جوانان انقلابی


دگرگونی و تغییر وتحول یکی از شاخصه‫های بارز فطرت آفرینش است. و از فضل و منتهایی است که خداوند بر بندگانش برشمرده، و همچنین دلیل و برهانی گویا بر قدرت خداوند در گردش روزگار و تغییر وتحول در نظام هستی است:
«قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّـهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ اللَّـهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿٧١﴾ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّـهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ اللَّـهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿٧٢﴾ وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٧٣﴾»(القصص 71-73)
{(به این مردم مشرک) بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا ظلمت شب را بر شما تا قیامت پاینده و ابدی گرداند، جز خدا کیست خدایی که بتواند برای شما روشنی روز پدید آرد؟ آیا سخن نمی‌شنوید؟ (٧١) باز بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا برای شما روز را تا قیامت پاینده و ابدی قرار دهد، جز خدا کیست خدایی که برای آرامش و استراحت شما شب را پدید گرداند؟ آیا چشم بصیرت (به حکمت گردش روز و شب) نمی‌گشایید؟ (٧٢) یکی از (هزاران لطف و) رحمت‌های خدا آن است که شب و روز را برای شما قرار داده تا در شب آرام گیرید و در روز از فضل خدا (یعنی روزی) طلب کنید، و باشد که شکرگزار (نعمتهای خدا) شوید.}
روند زندگی در جهان همواره در حال گردش و تغییر و تحولات است. یا مهار جامعه در دست گروهی است که آنرا بسوی صلاح و رستگاری سوق می‫دهند و تغییرات ایجابی و مثبت می‫سازند، و یا جامعه بر شیب منفی قرار گرفته بسوی گمراهی و ساختارهای منفی می‫غلطد!
نیروی پر جوش و خروش جوان در این میان پیکانی است که جهت حرکت جامعه را تعیین می‫کند!
برنامه آسمانی اسلام و اندیشه و باور وحدانیت پرستی و بدور ریختن باورهای پوچ و خیالی و خرافاتی بی‫اساس همیشه از سوی جوانان مورد استقبال قرار گرفته و رهبری شده است.
قرآن کریم از جوانی افتخار آفرین سخن می‫گوید که یک تنه در مقابل اندیشه‫های پوچ و باطل، و نمرودهای غرور و تکبر سینه سپر می‫کند. و تبر بدست در صحنه مواجهه و ستیز ظاهر می‫شود و با پتک حقیقت خدایان ساختگی را خرد می‫کند. چون ملت گمراه بت پرست با چشمان سر یقینا می‫بینند خدایان بی‫جانشان چگونه مورد تجاوز قرار گرفته‫اند، و نتوانسته‫اند از خود دفاع کنند. بدون شک حقیقت عریان برایشان بخوبی آشکار و نمایان شده است. ولی چون بت تقلید و تعصب در قلبهایشان تخم گذارده، حقیقت را رها کرده، در پی کسی می‫گردند که ـ در اصطلاح آنها ـ چنین جنایتی را مرتکب شده، جواب می‫آید:
«قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ »﴿الأنبیاء/٦٠﴾
{گفتند که ما جوانی ابراهیم نام را شنیده‌ایم که بتان را (به بدی) یاد می‌کرد}
بله!..
جوانی .. یک جوان.. همین یک جوان را قرآن یک ملت می‫داند: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِّلَّـهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »﴿النحل/١٢٠﴾ {همانا ابراهیم امتی مطیع و فرمانبردار و یکتاپرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.}
تو ای جوان برومند اگر ابراهیمی‫وار به میدان اصلاح گام نهی، در نزد پروردگارت بیش از یک "ملت" ارزش خواهی یافت.
چون خبر از "اصحاب کهف" بمیان می‫آید خداوند از آنها چنین یاد می‫کند:
«..إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى »﴿الکهف/١٣﴾
{آنها جوانمردانی بودند که به خدای خود ایمان آوردند و ما بر مقام (ایمان و) هدایتشان بیفزودیم}
جوانانی که بخدایشان ایمان آوردند لیاقت آنرا دارند که قرآن نامشان را جاودان گرداند!
اسلام در مرحله جادوانی خود با پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) که جوانی پخته روزگار بود بر بشریت تابید، و کسانی که به تغییر و تحولات و دین جدید لبیک گفتند نیز جوانان بودند. خود آن حضرت بعدها می‫فرمودند:«خالفنی الشیوخ و وافقنی الشباب» ( چون برانگیخته شدم پیرمردان با من مخالفت کردند، و این جوانان بودند که با من همراه شدند)
در کودکی پستی / در جوانی مستی / در پیری سستی / پس کی خدا پرستی
جوانی مرحله‫ اساسی و محوری زندگی است، قبل از آن کوته فکری و ناتوانی کودکی و نوجوانی است و پس از آن افتادگی و فرسودگی جسمی و عقلی است. زندگی یعنی جوانی و بهمین دلیل است که چون انسان در بستر قبر گذارده شود از اولین پرسشهایی که از او سؤال می‫شود این است که: جوانیت را در چه راهی گذرانده‫ای؟!..
عبادت و خداپرستی واقعی نیز در جوانی است. و الا هر گرگی به پیری می‫شود پرهیزگار..
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) جوانان مؤمن را از هفت گروهی می‫شمرد که در شدت گرمای روز قیامت در زیر سایه چتر رحمت الهی قرار می‫گیرند و از میهمانان خاص پروردگار برشمرده می‫شوند و می‫فرمایند:«.... و شاب نشأ فی طاعة الله» و جوانی که در اطاعت و فرمانبرداری از پروردگارش رسته است.
اهمیت "جوان" در نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) تا بدانجاست که چون رسول هدایت قصد نواختن کوس رحلت داشتند، پرچم نشر اسلام و جهاد و تلاش در راه دین، و مسئولیت مالیدن پوزه ظالمان و مستبدان و طاغوتیان زمانه را به دست "اسامه بن زید" جوان 17 ساله دادند. پیرمردان و کهن سالان سعی کردند پیامبر را از این تصمیم منصرف سازند. ولی آن حضرت اصرار کردند، گویا با اصرارشان به تاریخ و به جوانان گفتند: آینده این دین دست شماست. و شمائید که باید وظیفه نشر و اشاعت و گسترش دین را برعهده گیرید. این دین دین جوانان است...
امروز جوانان در جهان عرب رهبریت انقلابهای اصلاحگرا را در کشورهای مختلفی بدست گرفته‫اند، و این تغییر و تحولات نشانه رشد و صحت ملتهاست.
در سایه نظام دیکتاتوری و تک بعدی ولایت مطلقه فقیه مستبدان توانسته‫اند با اهرمهای زر و زور رشد عقلی جامعه را تا حدودی متوقف سازند. جامعه مجبور بوده تنها افکار پوچ و بی‫اساس آخوندهای خودخواه را نشخوار کند. درست همان کاری که فرعونیان با ملتها می‫کردند:
«...قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ» ﴿غافر/٢٩﴾
{فرعون گفت: من جز آنچه را [صواب] می بینم [و به آن یقین دارم و آن انکار موسی و کشتن او و تقویت حکومت من است] به شما ارائه نمی کنم، و شما را جز به راه راست هدایت نمی کنم}!
پنجه ولایت فقیه آنچنان بر حلقوم ملت چنگ زده، که میدان رشد فرهنگی و سیاسی و بینش آینده نگری در کشور بکلی منحل شده است. بسیاری از عقلهای اندیشمند کشور، به خارج فرار کرده، حاضر شده‫اند از رنگ و بو و ایرانیت بودن خود بکلی تنازل کنند و برای ساختن کشورهای دیگران آن نیرو و توانی را مصرف دارند که دلشان می‫خواست با ایثار و فداکاری به خاک و میهن خویش ارزه دارند.
کشور به حالتی از یأس و نا امیدی رسیده بود که اندیشمندان ایرانی گمان می‫بردند میدان تغییر و تحولات در کشور بکلی از بین رفته و ایران از صحنه تاریخ معاصر حذف شده روز بروز بسوی مرحله قرون وسطائی در حرکت است. درست آن تصویر قرآنی؛
«حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ» ﴿یوسف/١١٠﴾
{تا زمانی که پیامبران مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی شود} .
در این وضح بسیار بحرانی، و نا امید کننده، و در این شب سیاه ظلمت و استبداد صفویت بازوهای پرتوان جوان شمع امیدی را بر افروخت.
جوانان ایرانی توانستند چون جوانان برخی از کشورهای استبدادگر عربی از رسانه‫های انترنتی و آسمانهای بازی که جهان غرب برای رسیدن به اهداف استعماری خود پدید آورده بود استفاده مثبت برده، سطح آگاهی ملت را بالا ببرند.
بیداری ملت یعنی نهایت استبداد و نهایت ولایت فقیه مطلق!..
بار مسئولیت جوانان ایرانی بسیار سنگین است. نظام سعی می‫کند بهر صورت شده جوانان را با اسلحه خانمانسوز اعتیاد، فاحشه‫گری و صیغه، باز کردن میدانهای گمراه ساز با نامهای ورزش و غیره.. از صحنه فکر و اندیشه، و تفکر در ساختن آینده باز داشته شخصیت انقلابی جوان ایرانی را بکلی از بین ببرد.
جوانان ما باید هدفشان را روشن سازند، و برای آینده ملت و میهن خود بیندیشند و نگذارند محیط آلوده و افکار فاسد صفویت عقلهای آنان را خدشه‫دار سازد و در دنیای خرافات و حقد و کینه و خونریزی و آدمکشی غرقشان کند.
یادمان نرود که حنظله ـ از جوانان انقلابی که به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) ایمان آورده بود ـ در محیط خانوادگی بسیار آلوده‫ای زندگی می‫کرد؛ پدرش "ابوعامر فاسق" نام داشت، و پدر خانمش "عبدالله بن سلول" سردار منافقان بود، و با این وجود خودش در میدان احد به شهادت رسید و صفت و نشان افتخار "غسیل الملائک" ـ کسی که فرشتگان او را غسل دادند ـ را از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دریافت کرد. جوانان ما "حنظله"وار باید دست در دست هم نهاده، در مرحله اول خود را از دامهای آینده سوز و گمراه کننده‫ای که نظام برایشان مهیا می‫کند نجات دهند، و تیمهای ورزشی و میدانهای ورزش را به کلاسهای بیداری تبدیل نمایند، دست همدیگر را گرفته پرده از حقیقت این نظام برکشند، و جامعه را برای انقلابی چون انقلاب جوانان عاقل و با فرهنگ مصر و تونس و یمن آماده سازند..
این نظام به خط پایان خود نزدیک شده، آنچنان پوسیده و ویران است که هیچ مجالی برای اصلاح آن نیست، ما باید در پی برپایی نظامی ملی و آزاد باشیم. نظامی که در آن شرع و اندیشه حکم می‫کند. ملت ایران با موقعیت جغرافیایی کشور، و ثروات هنگفت خدادادی، این شایستگی را دارد که در مدت زمان کوتاهی پس از برچیده شدن این دایناسورهای مستبد خود را به مصاف کشورهای بسیار پیشرفته جهان با دخل بالای فرد برساند.

والبته بار این مسئولیت سنگین بر دوشن جوانان انقلابی است॥
عبدالرحمن توحیدی :زاهدان

0 نظرات: