاز اساسی شماست.
با اینکه عقل دادم و پیامبر فرستادم دعا هم یاد دادم بلکه رابطه فرد فرد شما را با خودم مستقیما بر قرار کردم, هیچ واسطه و وسیله و پارتی و شفیعی در کار نیست هر کس می تواند مستقیما و کاملا مجانی هر چه دوست دارد از من بخواهد حتما خواسته و طلب او را به او خواهم یا نقدی خواهم داد و یا نسیه چندین برابر عطا خواهم نمود!.
به هر حال همه انسانها بدون هیچ پیش شرطی حق دارند و می توانند کلید رستگاری دائمی و ابدی را مجانی بدست آورند, و بدون هزینه به نتیجه برسند, خیر نه تنها کسب هدایت و سعادت مجانی است که جوایز ارزشمند و لامحدودی نیز به همراه دارد!.
هرکس سعی و تلاش کند و نعمت هدیت و سعادت و رستگاری و شادمانی و شادکاری را برای خودش «که سود آن به خودش برسد» بدست آورد گنچ های بی شماری برای او خواهم داد و برای بندگان نیکو کارم نعمتهایی آماده کرده ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و در قلب هیچ بنی بشری خطر نکرده است به روايت حضرت ابوهريرهشاگرداستثنایی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایتاست که حضرت فرمودند:
يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: " أَعْدَدْتُ لِعِبَادِي الصَّالِحِينَ، مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ، وَلاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَلاَ خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ ذُخْرًا بَلْهَ، مَا أُطْلِعْتُمْ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَرَأَ: )فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ( (السجدة: 17)صحيح بخارى:4780
«خداوند متعال مي‌فرمايد: براي بندگاننيكوكارم، نعمت‌هايي آماده و ذخيره كرده‌ام كه هيچچشمي آنها را نديده و هيچگوشي آنها را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطورنكرده است. و اين نعمت‌ها غير از آن نعمت‌هايي است كه شما از آنها اطلاع داريد».
سپس رسول خدا r اين آيه را تلاوتفرمودند: )فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ(يعني هيچ كس نمي‌داند در برابر كارهايي كه انجام مي‌دهد، چهنعمت‌هايمسرت بخشي برايش، نهفته است.
این البته در آن جهان است.
و اما در این جهان فرمود که هر کس آنگونه که من می خواهم زندگی کند به او زندگی ای پاکیزه و مطمئنی خواهم داد.
)مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَاكَانُوا يَعْمَلُونَ( (النحل:97).
«هر کسیکهکارشایستهای انجام دهد ، (خواه) مرد باشدیا زن ، در حالیکه مؤمن است ، او را به حیاتیپاک زنده میداریم ، و مسلماً پاداششان را به (حسب) بهتریناعمالیکه انجام میدادند ؛ به آنها میدهیم» .
اما اگر از ذکر و یاد من غفلت کند و طبق بر نامه زندگی ای که برایش در نظر گرفته ام زندگی نکند زندگی او را تنک و نا آرام و نامطئن خواهم کرد و در قیامت نیز کور خواهد بود.
)وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى( (طه:124).
«و کسیکه از یاد من رویگردان شود، پسبیگمانزندگانی (سخت و) تنگیخواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم».
آری عزیزانم. با این مقدمه وارد می شویم به مبحث دین گریزی و دین ستیزی و علل این دو مقوله.
از روزی که انسان پا به این جهان گذاشته دین نیز با او همراه بوده به تعبیر دقیقتر اولین انسان یعنی آدم ابوالبشر علیه السلام خود اولین بشر و اولین پیامبر بوده است پس با توجه به مقدمه ای که عرض شد دین برنامه زندگی هر انسانی است که همیشه باید با او همراه باشد.
به تعبیر دیگر وجود انسان بدون دین و برنامه زندگی مقصود نیست, به همین دلیل پیامبر گرامی r فرمودند که هر انسان بر فطرت سالم اسلام یا دین فطرت متولد می شود.
از حضرت أبو هريرة رضي الله عنه روايتا ست كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند:
كل مولود يولد على الفطرة فأبواه يهودانه أو ينصّرانه أو يمجّسانه
متفق عليه
«هر انساني بر فطرت اسلام متولد مي شود اما این پدر و مادرش هستندکه او را یهودی یانصرانی یامجوسی میکنند».
و رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: الله متعال مي فرمايد:
«خلقت عبادي حنفاء فاجتالتهم الشياطين عن دينهم»
صحيح ابن حبان 1/338
«بندگان خودم را حنیف(روی آورنده به توحید و رویگرداننده از شرک) آفریدم اما شیاطین آنها را دینشان منصرف کردند».
فرار انسان از دین خلاف عقل و فطرت و طبیعت اصیل انسانی اوست, از دین فرار کردن و گریختن یعنی از برنامه زندگی و اخلاق فرار کردن, از نظم و قانون فطرت فرار کردن, از سعادت و آسایش فرار کردن, از پیروزی و رستگاری فرار کردن, از آینده روشن فرار کردن, و به ذالت و بدبختی پناه بردن, به رذالت و پستی پناه بردن , به شکست و ناکامی پناه بردن, به عذاب و آتش و شکنجه و آزار و اذیت همیشگی و دائمی نشدنی پناه بردن.
هیچ انسان عاقلی نباید چنین کاری بکند, هیج انسان سالمی نباید چنین خسارت و زیانی را برای خود بخرد اما گویا هستند کسانی که با دست خود برای خود بدختی و ذلت و عذاب می خرند, همینکه امروز در نتیجه سرپیچی از قوانین کشورها, میلوینها انسان در سراسر جهان در زندان بسر می برند.
به صرف نظر از کسانی که در نتیجه ظلم و استبداد و بی عدالتی زندانی می شوند و در هر کشور دهها و صدها هزار انسان ظاهرا سالم و عاقل چه بسا تحصیل کرده به جرم مخالفت با قانون راهی زندان می گردند و هر سال دهها و صدها هزار انسان مخالف قانون در سراسر جهان محاکمه می گردند بخشی محکوم به اعدام می شوند بخشی به زندان ابد محکوم می شوند. بخشی به چندین سال زندان محکوم می شوند!.
پرسش ما این است که آیا غیر از کشورهای خود کامه دا استبدای و نظامهای ستمگر معروف سایر کشورهای که نظام جمهوری قایل قبولی دارند در چنین کشورهای آیا تقصیر قانون و نظام وقوة معززند و مجریه و قضائیه است که این همه انسان زندان می روند بخشی اعدام می شوند؟ یا اینکه مقصر خود این افراد هستند که قانون را رعایت نمی کنند و در نتیجه پاسبانان قانونی در چهارچوب همان قانون و نظام پزیرفته شده مجبورند قهرمان را پای نیز محاکمه بکشند.
یک مثال ساده تر! اداره راهنمایی و رانندگی در هر کشور چرا قوانین رانندگی را وضع کرده, آیا جریمه شدن شما به عنوان یک شخصیت محترم و تحصیل کرده به دلیل هر تخلفی که انجام داده اید و پلیس راهنمایی - رانندگی را مجبور کرده اید که قانون را بر شما اجراء کند آیا مقصر قانون و مجری قانونی است یا شمایی که تخلف کردید؟!
اگر این قانون راهنمایی و رانندگی و وجد پلیس آن نباشد به نظر شما سره چهار را و تقاطع چه اتفاق می افتد؟ پس آیا مقصر قانون است یا کسی که از قانون تخلف می کند؟!
فکر می کنم موضوع روشن است که قانون راهنمایی - رانندگی و وجود چنین اداره ای در هر کشور یک نیاز مبرم جامعه است, وجود قانون عمومی در هر کشور و وجود پلیس و پاسگاه و گشت نظام یک نیاز مبرم جامعه است تا جلو متخلفان و قانون شکنان گرفته شود و در نتیجه شما راحت بتوانید به زندگی عادی و طبیعی خود ادامه دهید.
به همین ترتیب دین هم یک قانون و برنامه زندگی کامل و شامل و فراگیر است بدون اینکه شما را مجبور کند که آنرا بپذیرد فقط با دلال عقلی و منطقی شما را آگاه و بیدار می کند که وجود دین در زندگی هچون وجود سایر قوانین است. فرقش این است که شما در پزیرش دین مجبور نیستید بلکه کاملا مختارید, تا زمانی که شما دین را نپزیرفته اید کاملا آزادید, و هیچ الزامی به پایبندی به دین ندارید.
(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)(البقرة:256).
«در(قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است. پس هر کس به طاغوت (شیطان و بت و انسانهای گمراه و طغیانگر) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد،پس به راستی که به دستگیره محکمی چنگ زده است، که آن را گسستن نیست، و خداوند شنوای داناست».
اما اگر گفتید من مسلمانم پس همانند یک شهروندی که باید به قوانین کشورش احترام بگزایرد شما ملزم هستید که به قوانین دین پایبند باشید.
یا مثلا در میدان فوتبال تا زمانیکه شما خارج از میدان هستید به عنوان یک تماشاچی عادی اصلا مقید به قوانین فوتبال نیستید توپ اگر جلوی آمد و با دست هم گرفتید کسی نمی تواند اعتراض کند چون شما اصلا داخل بازی نیستید اگر عضو تیم شدید و وارد میدان بازی گردیدید قطعا باید پایبند باشید و الا شما را اخراج خواهند کرد, پس تا زمانی که شما مسلمان نیستید آزادید, اگر گفتید من مسلمانم پس باید رعایت کنید.
پس چنانکه عرض شد موضوع دین گریزی هیچ ربطی به اصل دین ندارد و کسی نمی تواند بهانه بگیرد که چون دین خراب است و مضر است و به درد من نمی خورد لذا من دین را قبول ندارم!.
هرگز نمی توان تصور کرد که در یک جامعه سالم افراد قانون گریز مظلوم و خوش اخلاق شناحته شوند, تمام افراد جامعه فردی که از قانون فرار می کند را ملامت می کنند مگر کسانی که مثل خود متهم قانون گریز باشند.
به همین صورت افراد دین گریز نیز از دید همه عقلای جامعه ملامت و متهم هستند مگر از دید افرادی که خودشان از دین فرار می کنند و دین از نظر آنان مقید کردن آزادی هاست!.
این اتهام و بهانه که دین از نظر بعضی ها مقید کردن آزادی هاست! بسیار شگفت انگیز می نماید چنانکه بعضی قانون گریزان که از نگاه سایر افراد سالم جامعه لات و لا ابالی و اوباش و بی شخصیت و غیر شناخته می شوند, همواره برای دفاع از خود قانون را مقید کننده آزادی معرفی می کنند افراد دین گریز و دین ستیز نیز دقیقا چنین منطقی دارند و همیشه خود را بر حق و دین و قوانین را احکام دین را پایبند کننده آزادی های انسان و جامعه می دانند.
در حالیکه که اگر کمی دقت کنند به روشنی می فهمند که هر قانون عادلانه ای که در رأس آن مجموع قوانین دین قرار دارد در واقع برای تنظیم و هماهنگ کردن آزادی هاست تا اینکه همه افراد جامعه به راحتی بتوانند از آزادی ها ومزایای فطری بشر که خداوند به همه عنایت فرموده استفاده درست ببرند.
به تعبیر دیگر افراد دین گریز و دین ستیز در جامعه را باید به بیمارانی تشبیه کرد که به دلیل بیماری کیف و لذت بعضی غذاها و میوه های طبیعی را نمی فهمند پس این تقصیر لذت غذا و طعم گوارای میوه نیست و مقصد خالق و آفریدگار و در مراحل بعدی آشپز و پرشک مشخص تغذیه نیست این بیماری خود بیماران که او را از این همه نعمت محروم کرده است.
پس عقلای جامعه باید سعی کنند اینگونه افراد بیمار را توجیه نمایند و برای معالجه آنان تلاش کنند تا اینکه سمپاشی نا عادلانه آنان که در نتیجه بیماری انجام می گیرد فضای سالم جامعه را مکدر و مسموم نکند.
در این زمینه هر کس با توجه به جایگاه و سطح دانش خود مسئولیتی دارد که باید این مسئولیت را بیذیرد همچنانکه در نظافت جامعه همه باید نقش خود را ایفا نمایند, در بهداشت جامعه همه باید نقش خود را بشناسند, در سلامت وبهداشت فکری و اعتقادی جامعه نیز باید همگان سهم داشته باشند و مسئولیت شناس باشند و در ادای این مسئولیت کاملا آگاه و خبردار و فعال و بانشاط باشند تا اینکه کشتی نجات بشر که همه بر آن سوار هستیم با سلامت به ساحل برسد و همه پیروز و رستگار وشاد و پیروز و کامیاب گردیم. ان شاءالله.
والسلام

0 نظرات: