احاديثي در باب فضيلت جهاد در راه الله تعالي

حضرت انس از آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: براي مرد مسلمان دو چيز چنان‌اند كه هر يكي از آن دو از دنيا و ما فيها بهتر هستند؛ يكي توبه، دوّم جهاد في سبيل الله.
ارشاد گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم است: الله تعالي بر پنج نوع انسان فخر مي‌كند.
1- مجاهد। 2- فقير. 3- نوجوان متواضع. 4- ثروتمند مُنفِق بر غرباء ومنّت نه نهادن برآن‌ها. 5- گريه كننده از ترس خدا در خلوت.

از آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم مروي است: بعد از حجّ فرض يك بار جهاد كردن در راه خدا از هزار حجّ افضل است.( )
ارشاد گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم است: به‌زودي افرادي از امّت من با رضايت خويش و بدون مزد، جهاد مي‌كنند؛ براي آنان همانند صحابه‌ي من اجر مي‌رسد.( )
حضرت علي كرّم اللهُ وجهه مي‌فرمايد: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است: در بهشت چنان درختي موجود است كه از قسمت فوقاني آن جواهر و ياقوت بيرون مي‌شود و از قسمت پاييني آن، اسب طلايي با لگام وزين آراسته با جواهر و ياقوت بيرون مي‌آيد. آن اسب نه فضله دارد و نه پيشاب! داراي دو بال مي‌با‌شد. بال‌هاي آن تا جايي‌كه نگاه انسان مي‌رسد، درازاند. اهل بهشت بر اين گونه اسب‌ها سوار مي‌شوند و هرجا كه بخواهند پرواز مي‌كنند و به تفريح مي‌پردازند. آن‌گاه اهالي طبقه‌ي پايين بهشت عرض مي‌كنند: پروردگارا ! اين اعزاز بر اين بندگان به سبب چه عملي مي‌باشد؟! به آن‌ها پاسخ داده مي‌شود: اين‌ها در شب‌ها زماني نفل مي‌خواندند كه شما خواب بوديد. و در روزها زماني روزه مي‌گرفتند كه شما مي‌خورديد. و خرج مي‌كردند مال‌هاي‌شان را آن‌گاه كه شما بُخل مي‌ورزيديد. و در راه الله تعالي جهاد مي‌كردند در حالي كه شما بزدلي از خود نشان مي‌داديد.( )
سليمان بن أبان مي‌گويد: زماني‌كه رسول الله صلي الله عليه وسلم به مقصد غزوه‌ي بدر حركت كردند. سعد بن خَيثمه و پدرش خَيثمه هر دو قصد شركت در جنگ را داشتند. وقتي در جلوي آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم اين موضوع مطرح شد، آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: فقط يكي از شما دو نفر اجازه‌ي شركت در جهاد را دارد. آن دو قرعه كشي كردند. اسم سَعد در قرعه بيرون آمد. پدرش گفت: فرزند عزيزم! مرا ترجيح بده! سَعد گفت: پدر جان! راه بهشت است. اگر علاوه از اين چيزي ديگر مي‌بود حتماً تورا بر خودم ترجيح مي‌دادم. سَعد دراين غزوه با رسول الله صلي الله عليه وسلم به جهاد رفت و در آن شهيد گرديد. همچنين در سال بعد در غزوه‌ي اُحد پدرش نيز شهيد شد.( )
در كتب حديث داستان عمروبن جُموح مشهور است. وي پير مرد لنگي بود كه در غزوه‌ي بَدر مي‌خواست با مجاهدان همراه شود. امّا به وي اجازه‌ي شركت با آنان نرسيد. باز در غزوه‌ي اُحد با وجود ممانعت پسرانش و با وجود معذوريتي كه داشت به ميدان جنگ رفت. وي هنگام خروج به جهاد اين دعا را خواند: يا الله ! مرا ناكام به خانه بر مگردان. او بعد از بشارت( ) آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم سوگند ياد كرد كه امروز با اين پاي لنگ خود در بهشت قدم بگذارد. او در همان روز شهيد شد. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: او را در بهشت ديدم كه با پاي لنگش گشت مي‌زند.( )
از ابو المُنذر مروي است: شخصي در خدمت آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم حاضر شد و گفت: يا رسول الله! فلان شخص وفات كرده است، بر آن نماز جنازه بخوانيد! حضرت عمر2 فرمود: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! او شخصي فاسق بوده است شما بر او نماز جنازه نخوانيد! شخص اوّلي گفت: يا رسول الله! يك بار من (به همراهي شما در جهاد) تمام شب را نگهباني دادم او نيز در زمره‌ي نگاهبانان بود. رسول الله صلي الله عليه وسلم بلند شد و بر وي نماز جناز خواند و سپس با جنازه‌ي او تا قبرستان همراه شد تا آن‌كه او را دفن كردند.آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم سه مشت خاك بر قبر او ريخت و فرمود: مردم تو را بد مي‌گويند، در حالي‌كه من به خوبي تو را ياد مي‌كنم.! عمر2 پرسيد: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! اين گفتار شما بر مبناي چه چيزي است؟! آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: بگذار اي عمر! هركس در راه الله تعالي جهاد كند بهشت براي او واجب مي‌شود.( )
در غزوه‌ي بدر آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم دستور فرمود: پيش برويد به‌سوي آن بهشت كه عرض آن به اندازه‌ي آسمان‌ها و زمين است. (يعني خيلي بزرگ است) عُمير بن حمام2 گفت: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! بهشتي به اندازه‌ي بزرگي آسمان و زمين؟! آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: آري! عُمير از روي خوشحالي گفت: «به به» آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم پرسيد: «به به» براي چه؟! وي گفت: به اميد اين‌كه از اهل آن باشم. آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: يقيناً تو بهشتي هستي! عُمير مقداري خرما از كيسه‌ي خود بيرون آورد و شروع به خوردن آن‌ها كرد. بعد گفت: اگر به اندازه‌ي خوردن اين خرماها زنده بمانم اين حيات طولاني‌اي است. (براي ورود به بهشت خيلي دير مي‌شود) بنابر اين خرماها را انداخت و جنگيد تا آن‌كه به شهادت رسيد.( )
معاذ بن جبل2 مي‌فرمايد: در روز قيامت ندا دهنده‌‌اي اين ندا را سر مي‌دهد: كساني‌كه در راه الله تعالي ترس و خوف ديده‌اند بلند شوند! مجاهدان با شنيدن اين ندا (براي دخول به بهشت) بلند مي‌شوند و با آن‌ها كسي ديگر همراه نمي‌شود.( )
علي ابن بكار; مي‌گويد: زماني كه مردم روز قيامت دارند حساب پس مي‌دهند، مجاهدان با هم حلقه مي‌زنند و درباره‌ي جهاد با همديگر مذاكره مي‌كنند.( )
ابو هريره2 از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: فتنه‌ها همانند شب تاريك شما مردم را فرا مي‌گيرند. از آن فتنه‌ها از همه محفوظ‌تر آن كسي است كه بر قُله‌ي (يا دامن) كوهي محصول گله‌ي گوسفندان خود را مي‌خورد. يا آن شخصي است كه لگام اسب خود را گرفته (مصروف جهاد) باشد و از محصول شمشيرش استفاده مي‌كند.( )
مكحول; مي‌فرمايد: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: زماني رزق اين امّت در سُم اسب‌ها و نوك نيزه‌ها گذاشته شده است كه به زراعت مشغول نشوند. وقتي آن‌ها به زراعت مشغول شوند، مانند عموم مردم قرار مي‌گيرند.( )
زيد بن أسلم2 مي‌گويد: آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: جهاد كنيد تندرستي و غنيمت به‌دست مي‌آوريد.( )

0 نظرات: