فقه حنفي : نماز پشت سر اهل بدعت جايز نيست پس چگونه يك كافر حق تعيين امام جمعه را دارد!!!

اخيرا و پس از دخالت حكومت جائر و كافر ولايت جهل و سفه خامنه اي دجال در عزل امام جمعه مسلمانان تايباد و جايگزين كردنش با يك ملاي حكومتي و درباري و اعتراض قاطبه مسلمانان به اين موضوع و همچنين اعتراض علماي بزرگ اهلسنت به اين دخالت بي جاي ولايت سفيه و مزدورانش نماينده خامنه اي پليد در زاهدان سليماني جنايتكار به برخي ملاهاي مزدور و درباري مانند عبدالله حسن زهي امام جمعه مزود و منصوب لوتك كه هم جاسوس و هم مواد فروش است و كسي در نماز جمعه برگزار شده توسطش شركت نمي كند دستور داد تا مسئله اذن امام را در باره نماز جمعه مطرح كنند كه در فقه حنفي مورد تائيد قرار گرفته است كه اين بي مايگان علمي كه فقط شايد كنز و شرح وقايه اي خوانده اند فورا در گفتگو با خبرگزاري ها دم از اجازه حاكم براي اقامه نماز جمعه زدند و در برابر علماي اهلسنت قرار گرفتند كه شايد خود علماي اهلسنت پاسخ آنها را بدهند اما ما از ديدگاه خود به اين موضوع نگاهي مي اندازيم:
در كتب فقه حنفي براي اقامه نماز جمعه دو شرط بيش از شرائط ديگر ائمه اهلسنت بيان شده است يكي اذن امام و ديگري اذن عام و ديگر فقهاي اسلام يعني شوافع و مالكيه و حنابله معتقد به چنين شرائطي نيستند و استدلال از عمل حضرت علي رضي الله عنه مي كنند كه در زمان محبوس بودن حضرت عثمان رضي الله عنه نماز جمعه را اقامه فرمودند و هيچ يك از اصحاب پيامبر بر اين عمل اعتراض ننمود و اما احناف اجازه امام را شرط قرار داده اند ولي بايد دانست كه امام كيست و به چه كسي امام گفته مي شود و شرائط امامت چيست :قال الماوردي : الامامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين و سياسة الدنيا، الاحكام السلطانية ص 3
يعني امامت براي جانشيني پيامبر وضع شده است تا از دين و ديناي مسلمانان حفاظت نمايد و الان ما بايد نگاهي به حكومت خامنه اي دجال بياندازيم كه آيا مي توان اين طاغوت عصر و كافر جنايتكار را امام خواند يا اينكه اين جنايتكار دين و دنياي ما را تباه كرده است و مساجد مسلمانان را تخريب كرده است و علماي اسلام را به دار زده است و مدارس ديني را با خاك يكسان كرده است و مردم را تحت ظلم و ستم قرار داده است و آيا اين طاغوت كافر كه اصحاب پيامبر را منافق مي گويد را مي توان امام ناميد و اجازه اش را در اقامه نماز جمعه شرط قرار داد ؟
در كتب فقه حنفي بيان شده است كه لا يجوز الصلاة خلف مبتدع يعني امامت شخص بدعتي جائز نست و مراد اينجا امامت نماز است و برخي از علماي احناف مكروه تحريمي دانسته اند و اينجا مراد از امامت امامت نماز است و وقتي بدعتي نمي تواند به امت صغري كه امامت نماز است نائل شود كجا مي تواند به امامت كبري كه حكومت داري باشد برسد و اين حال اهل بدع است تا چه رسد به كافري مانند خامنه اي كه هرگز نمي تواند امام مسلمانان باشد چنانچه در كتب فقه آمده است: فان انكر المبتدع بعض ما علم بالضرورة كفر كقوله ان الله جسم كالاجسام و انكاره صحبة الرسول الصديق رضي الله عنه لما فيه من تكذيب قوله تعالي اذ يقول لصاحبه فلا يصح الاقتداء به اصلا . فقه الاسلامي و ادلته ج 2 ص 1206
يعني اگر شخص مبتدع يكي از ضروريات دين را انكار كرد كافر مي شود مانند اينكه بگويد الله جسمي است مانن اجسام و يا اگر شخصي صحابيت حضرت ابوبكر صديق رضي الله عنه را انكار كند كافر مي شود زيرا قول الله تعالي را كه مي فرمايد اذ يقول لصاحبه را تكذيب نموده است بنابر اين اقتدا به چنين امامي اصلا جائز نيست.
وقتي چنين كسي نمي تواند امام نماز شود چگونه مي تواند امام و حاكم مسلمانان باشد و مسلمانان چگونه مي توانند دين و دنياي خود به چنين شخصي بسپارند اين ممكن نيست مگر از ملاهاي مزدور و خائني كه دين خود را فروخته اند و پرواي دين را ندارند.
جدا از اين همانگونه كه در فقه حنفي اقامه نماز با اذن امام آمده است مسئله اي ديگر هم بيان شده است كه شايد ملاهاي درباري وقت نداشتند نگاهي به فقه بياندازند و فقط گفته هاي سليماني را بلغور مي كنند چنانچه در كتب فقه آمده است كه يكره تحريما ان يوم قوما و هم له كارهون لحديث لا يقبل الله صلاة من تقدم قوما و هم له كارهون. رواه ابوداود و ابن ماجه عن عبدالله بن عمرو رضي الله عنه
يعني امام شدن براي قومي كه او را نپسندند مكروه تحريمي است بنابر حدثي كه عبدالله بن عمرو رضي الله عنه روايت كرده است كه الله تعالي نماز كسي را كه امام شود و مردم او را نپسندند را قبول نمي كند.
پس چگونه حكومت مي تواند افرادي كه نزد مردم به مزدوري و خيانت مشهور هستند و مردم ذره اي ارزش برايشان قائل نيستند را پيش امام تعيين كند و اين ملاها به اين عبارت و حديث چه پاسخي مي توانند بدهند.
براي حاكميت اولين شرط اسلام است كه بايد مسلمان باشد و طبق نظر علماي اسلام حاكم با فسق عزل مي شود تا چه رسد به كفر كه جامه خامنه اي كفر و فسق و جور و جنايت است و در چنته خود جز جنايت و كفر و فسق چيزي نداشته است و براي تكفيرش فقط عقيده كافران امامت و ولايت فقيه كافي است زيرا كه عقيده امامت انكار ختم نبوت است چنانچه شاه ولي الله دهلوي در كتاب تفهيمات تشريح كرده اند و چنين كافري چگونه مي توانند تعيين كنده دين و دنياي ما مسلمانان باشد و حتي بتواند امامان جمعه را تعيين كند.
بهتر است كه ملاهاي خود فروخته توبه كنند و از چنين فتواهائي كه مردم را گمراه مي كنند باز آيند و بدانند كه بايد روزي در برابر الله بايد پاسخ دهند.
ابومقداد بلوچ

0 نظرات: