مرض بدگمانی

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ) [الحجرات: ١٢] «ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌های بد بپرهیزید که بی‌شک برخی از گمان‌ها، گناه است. و به کنجکاوی و تجسس (در کارهای دیگران) نپردازید و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ بی‌گمان از این کار نفرت دارید. و تقوای الله پیشه کنید. به یقین الله، توبه‌پذیر مهربان است». {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ} [يونس: 36] «و بيشترشان‌ جز از گمان‌ پيروي‌ نمي‌كنند» يعني: اين‌ شيوه‌ پندار و عملشان‌، نه ‌از روي‌ خرد و بصيرت‌ بلكه‌ حاصل‌ پندار و گمان‌ است‌ آري‌! اين‌ گمانشان ‌هرگز بر حجت‌ و سند و تكيه‌گاهي‌ از خرد و بينش‌ متكي‌ نبوده‌ بلكه‌ صرفا پندار و خيالي‌ باطل‌ و بي‌اساس‌ است‌ «و گمان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از معرفت‌ حق‌ بي‌نياز نمي‌گرداند همانا الله به‌ آنچه‌مي‌كنند» از پيروي‌ گمان‌ و فروگذاشتن‌ حق‌ «داناست‌» پس‌ اين‌ كارهايشان‌ بي‌كيفر نمي‌ماند. الله تبارك و تعالي در اين آية مباركه ابتدا اهل ايمان را از گمان بردن فراوان و از پيروي از هر گونه گمان باز داشته علتش را بيان كرده است که برخي از گمانها گناه مي‌باشد، گمان بد و يا بدبيني عملی زشت و ناپسند است. البته از گمان بردن مطلق منع نفرموده است زيرا نوعي از گمان از نظر اخلاقی و ديانت پسنديده و مطلوب است، مثلاً گمان نيك در بارة اللهأ و پيامبرص و گمان نيك در بارة مؤمنان و كسانيكه انسان با آنها در رابطه است، و كسانيكه دلائل شرعي و منطقي براي بدبيني در بارة آنها وجود نداشته باشد. اما گمانهايي كه گناه است اين مي‌باشد؛ اینكه انسان بدون دليل در بارة ديگران سوء ظن و نظر بد داشته باشد، و يا در ابراز رأی دربارة ديگران هميشه بنا را بر سوء ظن بگذارد، و يا در بارة كسانيكه ظاهر حالشان بر صلاح شان دلالت دارد بد گماني كند، همچنين اين نيز گناه است كه در قول و فعل كسي احتمال خوبي و بدي برابر و يكسان باشد و ما بنا را بر سوء ظن گذاشته در بارة او بد بين شويم، كسيكه از الله متعال مي‌ترسد حتماً اين احتياط را در پيش خواهد گرفت كه در برخورد خود با مردم دچار لغزش و گناه نگردد چون گمان بد خود گناه است و سرچشمه گناهان ديگر و بزرگتری چون تهمت و تجسس و غيبت ميگردد و هر گاه اين عادات بد و زشت در ميان مسلمانان شيوع پيدا كرد جنگ و نزاع و اختلاف و تفرقه و دشمني بيشتر مي گردد. خاطرنشان‌ مي‌شود در مورد حرمت‌ سوء ظن‌ رسول گرامی اسلام نیز ما را بی بهره نگذاشته در سخنانی بسیار آموزنده ما را از بیماریهای قلبی که سرچشمه بسیاری از آنها سوءظن می باشد بازداشته فرموده‌اند: «إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الـحَدِيثِ، وَلَا تَحَسَّسُوا، وَلَا تَجَسَّسُوا، وَلَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّـهِ إِخْوَانًا». (بخاری و مسلم) «شما را از ظن و گمان (سوءظن و بدبینی) بر حذر میدارم زیرا ظن و گمان بزرگترین دروغ به شمار میرود، و هرگز در پی یافتن عیوب دیگران نباشید و تجسس نکنید و به یکدیگر حسادت نورزید و به همدیگر پشت نکنید، از هم ناراحت و دلگیر نشوید، و بندگی الله را پیشه کنید در حالیکه با یکدیگر برادر (و مهربان) هستید». سوءظن بزرگترین مانع همكاریهای اجتماعی و اتحاد و پیوند دلهاست، و انسان را به زندگی فردی، گوشه گیری، انزوا و تك روی و مفاسد ناشی از این صفات می كشاند، سوءظن نمی گذارد انسان به دیگری اعتماد كند و پایة همكاری با او را بریزد و با كمك او به حل مشكلات بشتابد. بدبینی سرچشمة عداوتها، و گاهی مایة اصلی جنگها و نزاعهای خونین می‌شود. چه بسیار خانواده‌ها كه بر اثر بدبینی از هم متلاشی شده، چه بسیار اشخاص لایق و باشخصیت كه با یك گمان بد در حق آنها، تسلیم مرگ گردیده‌اند، و گاهی گمان بد آتش جنگهای بزرگی را روشن ساخته است. همچنین سوءظن، محبت و دوستی را از بین می‌برد و نفاق و دورویی را در میان دوستان پرورش می‌دهد، زیرا چنین كسی در ظاهر ناچار است تظاهر به دوستی با رفقای خود كند در حالی كه در باطن چنین نیست و نسبت به آنها بدبین می‌باشد و همین رفتار موجب پرورش روح نفاق و دورویی در او خواهد گردید و به همین سبب رسول گرامی اسلامص آنرا «أکذب الحدیث» ـ دروغ‌ترین سخن ـ نامیده‌اند. بدبینی سرچشمة ناراحتی روح و عذاب جسم و اضطراب و نگرانی خاطر است. افراد بدبین غالباً ناراحتند، و بر اساس توهماتی كه دربارة اشخاص و حوادث دارند فوق العاده رنج می‌برند. آنها از معاشرت با افراد كه یكی از وسایل عادی و مؤثر نشاط روحی است گریزانند زیرا كلمات یا كارهای مردم را کنایه و نیشهایی برای خود فرض می‌كنند. از درد دل با دوستان كه وسیلة مفیدی برای تخفیف آلام و ناراحتیها است می‌ترسند، زیرا ممكن است موجب افشای اسرار آنها و یا مشكلات دیگری گردد! و به همین دلیل غالباً افسرده، بی‌نشاط و غمگین هستند، و تدریجاً به صورت یك موجود معطل و بی‌فایده در می‌آیند. افراد بدبین از صفای روح غالباً بی‌بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول به غیبت افراد دیگرند و به همین ملاحظه بعضی از علمای اخلاق، سوءظن را به عنوان «غیبت با قلب»‌ عنوان نموده‌اند و همانگونه که قبلا اشاره کردیم چه بسا این آفت خود منشاء بسیاری از بیماریهای قلبی دیگر همانند غیبت و حسد می‌گردد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ گمان‌ بر چند نوع‌ است: 1 ـ گمان‌ واجب‌ يا آنچه‌ بدان‌ امر شده‌ : مانند داشتن گمان‌ نيك به ‌الله متعال‌ و به‌ مؤمنان‌. در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي» (صحيح البخاري) «من‌ نزد گمان‌ بنده‌ خود، در حق‌ خود، هستم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «لَا يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللهِ الظَّنَّ» (صحيح مسلم) «هرگز يكي‌ از شما نميرد، مگر اين‌كه‌ به‌ اللهأ گمان‌ نيك‌ داشته‌ باشد». 2 ـ گماني‌ كه‌ ممنوع‌ يا حرام‌ است: مانند‌ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ الله متعال، نسبت ‌به‌ اهل‌ صلاح‌ و نسبت‌ به‌ مسلمين‌ پوشيده‌ حالي‌ كه‌ ظاهر حال‌ آنها بازتاب‌گر نيكي‌ و عدالتشان‌ است‌. اما چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ كسي‌ كه‌ آشكارا مرتكب‌ اعمال‌ بد مي‌شود، يا خود را در موضع‌ شك‌ و تهمت‌ قرار مي‌دهد، حرام‌ نيست‌. 3 ـ گماني‌ كه‌ مستحب‌ است: مانند گمان‌ نيك‌ داشتن‌ به برادر مسلمان‌ و گمان‌ بد داشتن‌ به كسي‌ كه‌ ظاهر حالش‌ نشان‌دهنده‌ فسق و فجور و شرارت‌ است‌. 4 ـ گمان‌ مباح: همچون‌ گمانه‌ زدن‌ در استنباط احكام‌ شرعي یا استنتاج احکام‌ فرعي‌ عملي‌ از راه‌ اجتهاد، و عمل‌ نمودن‌ به‌ گمان‌ غالب‌ در شكليات و ظاهر‌ نماز ـ كه‌ مثلا سه‌ ركعت‌ خوانده‌ است‌ يا چهار ركعت‌.

0 نظرات: