شيعيان خبيث در كتابهاي خود مي نويسند قرآن عظيم الشان تحريف شده است

الحمدالله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله و صحبه و ازواجه الاطهار امهات المومنين
اما بعد : دوستان و عزيزان من موضوع بحث امروز ما در مورد كفريت شيعه مي باشد
يك دليل مهم براي اثبات كفريت شيعه
شيعيان خبيث در كتابهاي خود مي نويسند قرآن عظيم الشان تحريف شده است
هيچ شكي نيست كه قرآن كتاب خداست و معجزه جاودان رسالت و نبوت پيامبر خدا حضرت محمد صلي الله عليه و سلم مي باشد و خداوند قرآن را براي هدايت و راهنمايي بشر نازل كرده است و قرآن برنامه هدايتگر مردم به صلاح امور دين و دنياي آنهاست كه آنان را از تاريكي و ظلمات به نور وروشني تا روز قيامت رهنمون شده و آنان را به راه راست هدايت مي نمايد.
به اعتقاد همه مسلمانان قرآن با نقل متواتر ،بطور نوشته و شفاعي نسل از نسل بدون هيچ گونه تغيير و تبديلي به ما رسيده است و حفاظت از اين كتاب عظيم را خود پروردگار جهانيان بر عهده گرفته است چنانچه الله (ج) مي فرمايد { انا نحن نزلناالذ كرو انا له لحافظون }....يعني :ما قرآن را نازل كرديم و همانا ما نگهدار آنيم - به اعتقاد علماي اسلام هر كس كوچكترين شكي در كلام الله بودن آيه هاي قرآني داشته باشد و يا يك لفظ از قرآن را انكار نمايد يا بگويد آيه اي به قرآن افزوده شده است و يا چيزي از آن كم شده است و يا الفاظي تغيير داده شده اند از دائره اسلام خارج شده و كافر مي گردد.
شيعيان طبق اظهارات كتابهاي معتبر و اقوال آخوندهاي بزرگ و ملعون اين فرقه اعتقاد دارند قرآن عظيم مورد تحريف قرار گرفته است يعني آيه هايي از قرآن حذف شده است و آيه هايي به قرآن افزوده شده است و علماي شيعه تحريف قرآن را نه به عنوان روات بلكه به عنوان يك عقيده مسلم و قطعي در كتابهايشان بيان كرده اند.
چنانچه عالم شيعه ملا باقر مجلسي در كتابش (مرآه العقول من شرح اخبار آل الرسول در شرح حدبث هشام بن سالم از ابي عبدالل (عليه السلام )روايتي نقل كرده كه جعفر صادق فرمودند :همانا قرآني كه جبريل (عليه السلام )براي حضرت محمد (ص)آور هفده هزار آيه بود :مرآه العقول من شرح اخبار آل الرسول : جلد دوازدهم – ص525.
ادامه دارد..........
سپاه صحابه ايران

زیباترین


زیباترین معشوق : الله


زیباترین بانگ : الله اکبر


زیباترین ستون : نماز


زیباترین آواز : اذان


زیباترین خانه : کعب


زیباترین مرگ : شهادت


زیباترین عمل : عدالت


زیباترین اغوش : آغوش مادر
زیباترین دعا : ربنا


زیباترین دوست : کتاب


زیباترین لحظه : پیروزی


زیباترین رحمت : باران
زیباترین تشکر : جزاکم الله خیرا


زیباترین حرف : حق
زیباترین کسب : کسب علم


زیباترین زینت : ادب
زیباترین ناله : نیایش


زیباترین کلمه : محبت
زیباترین نیکی : نیکی به پدر و مادر


زیباترین دین : اسلام
زیباترین ذکر : سبحان الله و بحمده و لااله الا الله



خاطرات روزانه ابوعمار

تبعیض و ظلم در اداره ی ثبت احوال رژیم در بلوچستان

سالهاست که اداره ثبت احوال استان پیش شرایطی را برای ثبت واخذ شناسنامه جلوی روی مردم بلوچ گذاشته که کاملا مخالف با عرف و فرهنگ اسلامی و بلوچی است واین مسئله برای مردم به صورت یک معضل بزرگ تبدیل شده است.
اگر نسبت به این مسله اعتراض کنند ازطرف وزارت اطلاعات و یاسایر نهادهای حکومتی تحت پیگرد قرار میگیرند وبه جرم اخلال در امنیت ویا وصله نمودن سایر انگهای که اصلا ربطی به موضوع ندارند مورد آزار و اذیت ودر آخر آزاد ویا برای مدتی به حبس می افتند.
درحالیکه مردم برای اخذ شناسنامه به اداره مربوطه مراجعه میکنند اداره از ثبت وپذیرش نامهای دلخواه مردم بشدت جلوگیری میکند ومردم باید از روی لیستی که انها تنظیم نموده اند انتخاب اسم نمایند که کلا اسمهایی بیگانه بافرهنگ اسلامی وبلوچی است. در حالیکه فرهنگ واداب ورسوم یک ملت وقوم نشانه پیشینه تاریخی انها محسوب میشود .ما این نکته را بایددرنظرداشته باشیم که برای نابودی یک ملت همین قدر کافی است که هویت قومی وملی انها را نابود کرد . شما اگر نگاه کنیدحتی درکشورهاییکه مهد سکولاریسم الحادی هستند چنین برخوردی با سایر اقلییتهای دینی نمی شود .
وقتی نام، لهجه ، اداب وفرهنگ یک ملت ازاو گرفته شود دیگر چیزی برای اثبات هویت خویش ندارد .
نباید هیچ گاه ظلم راکوچک و یا نسبت به ان بی اهمیت باشیم چرا که تمامی ظلمها ابتدا بصورت کوچک جلوه نموده اند سپس تبدیل به یک معضل بزرگ شده اند.....
سعید بلوچ

اطلاعيه جديد سپاه صحابه ايران تكذيب خبر دستگيري مبارزين سپاه صحابه ايران

بدينوسيله سپاه صحابه ايران خبر دستگيري يكي از مبارزين سپاه صحابه توسط رژيم دروغگو آخوندي را تكذيب مي كند.
چند روز پيش رسانه هاي رژيم از دستگيري يكي از مبارزين سپاه صحابه به نام الله داد معروف به مجيد كه مزدور رژيم( دادي زنگيزهي - ريگي) و( نيك عمل شه بخش) را به هلاكت رسانده بود اعلام كردند سپاه صحابه اين خبر را دروغي بيش نمي داند.
آري اين خبر دروغ ضعف و ناتواني رژيم را نشان مي دهد رژيم از اين كه جرعت رودر رو شدن با مبارزين را ندارد و نمي تواند كاري كند شروع كرده به دروغ پردازي الحمدالله مبارزين سپاه صحابه در كمال سحت و سلامت در پايگاهاي خود در كوهستانهاي بلوچستان بسر مي برند.
مزدوران جمهوري بظاهر اسلامي جوانان بيگناه اهلسنت را دستگير و به سياه چالهاي وزارت اطلاعات انتقال مي دهند وسپس انقدر شكنجه مي كنند كه هر چي مي گويند قبول مي كند و بعد از چند روز اعدام مي شود سنگ كه سنگه اگر بكوبند ش صدا مي دهد چندين جوان بلوچ بر اثر شكنجه حافظه خود را بكلي از دست داده اند.
سپاه صحابه ايران

وقتی یه آخوند شیعه داره دروغ می گه باید یه جوری روش پرده بکشه تا کسی نفهمه



کمک فکری



احمدی نژاد : رهبر در سال 88 بخاطر منافع خود از من حمایت کرد

یک منبع خبری نزدیک به اصولگرایان اعلام کرد محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران همچنان بر موضع قبلی خود مبنی بر برکناری حیدر مصلحی وزیر اطلاعات پافشاری کرده است و حاضر نیست با وی همکاری کند.بر اساس گزارش سایت " الف " احمدی نژاد هنوز از مصلحی که چندی پیش با حکم حکومتی خامنه ای رهبر ایران در وزارت اطلاعات ابقا شد، برای حضور در هیات دولت دعوت نکرده است. وزیر اطلاعات ایرانی همچنان به سفر استانی هیات دولت به کردستان نیز دعوت نشده است.
بنا بر این گزارش استدلال احمدی نژاد این است که وزیر اطلاعات عملکرد ضعیفی در این وزارتخانه داشته است و اجازه نداده که تیم مدیریتی این مجموعه با دولت همراه شود
در روزهای اخیر موضوع کنار گذاشتن مصلحی از وزارت اطلاعات به موضوع تنش میان اصولگرایان حاکم بر ایران تبدیل شده است.
در همین راستا سایت الف فاش کرد احمدی نژاد در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاری ها بیان داشت : رهبری بخاطر منافع خود در انتخابات 88 از من حمایت کرد.

احاديثي در باب فضيلت جهاد در راه الله تعالي

حضرت انس از آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: براي مرد مسلمان دو چيز چنان‌اند كه هر يكي از آن دو از دنيا و ما فيها بهتر هستند؛ يكي توبه، دوّم جهاد في سبيل الله.
ارشاد گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم است: الله تعالي بر پنج نوع انسان فخر مي‌كند.
1- مجاهد। 2- فقير. 3- نوجوان متواضع. 4- ثروتمند مُنفِق بر غرباء ومنّت نه نهادن برآن‌ها. 5- گريه كننده از ترس خدا در خلوت.

از آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم مروي است: بعد از حجّ فرض يك بار جهاد كردن در راه خدا از هزار حجّ افضل است.( )
ارشاد گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم است: به‌زودي افرادي از امّت من با رضايت خويش و بدون مزد، جهاد مي‌كنند؛ براي آنان همانند صحابه‌ي من اجر مي‌رسد.( )
حضرت علي كرّم اللهُ وجهه مي‌فرمايد: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است: در بهشت چنان درختي موجود است كه از قسمت فوقاني آن جواهر و ياقوت بيرون مي‌شود و از قسمت پاييني آن، اسب طلايي با لگام وزين آراسته با جواهر و ياقوت بيرون مي‌آيد. آن اسب نه فضله دارد و نه پيشاب! داراي دو بال مي‌با‌شد. بال‌هاي آن تا جايي‌كه نگاه انسان مي‌رسد، درازاند. اهل بهشت بر اين گونه اسب‌ها سوار مي‌شوند و هرجا كه بخواهند پرواز مي‌كنند و به تفريح مي‌پردازند. آن‌گاه اهالي طبقه‌ي پايين بهشت عرض مي‌كنند: پروردگارا ! اين اعزاز بر اين بندگان به سبب چه عملي مي‌باشد؟! به آن‌ها پاسخ داده مي‌شود: اين‌ها در شب‌ها زماني نفل مي‌خواندند كه شما خواب بوديد. و در روزها زماني روزه مي‌گرفتند كه شما مي‌خورديد. و خرج مي‌كردند مال‌هاي‌شان را آن‌گاه كه شما بُخل مي‌ورزيديد. و در راه الله تعالي جهاد مي‌كردند در حالي كه شما بزدلي از خود نشان مي‌داديد.( )
سليمان بن أبان مي‌گويد: زماني‌كه رسول الله صلي الله عليه وسلم به مقصد غزوه‌ي بدر حركت كردند. سعد بن خَيثمه و پدرش خَيثمه هر دو قصد شركت در جنگ را داشتند. وقتي در جلوي آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم اين موضوع مطرح شد، آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: فقط يكي از شما دو نفر اجازه‌ي شركت در جهاد را دارد. آن دو قرعه كشي كردند. اسم سَعد در قرعه بيرون آمد. پدرش گفت: فرزند عزيزم! مرا ترجيح بده! سَعد گفت: پدر جان! راه بهشت است. اگر علاوه از اين چيزي ديگر مي‌بود حتماً تورا بر خودم ترجيح مي‌دادم. سَعد دراين غزوه با رسول الله صلي الله عليه وسلم به جهاد رفت و در آن شهيد گرديد. همچنين در سال بعد در غزوه‌ي اُحد پدرش نيز شهيد شد.( )
در كتب حديث داستان عمروبن جُموح مشهور است. وي پير مرد لنگي بود كه در غزوه‌ي بَدر مي‌خواست با مجاهدان همراه شود. امّا به وي اجازه‌ي شركت با آنان نرسيد. باز در غزوه‌ي اُحد با وجود ممانعت پسرانش و با وجود معذوريتي كه داشت به ميدان جنگ رفت. وي هنگام خروج به جهاد اين دعا را خواند: يا الله ! مرا ناكام به خانه بر مگردان. او بعد از بشارت( ) آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم سوگند ياد كرد كه امروز با اين پاي لنگ خود در بهشت قدم بگذارد. او در همان روز شهيد شد. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: او را در بهشت ديدم كه با پاي لنگش گشت مي‌زند.( )
از ابو المُنذر مروي است: شخصي در خدمت آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم حاضر شد و گفت: يا رسول الله! فلان شخص وفات كرده است، بر آن نماز جنازه بخوانيد! حضرت عمر2 فرمود: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! او شخصي فاسق بوده است شما بر او نماز جنازه نخوانيد! شخص اوّلي گفت: يا رسول الله! يك بار من (به همراهي شما در جهاد) تمام شب را نگهباني دادم او نيز در زمره‌ي نگاهبانان بود. رسول الله صلي الله عليه وسلم بلند شد و بر وي نماز جناز خواند و سپس با جنازه‌ي او تا قبرستان همراه شد تا آن‌كه او را دفن كردند.آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم سه مشت خاك بر قبر او ريخت و فرمود: مردم تو را بد مي‌گويند، در حالي‌كه من به خوبي تو را ياد مي‌كنم.! عمر2 پرسيد: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! اين گفتار شما بر مبناي چه چيزي است؟! آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: بگذار اي عمر! هركس در راه الله تعالي جهاد كند بهشت براي او واجب مي‌شود.( )
در غزوه‌ي بدر آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم دستور فرمود: پيش برويد به‌سوي آن بهشت كه عرض آن به اندازه‌ي آسمان‌ها و زمين است. (يعني خيلي بزرگ است) عُمير بن حمام2 گفت: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ! بهشتي به اندازه‌ي بزرگي آسمان و زمين؟! آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: آري! عُمير از روي خوشحالي گفت: «به به» آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم پرسيد: «به به» براي چه؟! وي گفت: به اميد اين‌كه از اهل آن باشم. آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: يقيناً تو بهشتي هستي! عُمير مقداري خرما از كيسه‌ي خود بيرون آورد و شروع به خوردن آن‌ها كرد. بعد گفت: اگر به اندازه‌ي خوردن اين خرماها زنده بمانم اين حيات طولاني‌اي است. (براي ورود به بهشت خيلي دير مي‌شود) بنابر اين خرماها را انداخت و جنگيد تا آن‌كه به شهادت رسيد.( )
معاذ بن جبل2 مي‌فرمايد: در روز قيامت ندا دهنده‌‌اي اين ندا را سر مي‌دهد: كساني‌كه در راه الله تعالي ترس و خوف ديده‌اند بلند شوند! مجاهدان با شنيدن اين ندا (براي دخول به بهشت) بلند مي‌شوند و با آن‌ها كسي ديگر همراه نمي‌شود.( )
علي ابن بكار; مي‌گويد: زماني كه مردم روز قيامت دارند حساب پس مي‌دهند، مجاهدان با هم حلقه مي‌زنند و درباره‌ي جهاد با همديگر مذاكره مي‌كنند.( )
ابو هريره2 از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: فتنه‌ها همانند شب تاريك شما مردم را فرا مي‌گيرند. از آن فتنه‌ها از همه محفوظ‌تر آن كسي است كه بر قُله‌ي (يا دامن) كوهي محصول گله‌ي گوسفندان خود را مي‌خورد. يا آن شخصي است كه لگام اسب خود را گرفته (مصروف جهاد) باشد و از محصول شمشيرش استفاده مي‌كند.( )
مكحول; مي‌فرمايد: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: زماني رزق اين امّت در سُم اسب‌ها و نوك نيزه‌ها گذاشته شده است كه به زراعت مشغول نشوند. وقتي آن‌ها به زراعت مشغول شوند، مانند عموم مردم قرار مي‌گيرند.( )
زيد بن أسلم2 مي‌گويد: آن‌حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: جهاد كنيد تندرستي و غنيمت به‌دست مي‌آوريد.( )

تصویری زیبا از شهید عبدالرحیم براهوئی (عبدالحمید جان)

از حضرت سمره(رض)روایت شده که رسول خدا(ص) فرمودند:
دیشب دیدم که دو مرد نزد من آمدند و مرا از درختی
بالا برده وبه خانه ای داخل کردند که
بسیار نیکو و زیبا بود و هرگز
زیباتر از آن را ندیده بودم
،آن دومرد گفتند:
این خانه ی شهدا است.

صحابه‌ و روابطشان‌ با خاندان‌ پیامبر [بخش اول]

خداوند متعال‌ می‌فرمایند: «من‌ المؤمنین‌ رجال‌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه‌ فمنهم‌ من‌ قضی‌ نحبه‌ و منهم‌ من‌ ینتظر، و ما بدلوا تبدیلاً»[احزاب:23]؛ برخی‌ از آن‌ مؤمنان‌ بزرگ‌‌مردانی‌ هستند كه‌ به‌ عهد و پیمانی‌ كه‌ با خدا بستند كاملاً وفا كردند، و برخی‌ بر آن‌ عهد ایستادگی‌ كردند تا در راه‌ خدا شهید شدند و برخی‌ دیگر در انتظار مقاومت‌ هستند و عهد خود را تغییر ندادند.
امروزه‌ اقوام‌ و ملل‌ دنیا برای‌ زنده‌ كردن‌ تمدنهای‌ مرده‌ خود سعی‌ و كوشش‌ می‌كنند، آنهایی‌ كه‌ گذشته‌ای‌ تاریك‌ داشتند در صدد روشن‌ كردن‌ حال‌ و آینده‌ای‌ درخشانند. حتی‌ بعضی‌ طبقات‌ و گروهها از افرادی‌ تجسم‌ (اسطوره‌ای‌) عینی‌ ساخته‌ برای‌ جامعه‌ خود افتخار می‌آفرینند.
اما مسلمانان‌ كه‌ دارای‌ گذشته‌ای‌ افتخارآفرین‌ و اظهر من‌الشمس‌ هستند متأسفانه‌ تاریخ‌ درخشان‌ و قهرمانان‌ تاریخ‌ساز خود، یعنی‌ همان‌ مردانی‌ را كه‌ تاریخ‌ پرشكوه‌ اسلام‌ را رقم‌ و آن‌ را جاودانه‌ كرده‌اند، به‌ فراموشی‌ سپرده‌اند و در واقع‌ امروز بیش‌ از هر زمان‌ به‌ این‌ رادمردان‌ تاریخ‌ و الگوهای‌ زنده‌ نیاز داریم‌. آنانی‌ كه‌ تحت‌ سخت‌ترین‌ شرایط‌ از عقیده‌ و كیان‌ اسلام‌ پاسداری‌ نمودند و در راه‌ دعوتی‌ كه‌ بدان‌ ایمان‌ داشتند با عشق‌ و اخلاص‌ كامل‌ پروانه‌وار جان ‌باختند و خشت‌های‌ اولیه‌ ایمان‌ را بنا نهادند و با شهادت‌ خویش‌ در برابر تهاجم‌ زورگویان‌ از اسلام‌ دفاع‌ نمودند تا این‌ كور سو به‌ خورشیدی‌ جهانتاب‌ مبدل‌ گردید.
ما درصدد هستیم‌ در این‌ مقاله‌ كه‌ ابتدا بطور خلاصه‌ و كوتاه‌ فضایل‌ خلفای‌ راشدین‌ و خویشاوندان‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ یاری‌ خداوند متعال‌ بیان‌ نموده‌، سپس روابط‌ فیمابین‌ آن‌ فداییان‌ اسلام‌ را كه‌ برگرفته‌ از كتابهای‌ فریقین‌ ـ شیعه‌ و سنی‌ـ است‌ تقدیم‌ خوانندگان‌ محترم‌ كنیم‌.
اینك‌ مناقب‌ و فضایل‌ آن‌ جانثاران‌ اسلام‌ را از گفته‌های‌ گرانبهای‌ نبی‌ اكرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.
ادامه مطلب

دستگيري و بازداشت يک روحاني اهل سنت ايرانشهري

بنا به گزارش رسيده از اعضاي "انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان" مامورين امنيتي و اطلاعاتي حدود يکماه پيش (اوايل فروردين) به منزل يک روحاني اهل سنت ايرانشهري (مولانا رحيم بخش اربابي) يورش برده و وي را دستگير وبه اداره اطلاعات زاهدان منتقل ميکنند
مولانا رحيم بخش اربابي ساکن ايرانشهر ميباشد و مسئوليت يکي از مساجد منطقه نوک آباد در ايرانشهر را برعهده داشته است
خانواده مولانا رحيم بخش بعد از پيگيرهاي زياد موفق به ارتباط وصحبت با اداره اطلاعات زاهدان شده اند. اداره اطلاعات زاهدان به نزديکان وي گفته اند مولانا رحيم بخش متهم به نگهداري اسلحه ميباشد درمنزل وي اسلحه يافت شده است.
انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان
منبع:رادیوء بلوچی

بلوچستان، دستگیری های فله ای مردم در آستانه ورود احمدی نژاد به بهانه تامین امنیت!

بار دیگر ریس جمهور خود خوانده جمهوری اسلامی محمود احمدی نژاد قدم بر خاک بلوچستان گذاشت او و همه اطرافیانش خوب می دانند احدی در این سرزمین سراسر مرید پیامبر و صحابه برای او فرش قرمز که پهن نکرده است هیچ، شدیدا هم از او که دشمن میهن و مسلمین است متنفرند و هر بار هم پس از سفر او بر میزان و شدت این انزجار و نفرت افزوده میشود.
پس به راستی هدف او از این آمدنها و قدم رنجه فرمودنها چیست؟!
هر چه هدف او هست یا نیست بماند برای خودش اما تاثیر این سفرها تاکنون برای مردم منطقه چیزی جز نکبت ونقمت نبوده است که به برخی ازعواقب آن به صورت تیتروار می‫پردازم
دستگیریهای گسترده و فله ای مردم از عوام و خواص در آستانه ورود احمدی نژاد به بهانه تامین امنیت!!
تعطیلی مدارس و ادارات و حضور و غیاب دانش آموزان و کارمندان در کنار صف پاسداران و بسیجیان و… برای ایجاد سیاهی لشکر گسترده در برابر دوربینهای حکومتی!!
تحقیر اهل سنت و تمسخر عقاید حقه ایشان و بی اعتنایی به علما بخصوص رهبر اهل سنت ایران!!
اقدام به تهدید و ارعاب اهل سنت در سخنرانی ها و با رفتارهای خشونت بار ماموران و…
ایجاد روحیه در وابستگان و مزدوران با حاتم بخشی های فراوان از کیسه ملت!!
افتتاح های نمایشی و یک بار مصرف صرفا جهت پخش قسمت های جدید سریال روبانهای پاره!!
جمع آوری نامه های فراوان و دادن سله در راستای گسترش فرهنگ گدا پروری!!
در این دنیا پهناور و با بالا رفتن رشد فرهنگی و عقلی ملت ها چه عجب است که هنوز می‫بینی رهبران خود باور ملت ما هنوز رشد نکرده‫، با عقل های قرون وسطایی تصور می‫کنند ملت ها زرخرید پدری آنهایند، که به ارث برده‫ اند!
نه احمدی نژاد، ونه جناب ولی فقیه او سر سوزنی در دلهای مردم غیور و وطن دوست بلوچستان نه جایی دارند و نه مکانت و احترامی.
پرسش اینجاست که چطور ملت بلوچی که قلب هایی به وسعت صحراهای بی ساحل، و صبر و متانت و بزرگمردی و رشادت و انسان دوستی آنان زبان زد خاص و عام است از رهبران کشور خود چنین نفرت دارند؟!
و حتما جوابش در میدان عمل بر کسی پوشیده نیست! جواب این پرسش در پرسشی حیران نهفته است:
مگر بلوچ ها از این نظام نفرت انگیز و ضد انسانی ولایت فقیه چه خیری دیده‫ اند که آنرا دوست داشته باشند؟!
دست کرم و سخاوت بیت رهبری ( یا خانه اشباح) برای این استان جز؛ تبعیض نژادی، فقر و فحشا، اعتیاد و بیکاری، گسترش فرهنگ مزخرف تشیع صفوی با حربه زر و زور، کشتار جوانان بیگناه، سربریدن علما و دانشمندان فداکار، تفرقه اندازی و… چه ارمغان های دیگری داشته؟!
سنی نیوز

دولتی که در دهان امام زد

در جنگِ ماندن و رفتنِ وزیر اطلاعات کار به لشکر کشی کشیده. نیروهای آقا اعم از پاچه‏گیر و سیاهکارو کرکری‏خوان به وظایف خود عمل کرده‏اند. از کفن پوشان که خبری نیست برای مهمِ سرکوب، به سوریه اعزام شده‏اند. نیروهای دولت که در نبرد با ملت در جاخالی دادن متخصص شده‏اند تا اینجا با ویراژ در رفته‏اند. سنگپرانیهای مکتبی آنها هم هیچ سر عمامه پیچیده‏ای را نشکسته. آبرویی وجود ندارد که دو طرف نگران ریختن یا ماندنش باشند.
حالا با اینهمه کُشتی، مهم نیست وزیر اطلاعات بماند یا برود مهم اینجاست نظامی که امام‏اش فریاد می‏زد در دهان دولت می‏زند، دولتِ خودش در دهانِ امام‏اش زد।
عبدالقادر بلوچ

صداوسیمای ایران بسیاری مخاطبان خود را از دست داده است

یک تحقیق رسمی از افزایش میزان استفاده مردم در شبکه‌های ماهواره‌ای خبر می‌دهد و تاکید می‌نکد که رسانه ملی تا از دست دادن همه مخاطبان فاصله چندانی ندارد.
به گزارش کلمه، براساس یک گزارش تحلیلی که توسط مرکز پژوهش‌های صدا و سیما در اسفند ۸۹ تهیه شده، میزان مراجعه مردم به شبکه های ماهواره‌ای به میزان زیادی افزایش یافته است.
در این گزارش تصریح شده که در گذشته بیشترین مراجعه از سوی طبقه متوسط شهری بوده، در حالی که در ماههای اخیر موج استفاده از ماهواره به مناطق حاشیه‌ای و محروم، به‌ویژه در شهرستان‌ها و روستاها، نیز رسیده است.
بر اساس این گزارش، تعدد شبکه‌های ماهواره‌ای و تنوع برنامه‌های آنها موجب شده تا این شبکه‌ها طیف وسیعی از مخاطبان را به خود جذب کنند.
نویسندگان این گزارش همچنین تبعات و آسیب‌های فرهنگی ناشی از این وضعیت را مطرح کرده و بر ضرورت چاره‌اندیشی در این زمینه تاکید کرده‌اند.
این در حالی است که برخی کارشناسان صداوسیما و نخبگان حوزه رسانه معتقدند رسانه ملی نه تنها بسیاری مخاطبان خود را از دست داده، که هیچ‌گونه توانی برای حفظ مخاطبان باقی‌مانده فعلی خود نیز ندارد.
این دسته از صاحب نظران که نظر آنها در تابستان ۸۹ به اطلاع مسئولان صدا و سیما نیز رسیده است، صریحا اعلام کرده‌اند که رسانه ملی تا از دست دادن همه مخاطبان فاصله چندانی ندارد.

عقب نشینی بشار اسد و ادامه تظاهرات مردم در سوریه

به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه، دولت جدید این کشور امروز سه لایحه مهم را که در چارچوب برنامه اصلاحات بشار اسد رئیس جمهوری سوریه قرار می گیرد، تصویب کرد.
این سه لایحه شامل لغو قانون حالت فوق العاده ، لغو دادگاه عالی امنیت ملی و موافقت با تظاهرات مسالمت آمیز هستند.
لغو قانون وضع فوق العاده یکی از مهمترین مطالبات مردم در تظاهرات اعتراضی اخیر بوده است.
بشار اسد شنبه گذشته در نخستین جلسه هیات دولت جدید سوریه، هفته آینده را ضرب الاجل تصویب این لایحه اعلام کرده بود.
گفتنی است، قانون فوق العاده همزمان با به قدرت رسیدن حزب بعث سوریه در سال 1963 اعمال شده بود که بر مبنای آن تجمع مردم ممنوع اعلام شده است.
همچنین نیروهای امنیتی به موجب این قانون می توانند بدون طی کردن مراحل قانون و رعایت چارچوب قضائی، مظنونان را بازداشت کنند؛ آنان با استناد به این قانون می توانند عملکرد رسانه ها را زیر نظر می گیرند.
دادگاه عالی امنیت ملی در سوریه اختصاص به رسیدگی به پروند فعالان سیاسی داشت و درخارج از چارچوب قوه قضائیه احکام سنگین خود را در حق بازداشت شدگان صادر می کرد.
تصویب قانونی برای آزاد اعلام شدن تظاهرات نیز از جمله خواسته های معترضان در مناطق مختلف سوریه بود.
این سه لایحه را دولت سوریه بزودی به مجلس این کشور تقدیم خواهد کرد، که پس از تصویب به قانون تبدیل شده و سپس با امضا و تایید رئیس جمهور اجرایی خواهد شد.
CNN:عقب نشینی بشار اسد و ادامه تظاهرات مردم در سوریه




نمايش قوطی روغن نباتی (با راننده) در روز ارتش

آخه اين قراضه چيه؟ قوطی نوشابه صد برابر اين جذبه داره. اين است دست آورد هسته ای؟ بعد ميگيم سماور ميفرستن فضا ميگن نه!!! ما خيلی پيشرفته ايم! کار دستی يک بچه دبستانی از اين بهتر در ميآد.

خاطرات آيت شیطان خامنه اي

اتقوا الله - از خدا بترسید


حضرت امام حسن بصری رحمه الله تعالی علیه می فرماید :


پنج چیز نشانه ی تباهی قلب هستند


1 – به امید توبه گناه کردن


2 – تحصیل علم وعمل نکردن


3 – نبودن اخلاص در اعمال


4 – خوردن رزق وشکر نکردن


5 – از دفن کردن مردگان عبرت نگرفتن

دختر اهواز در مصاحبه تصویری اینترنتی : 15 نفر در روز خشم کشته شدند

العربیه. نت برای دومین بار توانست سانسور رسانه ای شدید در اهواز را بشکند و یک مصاحبه اینترنتی با یک فعال حقوق بشری در اهواز انجام دهد. در این مصاحبه فعال حقوق بشری به دلایل امنیتی صورت خود را پوشانده بود و خود را " دختراهواز " معرفی کرد . او با اشاره به تحولات جاری در این منطقه عرب نشین تاکید کرد نیروهای امنیتی تظاهرات مردم را به شدت سرکوب کردند. این مصاحبه در شرایطی انجام شد که مناطق عرب نشین در اهواز از 15 آوریل تاکنون شاهد قیام مردمی بوده است. " دختر اهواز " تاکید کرد این منطقه شرایط سختی پشت سر می گذارد و نیروهای امنیتی مختلف از جمله نیروهایی که با نام " سوسک " شناخته می شوند این منطقه را به محاصره درآورده و تظاهرات اعتراضی مردم را به شدت پراکنده کردند." این فعال حقوق بشری اعلام کرد تاکنون حدود 15 نفر کشته و دهها تن زخمی شدند. در همین حال روابط عمومی " جوانان 15 آوریل " که برای برگزاری تظاهرات فراخوان داده بود تاکید کرد به دلیل گسترده بودن این دستگیری ها تعداد بازداشت شدگان مشخص نیست اما منابع محلی از بازداشت هزاران تن خبر دادند. فعال حقوق بشر اهوازی از جامعه عرب خواست برای رهایی مردم اهواز از سرکوب گسترده نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شوند. " دختر اهواز " تاکید کرد هیچ نوع رسانه ارتباطی برای انتقال اخبار تحولات جاری دراهواز حضور ندارند و جوانان انقلاب 15 آوریل به شکل خودجوش از حوادث جاری بوسیله تلفن های همراه فیلم و تصویر تهیه می کنند." او تاکید کرد اغلب مردم اهواز در " روز خشم " در شهرها و روستاهای منطقه به خیابان آمدند و این اقلیم اوضاع انسانی ناگواری را پشت سر می گذراند.

مبارزه مسلحانه تنها راه علاج رژیم آخوندی است

رژیم آخوندی روزبه روز بر ظلم و ستم خود علیه ملتهای ایران بیشتر میکند ، اعدام را منجی نظام خود میداند ، آخوندها را همه ی کاره ی مملکت بار آورده است ، زندانها را از جوانان بیگناه پر کرده است ، میخواهد به جهانیان نشان دهد که من فرعون جهانم ، هر کس اعتراضی بر این رژیم بکند باید منتظر مرگ بماند ، در لحظات اولیه جنایتکاران خامنه ای با چماق و باتوم آماده میشوند. پس تنها راه علاج این رژیم فاسد مبارزه ی مسلحانه است ، از مبارزین بلوچستان و سایر ملت ایران میخواهد که بر عملیاتهای مسلحانه ی خود علیه خامنه ای و ایادی اش افزایش دهند و این رژیم خونخوار را از صفحه ی هستی جهان محو کننید تا باشد ایرانی آزاد داشته باشیم।

علی محمدی از زاهدان

دروغ های شاخدارآخوند حکومتی:خامنه ای هنگام خروج از رحم مادرش یا علی گفت

قبض‌های گاز در داخل قبر خمینی!

برخی گزارش‌های تایید نشده از تهران حاکی است در جدید ترین شیوه اعتراضی، برخی از شهروندان تهرانی برگه‌های قبض گاز خود را به نشانه اعتراض به داخل قبر خمینی در بهشت زهرا تهران انداخته‌اند که می‌تواند در پاسخ به ادعای ۳۲ سال پیش او که می‌گفت آب و برق را مجانی می‌کند باشد.
علی رغم گذشت دو هفته از ماجرای افزایش قبض گاز مصرفی در ایران و صدور قبض‌های عجیب و غریب برای خانوارها به ویژه مجتمع‌های آپارتمانی که به گفته مردم ارقام میلیونی آن سربه فلک کشیده است و اعتراضات مختلف مردم و برخی مسئولین و نمایندگان مجلس به نظر می‌رسد، مسوولان «شرکت ملی گاز ایران» هنوز پاسخی به شکایات مردمی در استان‌های مختلف کشور نداده‌اند.
از سوی دیگر بسیاری از مشترکین گاز مصرفی نیز کماکان از پرداخت قبوض گاز خود امتناع می‌کنند و با تجمع در شرکت گاز منطقه خود به طرح شکایات می‌پردازند و در انتظار تصمیم مسئولان دولتی در این زمینه هستند.
اما برخی گزارش‌های شهروندی از تهران حاکی است در جدید ترین شیوه اعتراضی، برخی از شهروندان تهرانی برگه‌های قبض گاز خود را به نشانه اعتراض به داخل ضریح قبر خمینی در بهشت زهرا تهران انداخته‌اند.
شاید انگیزه ی این شیوه از اعتراض شهروندان به افزایش بی رویه هزینه گاز،برق،آب و تلفن کنایه ای است به وعده های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در سالهای ابتدایی انقلاب سال ۵۷ مبنی بر مجانی کردن آب و برق و اتوبوس.
وعده‌هایی که همچون بسیاری دیگر با گذشت بیش از ۳۲ سال از عمر جمهوری اسلامی هرگز تحقق پیدا نکرد.
خمینی در آن ایام در سخنانی با اشاره به خدماتی که در حکومت آینده ایران به مردم ارائه خواهد شد اعلام کرده بود: «آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم، یکی از اموری که باید بشود، همین معناست که خواهد شد،این دارایی از غنائم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین، و من امر کرده‌ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد و پس از این هم تخفیف های دیگر در امور خواهد حاصل شد، لکن یک قدری باید تأمل کنیم، به این نغمه های باطل گوش نکنیم...»

اطلاعيه جديد سپاه صحابه ايران به هلاكت رساندن مزدور رژيم گل محمد فرزند محمد كريم

بدين وسيله سپاه صحابه ايران به اطلاع عموم مردم ايران و بلوچستان ميرساند كه فرزندان مومن و غيور سپاه صحابه ايران در يك عمليات دقيق و برنامه ريزي شده موفق شدند يكي از مزدوران رژيم كه قبلا مزدور دستگير شده رژيم دادي فرزند بهرام در اعترافاتش نامش را فاش كرده بود گل محمد شه بخش فرزند محمد كريم را به هلاكت برسانند
گل محمد شه بخش يكي از مخبرين رژيم بود كه در به شهادت رساندن حاجي علم خان شه بخش فرزند كريم با مزدور رژيم حاجي نيك عمل شه بخش دست داشته و بعد از چند و قت به دست مجاهدان سپاه صحابه ايران به هلاكت رسيد
و هچنين مبارزين سپاه صحابه ايران ديشب خانه مزدور رژيم كد خدا بجار را معاصره كردند اما خود اين مزدور قبلا فرار كرده بود و عمليات نا موفق شد .
و سپاه صحابه ايران به ديگر مزدوران رژيم هشدار مي دهد كه هر چي زود تر توبه كنند و گرنه با آتش سنگين مبارزين سپاه صحابه ايران روبه رو مي شوند
التماس دعاء

حقیقت دنیا را درک کنیم و از مرگ غافل نباشیم

شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان، جمعه این هفته با مردم روستای گلوگاه واقع در اطراف شهر زاهدان دیدار کرد.
ایشان همچنین در مراسم نماز جمعه مسجد جامع روستای گلوگاه شرکت کرد و در میان جمع پرشور مردمی که از روستاهای اطراف گردهم آمده بودند به ایراد سخن پرداخت.
قرآن، کتابی که قلبها را مجذوب خود می کند
مولانا عبدالحمید سخنان خود را با تلاوت آیاتی از دو سوره مبارکه «نحل» و «عنکبوت» آغاز کرد و گفت: قرآن کتابی است که وقتی انسان به تلاوت آن می پردازد و یا به آن گوش فرا می دهد، به شدت تحت تاثیر آن قرار می گیرد. خداوند این کتاب را از نیروی جاذبه شگفت انگیزی برخوردار کرده است، نیرویی که قلبها را مجذوب این کتاب آسمانی می کند و همگان را به سوی آن فرا می خواند.
ایشان ادامه داد: وقتی فرشتگان نوای ملکوتی قرآن را می شنوند، نمی توانند خود را کنترل کنند وبی درنگ به سوی کسی که به تلاوت قرآن مشغول است می شتابند.
مولانا عبدالحمید اضافه کرد: آری! قرآن مجید کتابی است که وقتی جن ها نوای آن را شنیدند، یکدیگر را به سکوت فرا خواندند و بی درنگ به آن ایمان آوردند و هنگام بازگشت، به دعوت قوم خود پرداختند.
همچنین اگر شما زندگی عرب ها در دوران جاهلیت را مورد بررسی قرار دهید در می یابید که آنان از لحاظ طبیعت و سرشت انسانی، سرسخت ترین انسانها بودند؛ آبا و اجداد آنها سنگ و چوب را مورد پرستش قرار داده بودند اما تنها چیزی که توانست زندگی چنین انسانهایی را متحول کند قرآن مجید بود؛ هنگامی که قرآن تلاوت می شد همین انسانها سرفرود می آوردند و آنرا می شنیدند و اعتراف می کردند که این کلام، کلام بشر نیست.
ایشان ادامه داد: زمانی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه از شرّ مشرکان مکه به فردی که ابن الدغنه نام داشت پناهنده شده بود و چنان به تلاوت قرآن مجید می پرداخت که زنان و فرزندان مشرکان مکه می آمدند و تحت تاثیر کلام زیبای پروردگار متعال ایمان می آوردند، مشرکان وقتی این وضعیت را مشاهده کردند نزد ابن الدغنه رفتند و از او خواستند پناهندگی خود را از حضرت ابوبکر رضی الله عنه سلب کند، ابن الدغنه موضوع را با حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در میان گذاشت و از او خواست دیگر به تلاوت قرآن مجید نپردازد اما حضرت صدیق که عاشق کلام پاک پروردگار خود بود خطاب به او گفت: من به خاطر جلب رضایت تو هیچ گاه قرآن مجید را ترک نخواهم کرد؛ زیرا خداوند متعال را بهترین پناهنده خود می دانم.
بشر هیچ گاه از تعالیم زیبای قرآن و سنت بی نیاز نخواهد شد
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید در ادامه سخنان خود با بیان اینکه برنامه ارشاد و هدایت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم برای یک زمانه و یک قوم خاص نبود، بلکه این برنامه ویژه تمام ادوار و تمام اقوام بود خاطرنشان کرد: بشر به هر درجه ای از اتقا و پیشرفت مادی دست یابد، از تعالیم زیبای قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بی نیاز نخواهد بود.
ایشان ادامه داد: هر جا قرآن وتعالیم زیبای آن جاری باشد آنجا بهار معنوی و برکات آسمانی و زمینی نازل خواهد شد.
ما مسلمانان امروز از حقیقت دنیا و مرگ غافل شده ایم
امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین در فرازی دیگر از سخنان خود با تاکید بر اینکه زندگی دنیا یک بازیچه و منظره ای برای تماشا است که خیلی ساده مثل یک بازی به پایان می رسد، خطاب به جمع حاضر اظهار داشت: عزیزان من! جوانی و شادابی روزی به پایان می رسد، سلامتی و عافیت هم تمام می شود؛ بدانیم که نه مال دنیا پایدار است و نه پست و مقام و ریاست آن، بیاییم لحظه ای سر در گریبان فرو ببریم و از خود بپرسیم، کجایند مالکان قبلی این زمین و کجایند خوبان دنیا و بدان، آنها به کجا رفته اند؟
ایشان ادامه داد: خداوند متعال به ما انسانها توصیه می کند و می فرماید: فریفته دنیا نشوید؛ زیرا دنیا و اسباب آن پایدار نیستند. آری! امروز پادشاهان و روسای جمهور کشورها بدون آنکه بتوانند چیزی با خود ببرند، فرار می کنند، حقا که زندگی آخرت، زندگی واقعی و حقیقی است.
مولانا عبدالحمید ادامه داد: قرآن هشدار می دهد و می گوید ای انسانها دل به زندگانی دنیا ندهید و فریفته آن نشوید، آخرت خود را از یاد نبرید، در تلاش حاصل کردن رضایت و خشنودی پروردگار خود باشید و سعی کنید همواره با دین خدا زندگی کنید.
متاسفانه ما مسلمانان امروز از دو نکته بسیار مهم و حیاتی غافل مانده ایم؛ نخست اینکه دنیا را درک نمی کنیم و از آن غافل هستیم و دیگر اینکه از موت غافل هستیم. می بینیم که اطرافیان ما هر روز وفات می کنند اما از موت غافل هستیم و برای آن آمادگی نمی کنیم.
فرزندان ما باید علم و دانش فرا بگیرند
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید در آخرین بخش از سخنان خود تاکید کرد: وقتی آلودگی ها دور شوند و قرآن در جامعه تعلیم داده شود و نسل جدید به سوی دین رجوع کند خداوند در جوامع بشری تحول می آورد و همه ما باید در این فکر باشیم که فرزندان ما علم و دانش بیاموزند، خواه علم روز باشد یا علم حوزوی و دینی. باید مردم ما علم و دین بیاموزند و این دو روشنی را داشته باشند.
الحمدلله حرکت کوچکی در زمینه تعلیم قرآن صورت گرفته ولی باید هنوز تلاش بیشتر صورت گیرد تا هیچ خانه ای نباشد که در آن حافظ قرآن نباشد.
باید تلاش کنیم که همه دختران و پسران ما قرآن را تعلیم بگیرند.
باید مردم ما سنت های آنحضرت صلی الله علیه وسلم را در زندگی خود پیاده کنند.
باید فرزندان ما به طرف علم و دانش بروند و وحدت و انسجام حفظ شود چرا که این امر از تعالیم قرآن است.
همه باید دست به هم بدهیم و به فکر دین باشیم و به ریسمان الهی چنگ بزنیم و در تلاش رزق حلال باشیم.
باید کسانی که مکاتب قرآنی و مدارس دولتی را اداره می کنند مورد حمایت شما مردم مؤمن ومتدین قرار گیرند.

من کيستم؟!...


من، تو، او، ما، شما، ايشان، هر يک تصويری گويا از يک "من" هستيم که چه بسا در گذر زندگی از خود می پرسد که "من کيستم؟!"، چرا آمده ام، به کجا می روم؟!
سؤالهايست که بوی فلسفه جزيره نا شناخته از آنها به مشام می رسد! جزيره عقل حيران در جهانی فراسوتر از مدار عقل!!..
اينجاست که گه گداری عقل از جاده می لغزد وچون آن شاعر راه به بيراهه می برد که گفت:
آمده ام... نمی دانم چرا؟... می روم.. نمی دانم کجا؟!
وبالأخره رفت به آن "کجا آباد"، آن جهانی که چشمان بينايش، گوشهای شنوايش وپنچ احساس زنده اش را در اين جهان توانای دريافتن آن بود، ولی نخواست زير بار معرفت رود!
واقعيت بسيار ساده وآسان است، که حتی پيشينيان در زمانه ميخ وآتش آنرا به سادگی درک کرده گفته اند:
به من بگو دوستانت چه کسانيند، تا بتو گويم؛ تو کيستی.
اين ديگر با فلسفه هيچ رابطه ای ندارد. حقيقت تلخ است! آری، تلخ تلخ.
تو بگو با چه کسانی سلام وعليک داری تا به تو گويم؛ تو کيستی.. بله، جامعه ... دوستان... آشنايان ... ویاران...!!!
قرآن کريم نيز با صراحت تمام اين حقيقت تلخ را از زبان تجربه تلختر آن بيچاره ای که سرانجام کارش به دوزخ رسيده بود نقل می کند که با دلی پر درد ورنج وسینه ای گداخته پشيمانی بی سود داد می زند " ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی گرفتم، " ـ «يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا» ﴿الفرقان/٢٨﴾
آيا اينان دوستانند.. يا که دشمنان؟!..
می گويی: دل بريدن از دوستان وياران وهمنشينان کار ساده ای نيست، آنانی که با هم می نشينيم وگل می گوييم وگل می خنديم.. صدای خنده های شادمان ابرهای آسمان را قلقلک می دهد... لحظه های خوش جوانی، شيرين بگو.. شيرينتر بشنو... از اينجا وآنجا...
می گويم: بسیار خوب، .. ولی بالأخره چی؟ سرانجام اين خنده های فانتمی واين شاديهای زودگذر ودروغين به کجا می بردت؟
اگر به سوی سعادت ورستگاری.. که مرحبا وصد مرحبا به چنين دوستانی، وبايد که آنها را توتيای چشمانت کنی.
ولی اگر به شقاوت ودربدری ونا کجا آباد، از سيگار به ترياک ودام درد آور اعتياد.. واز سخن به اشاره... به تلفن ... به ميعاد واز آنجا به دامن پليد فساد!
بدان که اين دوستان همان مگسانند گرد شيرينی، وفردای رستاخيز کی توانند دست تو گيرند ای غافل نادان!
من کيستم؟
يا من آنم که در دل گلها جای دارم، از زيبا گلی به زيبا غنچه ای می پرم، روزهايم پر از ترانه گل وغنچه است به آنها کمک می کنم واز آنها ياری می جويم وبر می گردم تا آینده خود وديگران را بسازم، عسل شيرين قوت ونيرو بسازم، عسلی که قوت ونيرو می بخشد به بازوان پير وفرسوده... مرا "زنبور عسل " می نامند..
يا "من" آنم که زيبا وبا طراوت از گلی به گلی می پرم واز باغی به باغيچه ای واز کنار جوی آب زلال به برگه شاد گلها که مرا "پروانه" ناميده اند! پروانه خاموش وبی آزار.
يا من آنم که از کثافت به آشغال، واز نجاست به بدتر از آن می پرم، دوستانم يکی پستر از ديگری است... که مرا نام نهاده اند "خرمگس".
آری، ای دوست "من" يکی از اينهايم. حال اگر خواستی دريابی که تو کيستی، از خود بپرس که؛ من کيستم؟ نا خود آگاه خود را در يکی از زاويه های اين مثلث خواهی يافت؛ زنبور عسل زيبا ومفيد... پروانه خوشگل بی آزار... خرمگس کثيف.
می گويی: اگر خدای نکرده "من" خرمگس بودم آیا راه نجاتی هم هست؟!
می گويم: عزيز دل از خرمگس تا به زنبور راهی نيست؟
يک قطره اشک ندامت را در يک ليوان آه پشيمانی ريخته در سجده ای طولانی در برابر پروردگار يکتا بنوش، خواهی ديد که در يک چشم بهم زدن زنبور عسلی زيبا خواهی شد!
می دانم باور کردنش برايت خيلی سخت است.. برای همين بيا تا به پای مثالی از پيام آور توحيد حضرت محمد مصطفی صلی الله عليه وسلم نشينيم واز ايشان بشنويم آن قصه زيبا را...
در بني اسرائيليان شخصی بود قاتل وجلاد وغدار خون آشام که از هر صفت پستی جامی تا ته سر کشيده بود، تا جائيکه نود ونه (99) انسان بيگناه را با دستان مکر وحيله اش سر به نيست کرده بود، روزی همين سؤال حيران "من کيستم" زنگ خطر را در وجدانش به صدا در آورد، پيش يکی از علما وآخوندهای مذهبی رفته از گذشته اش اظهار ندامت کرد وجويای راه حلی برای خود شد.
آن آخوند چون او را غرق در منجلاب پستی يافت، از پشت عينک سياه نااميدی بدو گفت؛ هيچ اميدی برای تو نيست، اين دستان پليد وخون آشام تو را جز آتش سوزناک دوزخ جايی نيست. کسی که انسانی را بکشد گويی که انسانيت را کشته است، وتو گويی بشريت را نود ونه بار نيست ونابود کرده ای...
بوم نا اميدی بر شانه مرد قاتل نشست ودر گوش او آهنگ تار مرگ را سرود که چرا از 99 ، صد نسازی؟!
اين بود که قاتل خون آن آخوند ويا ملای سست بنياد را نيز بر زمين ريخت تا افتخار کشتن صد انسان را به خود دهد!..
ولی صدای وجدان را نمی توان خفه کرد، اين بود که بار دگر سؤال "من کيستم" گريبانش را گرفت واو را به سوی ندامت وپشيمانی دعوت کرد.
باز پی دانشمندی ديگر گرفت. ايشان بدو گفتند:
ـ ای بنده خدای، درهای توبه پروردگارت هميشه بروی بندگان پشيمانش باز است. زود توبه کن تا مبادا جام مرگ اين فرصت طلايی ندامت را از تو بربايد. از خدايت بخواه تا تو را ببخشايد واز همين لحظه از اين شهر برو به فلان شهر تا که از اطرافيان ودوستان شيطان صفتت، که گرگهايند در پوست ميش دور باشی، در آن شهر غريب زندگی تازه ای شروع کن، از غربت مترس که هرجا که ملک خدای توست ملک توست!..
مرد قاتل لباس پارسايی به تن نهاده با چشمانی گريان ندامت وپشيمانی، توبه بر لب راه سعادت در پيش گرفت...
ولی در تقدير الهی چيزی دگر نقش بسته بود!...
بله دوستان؛ دوست ما در راه جان به جان آفرين تسليم کرد.
فرشتگان عذاب با سپر وتير ونيزه های سوزانشان سر رسيدند تا قاتل صد انسان بيگناه را به سزايش برسانند.
فرشتگان رحمت نيز سراسيمئ سر رسيدند تا آن قلبی که چند لحظه ای پيش از منجلاب نيستی وپستی رهايی يافته بود را در پارچه ای ابريشم پيچيده به باغهای زيبای بهشتی برند.
بگو مگوی سختی در بين فرشتگان در گرفت، اينبود که راه حلی از پروردگار مهربان ـ دانای همه آن ماجرا ـ خواستند خداوند بخشنده مهربان امر فرمود که مسافت جسد بی روح را تا شهر گناه وشهر توبه وپشيمانی حساب کنند. اگر به شهر گناه که دوستان پست فطرت واطرافيان شيطان صفتش درآنند نزديکتر بود او را به دوزخ برند واگر به شهری که اميد به توبه وبازگشت وپارسايی را در آن داشت او را به بهشتهای برين سوق دهند.
خلاصه اينکه؛ خداوند زمين را دستور داد تا او را به شهر هدف نزديکتر سازد وبدينصورت دوست پشيمان ما راهی بهشت برين ورضايت الهی شد.
اين پيروزی مبارک باد مر او را!...
من کيستم؟!
سؤالی است که جوابش با من، تو، او، ما، شما، آنها، است.
خودمان خود را می سازيم...
پس بيا از کندوی معرفت عسل سعادت بنوشيم وچون زنبوران عسل خود وديگران را خوشبخت وبا سعادت سازيم.
به عبارتی ديگر تنها با گلها نشينيم وبا گلها وغنچه ها دوستی برگزينيم واز دوستان بد دوری جوييم که:
دشمن دانا بلندت می کند بر زمينت می زند نادان دوست!
بيا از همين لحظه وبا همين سؤال شروع کنيم:
" من کيستم"؟!

روحانیون ایران شیعه نیستند، در حقیقت آنها علی اللهی هستند

حقیقتی بر خیلی ها پنهان است، مردم ایران و جهان گمان میکنند آخوندها شیعه هستند، ولی حقیقت این است که آنها نام شیعه را دزدیدند و اصلا علی اللهی میباشند! اگر با ما همراه باشید، براحتی در این مقاله اثبات این گفتته را خواهید دید। ببینید! در ایران هر چندگاهی مردی ظهور میکند که خود را امام زمان یا نایب او میداند و هستند زنانی که خود را همسر امام مینامند!! حکومت آنها را به همراه طرفدارانشان دستگیر میکند در زیر فقط نمونه های از عناوین روزنامه های ایران را ببینید: 1 -دستگیری ۲ نفر مدعی امام زمان بودن 2- فرمانده انتظامی استان قزوین از دستگیری یک زن و یک مرد که با ادعای ارتباط با امام زمان و ائمه از مردم اخاذی می کردند، خبر داد. 3 - زنی که مدعی همسری امام زمان (عج) بود دستگیر شد 4- مدعیان دروغین نائب امام زمان (ع) در آمل دستگیر شدند. حتی که کار محاکمه و اعدام هم رسیده مثلا این خبر را ببینید: مدعی امام زمان در قم اعدام شد ... به گزارش خبرگزاری مهر، محمد حسین زاده ابوجسی معروف به درویش ساعت شش و 30 دقیقه صبح سه‌شنبه در خیابان نوبهار قم پس از انجام تشریفات شرعی و با صدور حكم قاضی اعدام شد. حالا سوال این است،حکومتی که مدعی امام زمانی را میگیرد مدعی نایب امام زمانی را میکشد، مدعی همسری امام زمانی را زندانی میکند، چرا کسی را که ادعای دکتری میکند نمیگیرد؟!!! چرا کسی را که ادعای کشف یک فرمول ریاضی را دارد، دستگیر نمیکند؟ جواب البته روشن است! جواب حکومت ایران این است: ما دکتر ها را دستگیر نمی کنیم چون آنها واقعا دکتر هستند، ولی کسی که مطب باز میکند، اما دانشگاه پزشکی را ندیده، باید که بازداشت شود! و بر این منطق ما مدعیان امامت و نایب امام و همسر امام زمان دستگیر میکنیم زیرا آنها دروغگویانند. خواننده گرامی از این استدلال نتیجه میگیریم که دولت ایران اشخاصی که ادعایشان درست است را دستگیر نمیکند، مثلا اگر من بگوییم فلانی دکتر خوبی است ملامت نمیشوم اما اگر بگویم هاشمی رفسنجانی امام زمان است حتما دستگیر میشوم این فرمول ساده است. در سایه این فرمول ساده خوب است بدانید که دولت ایرانی کسانی را که ادعا میکنند بندگان خدا صفات خدایی دارند را دستگیر نمیکند برا ی مثال در فیلم زیر:


شخصی بنام (سید محمد جواد ذاکر) از امام حسین میخواهد گناهانش را عفو کند و خطاب به امامان میگوید شما ها به من زندگی دادید!!! شما ها رزق و روزی می دادید!! و من ناشکر بودم! یعنی این جناب مدعی شده ؛فلانکس خداست؛ و بزبان ساده از زبان شخص دیگری ادعای خدایی میکند اما هرگز دستگیر نمی شود!! این آقای سید جواد ذاکر در قم درس دینی خوانده، و حجه السلام طباطبایی از مدرسین درس اخلاق در حوزه علمیه قم در صله این کفرگویی دخترش را به عقد او در میاورد و این خود دلیلی دیگر است که عقیده این فرد عقیده همه روحانیون قم است। پس نه فقط او توبیخ و بازداشت و اعدام نمیشود که روی چشم و دل ملایان شیعه جا دارد

شما اگر فیلم زیر را ببینید متوجه میشود که این خبیث، میگوید لا اله الا زهراء

و میگوید من علی پرستم و میگوید علی خالق ارض و سماء است. خودتان بشنوید:


او البته با انتقاداتی روبرو شد، اما این انتقادها بخاطر عقیده اش نبود، ملایان قم او را ؛بخاطر بی پروایی در آشکار کردن عقیده اصلی شیعه؛ سرزنش کردند!! نشان به آن نشانی که اين مدعی خدایی( مدعی خدایی برای دیگران را) نه فقط نازکتر از گل نگفتند، و نه فقط حکومت او را دستگیر نکرد، بلکه بهترین امکانات برایش فراهم بود! اما خداوندی که بر آسمانها و زمین فرمانروایی دارد، او را دستگیر کرد! پادشاه اصلی جهان برای او عذاب عجیبی فرستاد، مرض خبیثی را به حنجره اش فرستاد، دکتران از تشخیص مرض عاجز شدند و نام سرطان را بر آن نهادند! این بدمذهب که به برکت همین حنجره صدای فوق العاده خوبی داشت؛اما آن حنجره را برای کفر گویی به شیطان هدیه داده بود؛ توسط شهنشاه جهان مواخذه شد، و بشدت شکنجه شد و چند بار عمل جراحی کرد و شیمی درمانی هم روش!! اما افاده نکرد و راحت هم نمرد، 40 روز مثل آریل شارون در اغماء بود، تا هلاک شد. روحانیون ایران، این هم مذهب خود را با سلام و صلوات در صحن حرم معصومه (مقدسترین مکانشان در ایران مرکزی) دفن کردند و این احترام خود دلیل دیگری است که آنها این مدعی خدایی ( خدایی برای دیگران ) را دوست میداشتند!

پس نتیجه اینکه، روحانیون ایران علی اللهی هستند، هیچ شکی در این گفته نیست!

پس ای شیعه عزیز چشم خود را بر حقایق نبند , در ایران به خامنه ای توهین کنی و بگویی فلانی هم مثل خامنه ای رهبر ایران است پوستت را میکنند!! اما به الله توهین میکنند و میگویند فلانی هم مثل الله روزی رسان و خالق آسمانها و زمین است،ولی نه پوستش را میکنند نه هیچ !! بلکه گل بارانش میکنند! پس بیدار شو! ای شیعه بیدار شو! آنها نام مقدس شیعه دزدیدند شیعه حقیقی امیر المومنین علی، ما سنی ها هستیم و آنها ( ملایان) علی اللهی هستند! بیدار شو!

اسلام تکس

مرض بدگمانی

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ) [الحجرات: ١٢] «ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌های بد بپرهیزید که بی‌شک برخی از گمان‌ها، گناه است. و به کنجکاوی و تجسس (در کارهای دیگران) نپردازید و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ بی‌گمان از این کار نفرت دارید. و تقوای الله پیشه کنید. به یقین الله، توبه‌پذیر مهربان است». {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ} [يونس: 36] «و بيشترشان‌ جز از گمان‌ پيروي‌ نمي‌كنند» يعني: اين‌ شيوه‌ پندار و عملشان‌، نه ‌از روي‌ خرد و بصيرت‌ بلكه‌ حاصل‌ پندار و گمان‌ است‌ آري‌! اين‌ گمانشان ‌هرگز بر حجت‌ و سند و تكيه‌گاهي‌ از خرد و بينش‌ متكي‌ نبوده‌ بلكه‌ صرفا پندار و خيالي‌ باطل‌ و بي‌اساس‌ است‌ «و گمان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از معرفت‌ حق‌ بي‌نياز نمي‌گرداند همانا الله به‌ آنچه‌مي‌كنند» از پيروي‌ گمان‌ و فروگذاشتن‌ حق‌ «داناست‌» پس‌ اين‌ كارهايشان‌ بي‌كيفر نمي‌ماند. الله تبارك و تعالي در اين آية مباركه ابتدا اهل ايمان را از گمان بردن فراوان و از پيروي از هر گونه گمان باز داشته علتش را بيان كرده است که برخي از گمانها گناه مي‌باشد، گمان بد و يا بدبيني عملی زشت و ناپسند است. البته از گمان بردن مطلق منع نفرموده است زيرا نوعي از گمان از نظر اخلاقی و ديانت پسنديده و مطلوب است، مثلاً گمان نيك در بارة اللهأ و پيامبرص و گمان نيك در بارة مؤمنان و كسانيكه انسان با آنها در رابطه است، و كسانيكه دلائل شرعي و منطقي براي بدبيني در بارة آنها وجود نداشته باشد. اما گمانهايي كه گناه است اين مي‌باشد؛ اینكه انسان بدون دليل در بارة ديگران سوء ظن و نظر بد داشته باشد، و يا در ابراز رأی دربارة ديگران هميشه بنا را بر سوء ظن بگذارد، و يا در بارة كسانيكه ظاهر حالشان بر صلاح شان دلالت دارد بد گماني كند، همچنين اين نيز گناه است كه در قول و فعل كسي احتمال خوبي و بدي برابر و يكسان باشد و ما بنا را بر سوء ظن گذاشته در بارة او بد بين شويم، كسيكه از الله متعال مي‌ترسد حتماً اين احتياط را در پيش خواهد گرفت كه در برخورد خود با مردم دچار لغزش و گناه نگردد چون گمان بد خود گناه است و سرچشمه گناهان ديگر و بزرگتری چون تهمت و تجسس و غيبت ميگردد و هر گاه اين عادات بد و زشت در ميان مسلمانان شيوع پيدا كرد جنگ و نزاع و اختلاف و تفرقه و دشمني بيشتر مي گردد. خاطرنشان‌ مي‌شود در مورد حرمت‌ سوء ظن‌ رسول گرامی اسلام نیز ما را بی بهره نگذاشته در سخنانی بسیار آموزنده ما را از بیماریهای قلبی که سرچشمه بسیاری از آنها سوءظن می باشد بازداشته فرموده‌اند: «إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الـحَدِيثِ، وَلَا تَحَسَّسُوا، وَلَا تَجَسَّسُوا، وَلَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّـهِ إِخْوَانًا». (بخاری و مسلم) «شما را از ظن و گمان (سوءظن و بدبینی) بر حذر میدارم زیرا ظن و گمان بزرگترین دروغ به شمار میرود، و هرگز در پی یافتن عیوب دیگران نباشید و تجسس نکنید و به یکدیگر حسادت نورزید و به همدیگر پشت نکنید، از هم ناراحت و دلگیر نشوید، و بندگی الله را پیشه کنید در حالیکه با یکدیگر برادر (و مهربان) هستید». سوءظن بزرگترین مانع همكاریهای اجتماعی و اتحاد و پیوند دلهاست، و انسان را به زندگی فردی، گوشه گیری، انزوا و تك روی و مفاسد ناشی از این صفات می كشاند، سوءظن نمی گذارد انسان به دیگری اعتماد كند و پایة همكاری با او را بریزد و با كمك او به حل مشكلات بشتابد. بدبینی سرچشمة عداوتها، و گاهی مایة اصلی جنگها و نزاعهای خونین می‌شود. چه بسیار خانواده‌ها كه بر اثر بدبینی از هم متلاشی شده، چه بسیار اشخاص لایق و باشخصیت كه با یك گمان بد در حق آنها، تسلیم مرگ گردیده‌اند، و گاهی گمان بد آتش جنگهای بزرگی را روشن ساخته است. همچنین سوءظن، محبت و دوستی را از بین می‌برد و نفاق و دورویی را در میان دوستان پرورش می‌دهد، زیرا چنین كسی در ظاهر ناچار است تظاهر به دوستی با رفقای خود كند در حالی كه در باطن چنین نیست و نسبت به آنها بدبین می‌باشد و همین رفتار موجب پرورش روح نفاق و دورویی در او خواهد گردید و به همین سبب رسول گرامی اسلامص آنرا «أکذب الحدیث» ـ دروغ‌ترین سخن ـ نامیده‌اند. بدبینی سرچشمة ناراحتی روح و عذاب جسم و اضطراب و نگرانی خاطر است. افراد بدبین غالباً ناراحتند، و بر اساس توهماتی كه دربارة اشخاص و حوادث دارند فوق العاده رنج می‌برند. آنها از معاشرت با افراد كه یكی از وسایل عادی و مؤثر نشاط روحی است گریزانند زیرا كلمات یا كارهای مردم را کنایه و نیشهایی برای خود فرض می‌كنند. از درد دل با دوستان كه وسیلة مفیدی برای تخفیف آلام و ناراحتیها است می‌ترسند، زیرا ممكن است موجب افشای اسرار آنها و یا مشكلات دیگری گردد! و به همین دلیل غالباً افسرده، بی‌نشاط و غمگین هستند، و تدریجاً به صورت یك موجود معطل و بی‌فایده در می‌آیند. افراد بدبین از صفای روح غالباً بی‌بهره اند زیرا همیشه در دل خود مشغول به غیبت افراد دیگرند و به همین ملاحظه بعضی از علمای اخلاق، سوءظن را به عنوان «غیبت با قلب»‌ عنوان نموده‌اند و همانگونه که قبلا اشاره کردیم چه بسا این آفت خود منشاء بسیاری از بیماریهای قلبی دیگر همانند غیبت و حسد می‌گردد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ گمان‌ بر چند نوع‌ است: 1 ـ گمان‌ واجب‌ يا آنچه‌ بدان‌ امر شده‌ : مانند داشتن گمان‌ نيك به ‌الله متعال‌ و به‌ مؤمنان‌. در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي» (صحيح البخاري) «من‌ نزد گمان‌ بنده‌ خود، در حق‌ خود، هستم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «لَا يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللهِ الظَّنَّ» (صحيح مسلم) «هرگز يكي‌ از شما نميرد، مگر اين‌كه‌ به‌ اللهأ گمان‌ نيك‌ داشته‌ باشد». 2 ـ گماني‌ كه‌ ممنوع‌ يا حرام‌ است: مانند‌ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ الله متعال، نسبت ‌به‌ اهل‌ صلاح‌ و نسبت‌ به‌ مسلمين‌ پوشيده‌ حالي‌ كه‌ ظاهر حال‌ آنها بازتاب‌گر نيكي‌ و عدالتشان‌ است‌. اما چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ كسي‌ كه‌ آشكارا مرتكب‌ اعمال‌ بد مي‌شود، يا خود را در موضع‌ شك‌ و تهمت‌ قرار مي‌دهد، حرام‌ نيست‌. 3 ـ گماني‌ كه‌ مستحب‌ است: مانند گمان‌ نيك‌ داشتن‌ به برادر مسلمان‌ و گمان‌ بد داشتن‌ به كسي‌ كه‌ ظاهر حالش‌ نشان‌دهنده‌ فسق و فجور و شرارت‌ است‌. 4 ـ گمان‌ مباح: همچون‌ گمانه‌ زدن‌ در استنباط احكام‌ شرعي یا استنتاج احکام‌ فرعي‌ عملي‌ از راه‌ اجتهاد، و عمل‌ نمودن‌ به‌ گمان‌ غالب‌ در شكليات و ظاهر‌ نماز ـ كه‌ مثلا سه‌ ركعت‌ خوانده‌ است‌ يا چهار ركعت‌.